ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٦ - هدايت شده پيروز
هدايت شده پيروز
پاسخ به تحريفهاى بريتانيكا در موضوع مهدويت
قسمت پايانى
مرتضى دهقان، بهروز عليزاده
اشاره: بررسى آن دسته از مقالات دايرةالمعارف بريتانيكا كه به(Encyc lopaedia Briannica) موضوع آخرالزمان و اعتقاد به مهدويت در نزد مسمانان پرداخته، نشان مىدهد كه نويسندگان اين مقالات اطلاع چندانى از اين موضوع نداشته و حتى در بسيارى از موارد اطلاعات غلط و تحريف شدهاى را درباره امام مهدى، عليهالسلام، ارائه دادهاند.
در قسمت اول مقاله حاضر ضمن ترجمه دو مقاله از مقالات اين دايرةالمعارف، برخى از تعريفها و لغزشهايى كه نويسندگان اين مقالات در موضوع مهدويت مرتكب شدهاند، مورد بررسى قرار گرفت. و اينك ادامه مقاله.
٤. نويسنده مقاله دايرةالمعارف بريتانيكا مدعى است كه بسيارى از علماى متعصب سنى، اعتقاد به مهدويت را زير سؤال بردهاند. در پاسخ اين ادعا بايد گفت: آنگونه كه در بخش سه گذشت، موضوع امر مهدويت يك اصل اعتقادى است كه شيعه و سنى بر آن اتفاق نظر دارند و بر اساس روايتى كه از طريق اهل سنت، از رسول خدا، صلىاللهعليهوآله، نقل شده، انكار آن كفر محسوب مىشود. و از اين رو است كه مىبينيم عالمان اهل سنت و جماعت، از گذشتهاى دور به تأليفاتى در امر مهدويت پرداختهاند. از جمله عبادبنيعقوب رواجنى (٢٥٠ ق) به تأليف اخبار المهدى مىپردازد. وى از مشايخ بخارى، ترمذى، ابنماجه، ابو حاتم، بزار و ديگر محدثان اهل سنت بوده و همگى از او روايت كرده و بر وثاقت و صداقت او تأكيد داشتهاند. اين اثر پنج سال پيش از تولد حضرت حجةبن الحسن المهدى، عليهالسلام، تأليف شده است.
همچنين محمدبن اسحاق بن ابىالعنبس (٢٧٥ ق) كه از نديمان متوكل عباسى و قاضى صيمره بوده و به صيمرى شهرت داشته، كتابى به نام صاحبالزمان نوشته است.[١]
البته محدود افرادى از اهل سنت به برخى از مسائل مهدويت اشكالاتى وارد كردهاند، بدون اينكه اصل اعتقاد را انكار كنند. مانند ابن خلدون در مقدمه خود و ذهبى در تاريخ الاسلام و ابنحجر در صواعق المحرقة و چنين پنداشتهاند كه شيعه معتقد است مهدى، عليهالسلام، از آغاز تولد تاكنون در چاهى در سامرا و يا حله نشسته و در انتظار فرمان قيام به سر مىبرد. در حالى كه چنين اعتقادى در هيچ اثر و نوشته از آثار روايى و غير روايى شيعه از آغاز تاكنون، وجود ندارد. علاقه بزرگوار مرحوم محدث نورى در كتاب نجمالثاقب (باب چهارم) برخى از اينگونه ايرادات را نقل كرده، سپس به نقد و پاسخگويى مستندى براى هر كدام از آنها پرداخته، و به دنبال آن، عقايد و نظرات جازم و قطعى بيست تن از بزرگان اهل سنت همانند: كمالالدين محمد بن طلحة مؤلف مطالب السؤال، محمدبنيوسفگنجى شافعى (٦٥٨ ق)، ابوالفرج جوزى (٥٨١ ق)، علىبن محمدبن صباغ مالكى، محيىالدين عربى و عبدالوهاب شعرانى را در اصالت مهدويت، از آثارشان آورده است.
قابلتوجه است كه حتى برخى افراد مانند ابنحجر (٩٧٤ ق) كه اشكالاتى در بعضى مسائل مربوط به مهدى، عليهالسلام وارد كرده، خود كتابى مستقل در امر مهدويت نگاشته است به نام: القول المختصر فى علاامات المهدى المنتظر.
بيش از ده نفر از عالمان سنت كه در امر مهدى، عليهالسلام كتاب نوشتهاند قائل به تواتر احاديث مهدويت شدهاند كه از جمله ايشانند: ابنحجر در الصواعق، شبلنجى در نورالابصار، ابنابىالحديد در شرح نهجالبلاغه (چاپ مصر، ج ٢،