ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧١ - خط آشنا
قسمت دوم
محمدمهدى ركنى
اشاره
در قسمت اول اين مقاله با معناى لغوى و اصطلاحى «توقيع» و چگونگى پيدايش توقيعات آشنا شديم. دراين قسمت پس از آشنايى اجمالى با تعداد توقيعات و شناخت دلايل و قرائنى كه بر درستى صدور توقيعات دلالت مىكنند، مرورى اجمالى خواهيم داشتبر اولين دسته از توقيعات.
شماره توقيعات
شماره توقيعات در دو كتاب كمال الدين و تمام النعمة، شيخ صدوق و كتاب الغيبة، شيخ طوسى جمعا ٩٢ عدد است. كه پس از حذف موارد مشترك ٨٠ توقيع مىشود. به اين شرح: در كتاب كمالالدين در بابى كه به «ذكر توقيعات وارده از امام قائم (ع)» اختصاص دارد، ٤٩ توقيع و يك دعا نقل شده كه برخى كوتاه و بعضى طولانى است. اما شيخ طوسى در كتاب الغيبة در باب مخصوص توقيعات و مواضع ديگر ٤٣ توقيع و خبر نقل مىكند، كه بعضى از آنها را از جمله معجزات امام غايب شمرده، و برخى ديگر توقيعاتى است كه با شرح موارد صدور آنها ذكر كرده و متضمن سرگذشتى است جالب توجه، و شمارى ديگر دستخط امام زمان (ع) است كه به صورت منشور- فرمان سرگشاده عمومى- صادر شده، و شامل مباحث اصولى مذهب است. از اين ٤٣ توقيع ١٢ عدد منقول از صدوق است كه بعضى عينا در كمالالدين ديده مىشود.
بنابراين مجموع توقيعات غيرمكرر در دو كتاب ماخذ ما ٨٠ عدد است.
ناگفته نماند بناى نويسنده در اين نوشتار استقصا و پىجويى براى جمعآورى همه توقيعاتى كه در كتب حديث و روايت آمده، نبوده است،[١] بلكه تكيه بر كهنترين آثار است و نقل نمونههايى چند در ارتباط با مقصود، و آشنا كردن خوانندگان استبا اين بخش از اخبار مذهبى و آثار برجا مانده از امام زمان (ع) پيش از پرداختن به متن توقيعات اخبارى را كه حاكى از آشنايى شيعه با خط و توقيع امام خود است مىآوريم.
خط آشنا
از دليلهاى استوارى كه آرامبخش دل حقيقتجويان است و بدرستى صدور توقيعات از طرف امام غايب حجةبن الحسن (ع) اطمينان مىبخشد آشنايىاى است كه بعضى از شيعيان و اصحاب ائمه با خط امام زمان خود داشتند و نشانىهاى آن را مىدانستند. مهمتر آنكه مؤمنان پژوهشگر و دقيق خود قبلا از امام نمونه خط خواسته بودند. به اين خبر توجه كنيد:
احمدبن اسحاق كه از صحابه نزديك امام حسن عسكرى (ع) استبه خدمتحضرت مىرسد و عرض مىكند:
نامهاى با دستخط مبارك خود برايم بنويس كه ببينم و خط شما را بشناسم، تا هر وقت نامه شما به من مىرسد بدانم تزويرى در كار نبوده و از خود شماست.
امام حسن (ع) پذيرفت و ضمن اينكه يادآور شد گاهى خط بواسطه تعويض قلم مختلف مىشود دستور داد قلم و دواتى آوردند و نامهاى نوشت و به وى داد.[٢]
در آغاز نوشته گفتيم اصطلاح توقيع در مورد نامههاى كوتاه امام هادى و عسكرى (ع) كه در جواب سؤالات شيعيان مىنوشتند نيز به كار رفته، زيرا آنان هم زندگى نسبتا مخفى داشتند و با مكاتبه و وسيله وكيلان با مردم در تماس بودند، بدين جهت احمدبن اسحاق نمونه خط مطالبه مىكند و حضرت به او ارائه مىدهد. با اين آشنايى قبلى اصحاب خاص است كه احمدبن حسن بن اسحاق قمى تصريح مىكند كه:
چون خلف صالح (ع) زاده شد از آقاى ما حسن بن على عسكرى (ع) به جدم نوشتهاى رسيد كه در آن به دستخطى كه توقيعات به آن بر جدم وارد مىشد نوشته شده بود:[٣]
«فرزندى براى ما زاده شد، كه بايد خبرش نزد تو پوشيده و از همه مردم پنهان ماند. ما آن را اظهار نمىكنيم مگر به نزديكان به واسطه خويشاوندى و به دوستان به سبب دوستيشان. اما دوست داشتيم اين مژده را به تو اعلام كنيم تا خدا تو را به آن مسرور گرداند، همچنانكه ما را از آن خوشحال كرد، والسلام».[٤]
آنچه نقل شد در مورد توقيعات رسيده از امام يازدهم بود؛ اما اخبارى كه در دو كتاب مرجع ما درباره خط و نويسنده توقيعات آمده سه خبر در كمالالدين است و تعبير به گونهاى است كه در دو روايت نويسنده را خود امام معرفى مىكند. و در يكى به خط شناخته شده و شش خبر در كتاب الغيبة آمده كه دو خبر آن خط را از خود امام مىداند و چهار خبر توقيع را به همان خطى مىداند كه در زمان امام حسن عسكرى نوشته مىشد و آشنا بود. از نظر اهميتى كه دارد مورد استشهاد از اين اخبار را نقل مىكنيم:
كمالالدين، باب ذكر التوقيعات:
حديث ٢: محمد بن صالح همدانى گفت: به صاحبالزمان (ع) نوشتم ... پس امام (ع) جواب نوشت ... (ص ٤٨٣)
حديث ٣: محمدبن همام گويد از محمدبن عثمان عمرى