ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٠ - سفر به سرزمين عشق
سفر به سرزمين عشق
مريم ضمانتىيار
قسمت اول
چقدر غروبها سجادهام را كنار باغچه پهن كردم و مفاتيح را گشودم و خواندم:
امام باقر فرمود، هر كس در روز دهم محرم حسينبنعلى را زيارت كند و كنار قبر او اشك بريزد، خدا را در روز قيامت با ثواب دو هزار حج و دو هزار عمره و دو هزار جهاد- كه ثواب آنها مثل ثواب كسى باشد كه حج و عمره و جهاد را در خدمت رسول خدا، صلىاللهعليهوآله، و ائمه كرده باشد- ملاقات خواهد كرد.
راوى گفت: فدايت شوم چه كند كسى كه دور از كربلاست و برايش امكان رفتن به سوى ضريح حسين نيست. حضرت فرمود، هر وقت چنين شد، به سوى صحرا رود و يا بر بام بلندى از خانه خودش و به سوى آن حضرت اشاره كند و سلام بفرستد و اشك بريزد و ندبه كند و دو ركعت نماز بخواند و همه اهل خانهاش را دعوت به عزادارى و گريستن بر حسين كند و اگر چنين كند آن ثوابها را كه گفتم دارد. راوى گفت: آيا ضامن مىشوى؟ فرمود: بله من ضامن و كفيلم براى كسى كه اين كار را انجام بدهد و ...
سرم را به سوى آسمان بلند مىكردم و مىگفتم: خدايا تو شاهدى كه توان رفتن بر بلندى را ندارم، صحرا هم كه در دسترسم نيست، پس از همين جا زير آسمان آبى غروب و كنار باغچه پر از گل سلام مرا به حسين، عليهالسلام، برسان و نه فقط روز عاشورا كه هر روز، كه هميشه ...
چقدر كوچه به كوچه، خانه به خانه، حسينيه به حسينيه صدايت كردم. چقدر با تصوير ضريح شش گوشهات درددل كردم.
چقدر عاشوراها و عرفهها و سوم شعبانها و غروبهاى جمعه و اربعينها و هر زمانى كه به نوعى ياد تو در آن ايام جارى بود، آرزوى زيارتت را بر دل جارى كردم و چقدر ...
و اينك ظهر دوشنبه ٥ ارديبهشت ٧٩ اين آسمان غبار گرفته، اين بابانهاى خشك و بىآب و اين سرزمينى كه پيش روى من است، از آن توست و تا ضريح و حريم تو راهى نيست.
باور نمىكنم كه قدم به مرز گذاشتهام، به عراق، به سرزمينى كه كربلا را در دل دارد. از مرز كه عبور مىكنيم حس غريبى تمام وجودم را دربر مىگيرد. كربلا تنها نامى است كه مرتب زمزمه مىكنم و آسمان را كه نگاه مىكنم و زمين را، غمى سنگين تمام وجودم را دربر مىگيرد و همراه با آن شادمانى پنهان از برآورده شدن آرزويم و اين دو حس متضاد، عجيب در هم آميختهاند. در همان آغاز راه بر تابلويى سبز نوشته شده: كربلا ٢٧٥ كيلومتر.
با ورود به سرزمين عراق به بغداد مىرويم آنجا كه روزگارى كاخهاى عباسيان چهرهاش را دگرگون كرده بود و امروز اثرى از آثار آنهمه كاخ نيست. حتى به عنان يك بناى تاريخى. در تمام شهر هيچ نشانهاى از دوران حكومت ظالمان عباسى به چشم نمىخورد و