ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١ - ٢ رهبرى و نظارت نسبت به پيروان و مجاهدان
٣. جريان قيامها و نهضتهاى علويان و ساداتى كه عليه خلفا به پا مىخاستند و در رابطه با امام و حجت خدا قرار داشتند از زمان امامان قبلى، عليهمالسلام، ادامه داشت و سد محكمى در راه سلطه ظالمانه خلفا به حساب مىآمد. اين جريان در زمان امام هادى و امام عسكرى، عليهماالسلام، از قدرت بسيارى خوبى برخوردار بود به طورى كه خليفه عباسى با عصبانيت و خشم آميخته با ترس اظهار مىداشت: ما در هر زمان يا گرفتار (قيام) يك حسنى هستيم يا يك حسينى ...[١].
٤. مسأله ديگرى كه در جامعه آن عصر مطرح بود ارايه افكار و آرأ و نظريات گوناگونى پيرامون مسايل كلامى و جهانبينى اعتقادى بود كه عمدتاً دستگاه مزور عباسى براى مشغول كردن افكار مردم و بازداشتن آنان از انديشيدن در سياست و حكومت و توجه به خاندان رسالت در آن دست داشت. مانند مسأله حدوث يا قدم قرآن، قضا و قدر يا تناقضات قرآن و مانند اينها.
در چنين جو و موقعيتى بود كه امام عسكرى، عليهالسلام، در سال ٢٥٤ ق. رهبرى امت اسلام را به عهده گرفتند. امامى بيست و دو ساله كه بر طبق رسالت و فلسفه امامت الهيه خود بايد با طاغوت به مبارزه پرداخته و در راه تحقق حاكميت اصيل و واقعى اسلام از هيچ چيز دريغ نورزد. از اين جهت از همه امكانات موجود استفاده كردند و در ابعاد و سنگرهاى مختلف با حكومت ظلم به مبارزه پرداختند. اكنون به طور خلاصه و فشرده به برخى از اين ابعاد نظرى افكنده و به بررسى فرازهايى از زندگى آن حضرت مىپردازيم.
ب) فعاليتهاى اجتماعى و سياسى امام يازدهم
١. برخورد مستقيم با دستگاه خلافت
بسيار اتفاق مىافتاد كه دستگاه حاكمه براى ضربه زدن به حيثيت و اعتبار و آبروى امام عسكرى، عليهالسلام، توطئههاى مختلفى ترتيب مىداد تا در انظار مردم موقعيت آن حضرت را زير سؤال برده و حتى ايشان را به قتل برساند. امام نيز با روحانيت و جذبه قدرت ولايت خود توطئهها را خنثى مىكرد و در اثر اين نحوه سلوك، نه تنها بر وجهه و آبرو و اعتبار امام افزوده مىگشت، بلكه به رسوايى و افتضاح دستگاه نيز مىانجاميد.
به عنوان نمونه حضرت را مجبور مىكردند، بر مركب وحشى و چموشى كه هيچ كس را ياراى سوار شدن بر آن نبود، در مقابل ديدگان ديگران سوار شودو يا آن بزرگوار را در جايگاه حيوانات وحشى و درنده وارد مىكردند و يا عمداً قصد مىنمودند هنگام ورود آن حضرت با بىاعتنايى از جاى خود بلند نشوند، و يا اشخاص مسخره و دلقك را به حركات سبك و پوچ و خندهآور نسبت به حضرتش وامىداشتند و مانند اين امور.
نتيجه اينگونه رفتار از طرف خلفا و عمال عباسى جز افزايش عظمت و هيبت، و بزرگى و منزلت براى امام، عليهالسلام، چيز ديگرى نبود و چنانكه قبلًا گفتيم مهابت و منزلت و شخصيت عظيم امام، عليهالسلام، تمام مردم و حتى مقامات دولتى و لشكرى را نيز فرا گرفته بود.
از جمله ديگر اين موارد برخورد بسيار جذاب و معنوى امام عسكرى، عليهالسلام، با شرورترين خطرناكترين افراد بود كه براى اذيت و آزار و احياناً كشتن آن حضرت انتخاب شده بودند. اين افراد در زندان با ديدن زهد و عبادت و معنويت حضرت و نظر عنايت آن بزرگوار، به اشخاصى عابد، سر به زير ومسلمان حقيقى مبدل مىشدند و حتى در برابر آن حضرت صورت بر خاك مىماليدند.[٢]
٢. رهبرى و نظارت نسبت به پيروان و مجاهدان
چنانكه گفتيم امام عسكرى به دنبال امام هادى، عليهماالسلام، با توجه به شبكهاى منسجم و فداكار و مجاهد از ياران و شيعيان خود، عرصه را بر حاكميت طاغوت تنگ كرده بود.
امام، عليهالسلام، با اين اشخاص حتى در زندان نيز (چه در وقتى كه آنان در زندان بودند و چه هنگامى كه خود حضرت در زندان بود)