ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٨ - نگرشى بر موضوع دعا براى تعجيل فرج
تلاش و كوشش او در رسيدن به هدف است. به تعبير ديگر مىتوان دعاى تعجيل فرج را در دو مرحله آن يعنى مرحله وجودى و استعدادى و مرحله زبانى تكميلكننده يكديگر به شمار آورد كه اين تكميل و تأثير از دوجهت است:
١. دعاى تعجيل فرج و درخواست ظهور از خداوند، اظهار كردن و آشكار نمودن نياز و فقر انسان در مورد همان استعداد و تلاش و جهاد و آمادهسازى او براى ظهور و قيام امام عصر، عليهالسلام، است.
يعنى اگر اين تلاش و زمينهسازى در واقع، زبان نياز و دعاى وجودى انسان است كه خداوند آن حضرت را ظاهر فرمايد و حكومت عدل خود را محقق سازد، دعا و درخواست زبانى، اظهار اين نياز و دعاى وجودى در درگاه خدا، و درنتيجه مرحله تكاملى آن است؛ زيرا روح و حقيقت اين درخواست و فقر انسان به خدا و عبوديت و بندگى او به پروردگار را آشكار كرده و آن را به تكامل مىرساند. به اين مثال توجه كنيد:
يك انسان مؤمن و عبد واقعى ممكن است با رياضت و عبادت و جهاد و انجام تمام اوامر الهى (در عمل و در مرتبه وجودى) واقعاً عبوديت و بندگى خود را تحقق بخشد و يك بنده حقيقى خدا گردد اما يكى از مراتب وجودى او مرتبه ظاهر و زبان اوست. اوج بندگى و تكامل عبوديت او وقتى خواهد بود كه علاوه بر مرتبه وجودى و عملى با زبان نيز به بندگى و عبوديت خود در درگاه الهى اقرار كند و دعا و درخواست
و راز و نياز نمايد، اشك بريزد، از خوف خدا بلرزد و نقش بر زمين گردد. اميرالمؤمنين على، عليهالسلام، عالىترين نمونه عبد حقيقى خداست كه عبوديت خود را در وجود و اعمال و تلاش خويش متجلى ساخته است اما تكامل و اوج اين عبوديت را در مناجات و راز و نياز و دعا و درخواست و گريه و خوف از خداوند تحقق مىبخشد. اگر اين مرتبه زبانى و دعا و درخواست با زبان نبود آن استعداد و عبوديت در مرتبه عمل و عبادت ناقص بود.
در مورد بحث خود نيز مىگوييم علاوه بر دعا در مرتبه وجودى يعنى ايجاد مقدمات و زمينههاى ظهور، ظلمستيزى و آمادگى و آمادهسازى، دعا در مرحله زبان و درخواست از خداوند براى تعجيل در فرج مقدس امام عسر، ارواحنافداه، نيز لازم است تا با مرحله اول هماهنگ گشته و آن را تكامل بخشيده و زمينه استجابت آن را فراهم سازد و عبوديت و فقر و نياز انسان به خدا را در درگاه الهى آشكار گرداند.
٢. اساساً دعا كردن و درخواست جدى و حقيقى از خداوند با زبان و التماس و تضرع به حضرت حق، خود، زمينهساز و عامل شكوفايى استعداد براى دريافت فيض از خداوند است يعنى در واقع مرحله اول استعداد و دعاى وجودى را شكوفا مىسازد، و مىتواند عاملى از عوامل قضا و قدر و صلحتسازيخداوند باشد و اين خود، پاسخ اين اشكال است كه: گر فلان چيز به مصلحت من باشد خداوند خودش عطا مىكند و دعا نمىخواهد، و اگر نباشد و قضا و قدر الهى به آن تعلق نگرفته باشد هرچه هم دعا كنيم مستجاب نخواهد شددر اينجا مىگوييم خود دعا كردن به خصوص اصرار در دعا و بسيار به خدا التماس كردن، مىتواند زمينه ساختن مصلحت و سپس تعلق قضا و قدر را به وجود آورد؛ زيرا اين عمل حالت تشنگى و خواهانى و استعداد و ظرفيت را در روح انسان ايجاد مىكند كه هيچگاه بدون آن امكان نداشت.
بنابراين اگر مىبينيم در احاديث به دعا كردن براى تعجيل در فرج امام عصر، عجلالله تعالى فرجه، امر و تأكيد گرديده، و به خصوص خود آن حضرت در نامه و خطابى كه به شيعيان داشتهاند، فرمودهاند:
و اكثروا الدعأ بتعجيل الفرج فان ذلك فرجكم. براى تعجيل فرج بسيار دعا كنيد كه فرج شما نيز در همانست.
به همين جهت است كه اين دعا كردن و اصرار و التماس نمودن به خدا حالت روحى و زمينه روانى و تشنگى نسبت به پذيرش حكومت آن حضرت را در انسان به وجود مىآورد، و اين هم بعدى از همان شكوفايى استعداد و آمادگى عملى و مرحله اول دعا؛ يعنى دعاى وجودى و استعدادى است.