ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٧ - ١ آيات
فرامرز (صادق) سهرابى
زندگى انسانها در مسير تكاملى خويش در هر دورانى از ويژگىهاى خاصى برخوردار است. بر اساس اين روند تكاملى، هر قوم و ملتى در دوران خود براى رسيدن به اهداف و آرمانهايى كه دارد، نيازمند به نوعى «مهندسى اجتماعى» متناسب با همان دوران و ويژگىهاى خاص آن است. آن گاه كه عنصر دين و مكتب نيز در اين بحث ملحوظ مىشود، گر چه به مفاهيمى چون تكامل، آرمان و محتواى مهندسى اجتماعى معنا و صبغهاى خاص داده و به آنها هويت و رنگ تعالى و قداست معنوى مىبخشد، اما در مرحله تحقق عينى از قاعده و ملاكى كه ذكر آن گذشت، مستثنى نيست.
جريان دوران غيبت و زندگى شيعيان و پيروان مكتب امامت هم در همين قالب و بينش قابل ارزيابى و بررسى است.
اكنون ما در زمان غيبت امام و حجتحق به سر مىبريم. اين امر در اثر روى برتافتن بشر از حق، پيروى از هواپرستى و جهل و استكبار او، و در يك سخن، نتيجه عدم بلوغ كامل بشريت است.
بر اساس آنچه گفتيم اين دوران نيز از ويژگىها و خصوصيات معين برخوردار است و بشر در مسير تكاملىاش بايد شرايط خاصى را در خود به وجود آورد تا به اهداف و آرمانهاى والايى كه دارد، نايل گردد. ما از اين ويژگىها و شرايط خاص، تعبير به «مهندسى احياگرى دين» مىكنيم. كه در واقع نوع خاصى از همان «مهندسى اجتماعى» مربوط به يك «جامعه منتظر» است؛ جامعهاى كه در انتظار ظهور يك «مصلح جهانى» به سرمىبرد.
در ميان لايههاى مختلفى كه امروزه در ميان مردم دنيا وجود دارد، منتظران يا همان شيعيان و پيروان مكتب امامت، نزديكترين لايه مردم به آن «مصلح» هستند. آنان براى رسيدن به جامعه آرمانى خود، تكاليف و وظايفى دارند كه به لحاظ ضرورت زمينه براى بناى اين جامعه با انجام آنها بايد آن «مهندسى احياگرى دين» را به وجود آورند.
چگونه مىتوان به اين بلوغ رسيد
اما اين زمينه سازى و مهندسى اجتماعى خاص جامعه منتظر، چگونه صورت مىپذيرد؟ طرح اسلام و هندسه فكرى شيعه در اين بستر چيست؟ و به تعبير ديگر، چگونه مىتوان به بلوغ مذكور رسيد؟
چگونه بايد مكتب انتظار را در عينيت اجتماعى به صورت فرهنگ درآورد و حركت تاريخ را به سمت و سوى زمان ظهور پيش برد و سرعتبخشيد؟
از آنجا كه هر مهندسى اجتماعى بر اساس يك هندسه فكرى و اعتقادى شكل مىگيرد، در اين زمينه بايد به سراغ هندسه فكرى و بينش اعتقادى شيعه رفت. آنچه به طور اجمال مىتوان گفت اين است كه طرح اساسى و هندسه فكرى شيعه در پاسخ به سؤالات فوق، همانا «نظام ولايت» است. نظام ولايت، در واقع، روح و زير بناى تمامى دستگاههاى فكرى، اعتقادى، ارزشى و عملى شيعه به شمار مىآيد.
تنها در ارتباط با اين اصل اصيل است كه ابعاد گوناگون مكتب شيعه و فرهنگ انتظار شكل مىگيرد و مهندسى احياگرى دين با هدف رسيدن به جامعه آرمانى ظهور تحقق عينى مىيابد.
تبيين استدلالى مطلب مذكور تفصيل خاصى را مىطلبد كه در مجال اين مقال نمىگنجد؛ اما از اشاره به آن دريغ نمىورزيم.
بينش فلسفى و مكتبى هر دو بيانگر اين حقيقت است كه خداوند متعال بر اساس حكمت و جعل خويش، نظام ولايت را خاستگاه، بستر و سبب تكامل انسان و جهان قرار داده است. در واقع نظام تكامل موجودات در عالم هستى، بر مبناى نظام ولايت پيش مىرود.
در بينش فلسفى، حقيقت مزبور بر اساس قواعدى چون «امكان اشرف»[١] و مانند آن تبيين مىشود و در تبيين مكتبى و دليل نقلى، آيات و روايات بسيارى روشنگر آن هستند.
١. آيات
از آيات قران، تنها به دو آيه اشاره مىكنيم:
اول: «... و كونوا مع الصادقين»؛ همواره با «صادقين»[٢] باشيد. «صادقين» در مصداق اتم و اكمل خود، امامان معصوم (ع) هستند[٣]. بر اين اساس، قرآن به همه مسلمانان دستور مىدهد كه با ائمه اطهار (ع) «معيت» داشته و «با آنها باشند» و