ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٤ - هدايت شده پيروز
سويى و در اقتصاد به سويى ديگر برود.
براى مثال چنانچه همه امور اقتصادى، سياسى، فرهنگى و نظامى ما بر اساس طراحى استراتژيك پيش مىرفت درمىيافتيم كه ميان تشكيل ارتش بيست ميليونى بسيجى، شعار آزادسازى قدس، مبارزه با تهاجم فرهنگى، و تأسيس كارخانههاى مونتاژ اتومبيل سوارى، طراحى مناطق آزاد تجارى كيش و امثال هم، اخذ وام از بانكهاى جهانى، ساختن پالايشگاه در حاشيه خليج فارس و در مقابل ناوهاى آمريكايى، ساخت كلان شهر تهران، توسعه فرهنگى، خريد گندم از خارج و ... چه رابطهاى وجود دارد. زيرا، هر يك از موضوعات خود حكايت از يك استراتژى مىكند.
تجربه نشان مىدهد كه اين مركز، هيچگاه قادر به طراحى برنامه استراتژيك براى تحقق اهداف انقلاب اسلامى نبوده، بلكه دانسته يا ندانسته از كنار چنين امر مهمى كه مىتوانست تأثير بسزايى در آينده مسلمين و سرزمينهاى اسلامى داشته باشد گذشته است.
سالهاى بحرانى انقلاب و جنگ و حذف ناجوانمردانه مردانى كارآمد چون چمران، بهشتى، مطهرى و ... اجازه انجام اينگونه طرحها را نداد اما، بعد از آن نيز به عناوين مختلف از اين موضوع غفلت شد. استراتژى انقلاب اسلامى، مبتنى بر تعاليم دينى، رهنمودهاى امام خمينى، قدسسره، و شعارهاى مردم بود و پس آن طى ٢٠ سال اخير نيز به گونههاى مختلف مقام معظم رهبرى درباره آنها متذكر شدهاند اما:
گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله منآنچه البته به جاى نرسد فرياد است بىگمان پيشنياز شروع اين نوع مطالعات و طراحى دورى از سه غفلت مذكور در بخشهاى قبلى به اضافه آگاهى از مبانى نظرى دينى و تعيين دقيق مختصات اهدافى است كه نيل به آن مطلوب است.
٥. غفلت از انقلاب فرهنگى
امرى كه پس از بيست سال در ميان انبوهى از بخشنامهها، سمينارها، شعارها به فراموشى سپرده شد و به دليل تعللها و ندانمكاريها فرصتهاى بسيارى از دست رفت تا آنگاه كه قصه مردم، قصه تعرب بعدالهجر شد.
برخى از وزيران و وكيلان جدا كردن كلاسهاى درس دانشجويان دختر و پسر را انقلاب فرهنگى فرض كردند. برخى كارشناسان افزودن واحدهاى معارف اسلامى و ريشههاى انقلاب اسلامى را به فهرست درسهاى دانشگاهى، انقلاب فرهنگى تصور كردند.
برخى تأسيس انواع و اقسام دانشكدههاى آزاد و دولتى را مصداق آن ذكر نمودند ولى باز هم ديديم كه در ساختار تعليم و تربيت دانشگاهى و آموزش و پرورش، هيچ چيز عوض نشد.
هيچ گفتگويى درباره مبادى علوم[١] و نقد ويژه آن درنگرفت و هيچ سمينارى تشكيل نشد. همان رشتهها، همان منابع، همان روشهاى شناخت (متدولوژى علوم غربى)، همان نظام دانشگاهى پابرجا ماند. تا آنكه نسل اول انقلاب از مرز فارغالتحصيل گذشت و نسل دوم بر همان اساس و مبنا، مدارج دبستان و راهنمايى و دبيرستان را پشت سر نهاد. تا آنجا كه بازگشت به عقب و تجديد حيات فرهنگ انسان مدارى، اخلاق ليبراليستى و ترويج نهضت سكولاريزم جاى انقلاب فرهنگى را گرفت و عجبا كه هنوز هم صدور بيانيههاى تبليغاتى از سوى هيچيك از شوراها، سازمانها و مقامات مسؤول و مكلف از طريق رسانههاى جمعى قطع نشده و همچنان شعار مقابله با غرب و تهاجم فرهنگى و انقلاب فرهنگى و امثالهم به گوش مىرسد.
بىشك تحقق اين برنامه به وسيله كسانى كه جان و دلشان نيوشاى كلام نظريهپردازان غربى است و از منظر غرب به عالم مىنگرند (صرف نظر از لباس و صورت ظاهرى و القاب) ممكن نيست.
٦. غفلت از اجراى حدود الهى به ويژه در وقت ملاحظه اغيار و نواختن دوستان
قصه حكومت، قصه مگس است و شيرينى. منظور در اينجا به آب و