ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٤ - مهدويت و رسالت نهادهاى فرهنگى
(ع) است و عين على (ع) استبه سمت او گرايش پيدا مىكند. در كتاب عصر زندگى مىتوانيد ويژگىهاى اين رهبر را پيدا كنيد. او رهبرى است كه اول كه مىآيد با ياران خاص ٣١٣ نفر خود بيعت مىكند. از اصول تعهدات آنها اين است كه كمربند طلا نبنديد؛ لباس ساده بپوشيد؛ ساده بنشينيد؛ ساده بلند شويد؛ ساده بخوابيد؛ من به شما تضمين مىدهم كه چنين كنم. رهبرى كه به ياران درجه يك خود تضمين مىدهد كه عين شما باشم. نهجالبلاغه هم دارد كه حضرت امير (ع) ضمن اولين خطبهاى كه پس از بيعتخواندند- كه اگر اين خطبه نيمصفحهاى را مردم در ذهنشان رفته بود اوضاعشان خيلى بهتر از الان بود و ديگر اين همه كنگره نهجالبلاغه و بگير و ببند و بستنى سه رنگ و شربت هفت رنگ كه به جايى نرسد نيازى نبود- در برابر مردمى كه عثمان را كشتهاند تا با ايشان بيعت كنند مىفرمايند: «ذمتى بما اقول رهينة و انا به زعيم»؛ من رهبرى هستم كه گردنم گرو وعدههايم است. وعدههايم قلادهاى استبر گردنم اگر عمل نكردم آن را بكشيد. ما بگوييم در آينده چنين رهبرى مىآيد، كدام جوانى است كه اينها را بشنود و معتقد نشود؟! ولو فرض و خيال. چون مىگويند آينده خوب را ولو فرضى هم هستبايد بسازيد. اين كتابهايى كه من جوش مىزنم و مىگويم باطل است و بعد از اينكه برخى ناشران كتب مهدوى آنها را چاپ مىكند بايد بفرستند خميرشان كنند اقلا كارتن بشود براى اينكه اينجور مطالب و تبيينها را ندارند و زدگى ايجاد مىكنند. نمىخواهم برخى از تكههايش را بگويم چرا كه مستهجن است، بياييم بگوييم كه مدفوع حضرت مهدى چگونه است؟ آخر اين مسائل به شما چه ربطى دارد؟ اينها از اسرار روايات است. ائمه ما (ع) بدنشان غير از بدن ماست و از جنس روح ما ساخته شده است. مسائلى است كه گفتنش كار همه نيست. آشيخ مجتبى قزوينى اين مطالب را مىتوانستبگويد. آنها ويژگىهاى خاصى دارند، انسانهاى خدايىصفتند. تو چه كار دارى به اين مطالب؟ على و مهدى (ع) را جورى بايد تصوير كنى كه اين جوان بيايد به عنوان يك رهبر نمونه دنبالش بدود.
اين باند سكولارها و آقايان مىگويند كه دين مخالف رفاه است. ابدا دين با رفاه كاملا موافق است ولى نه سرمايهدارى در اسلام هست و نه فقر. حتى در مورد گوشت داريم كه اگر كسى چهل روز گوشت گيرش نيامد مىتواند قرض كند و گوشتبخرد و بخورد. اگر قرضش را نتوانستبدهد وظيفه امامالمسلمين است كه آن را پرداخت كند. اينها از اسلام استحتى ميوهها، سبزىها، شير، گوشت. اينها هست ولى ريخت و پاش و اضافه خوردن و اشرافىگرى و سفرههاى اينچنين و غذاهاى آنچنان خوردن بيش از اندازه نيست. دارد كه يك سوم معدهتان براى غذا و يك سوم آب و يك سوم تنفس، نه مثل اين آمريكايىها و بعضى از اين ايرانىها اينقدر بخورند كه از چاقى بتركند. زندگى مىكنند كه بخورند نه مىخورند كه زندگى بكنند. خوردن هدف مىشود و لذايذ مادى است. حديث مفضل را كه مىگويند مرفوع است و سند ندارد ولى به نظر من اين سخنان از امام صادق (ع) است چون در آن مطالبى دارد كه دليل بر اين است كه از امام معصوم (ع) صادر شده است. مدتى كه به بنياد نهجالبلاغه مىرفتم قسمتى از آن را مطرح كردم و عدهاى را ديدم كه اشك از چشمهايشان جارى شد. اگر اولا ما محاسن كلام ائمه (ع) را درستبشناسيم و بعد خوب بيان كنيم نه در نثرهاى بد و نه در گويشهاى بد. خلاصه اگر خوب بيان كنيم همه مريد مىشوند. خدا رحمت كند دكتر شريعتى را (اين را بگويم كه در صحبتهايم گاهى از دكتر شريعتى نقل مىكنم چون همشهرى و دوستمان بود نه اينكه همه حرفهايش را قبول داشته باشم). ايشان در فرانسه كه درس مىخوانده مىگفت طبقه بالاى منزلشان الجزايرىها ساكن بودهاند گاهى مراسمى كه داشتيم نهجالبلاغه را مىبردم و مىخواندم. مىگفتبعد هم كه مىرفتم مىگفتند آن كتابت را بياور و بخوان. صحيفه سجاديه اخيرا در كنفرانسى دينى كه بوده به افراد مىدادهاند تعجب مىكنند كه شما عجب كتابى داريد. كه اين صحيفه سجاديه در ايران ما مظلومترين كتاب است. در اين صحيفه سجاديه مباحث محيط زيست، اقتصاد، اثرات شغل و كار و بيكارى بر انسان، الگوى مصرف كه مشكل اساسى جامعه است و تربيت فرزند و ... در قالب دعا مطرح شده است. برحسب ابواب الحياة، صحيفه سجاديه تجزيه شده است. خودم از علامه امينى شنيدم كه به من گفتند از اهل تسنن براى من نوشتند همه صحبتها و اسناد و مداركتان درست ولى از شما سؤال دارم كه يك امام شما (امام زينالعابدين (ع)) يك