ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - فرو رفتن برخى انسان ها در زمين
بِالْحَقِّ ذلِكَ يَوْمُ الْخُرُوجِ»[١] نيز به اين حادثه، تأويل شده است.[٢]
٧. ظهور منجىّ بزرگ بشر: مهمترين رخداد آخرالزّمان، ظهور دوازدهمين امام شيعيان براى رهايى انسانهاست: «جاءَالْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً»[٣] اين آيه كه از پيروزى چشمگير حق بر باطل سخن مىگويد، در روايات، به ظهور مهدى (عج) تأويل شده است.[٤] آيه ١٤٨ بقره. آيه «أَيْنَما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً» نيز بر ياران نخستين مهدى (عج) كه خداوند آنان را گرداگرد حضرت حاضر مىسازد، تطبيق داده شده است.[٥] آيه «فَإِنْيَكْفُرْ بِها هؤُلاءِ فَقَدْ وَكَّلْنا بِها قَوْماً لَيْسُوا بِها بِكافِرِينَ»[٦] نيز چنين است.
٨. نزول عيسى (ع): يكى از رخدادهاى آخرالزّمان، فرود آمدن عيسى (ع) از آسمان است: «وَإِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسَّاعَةِ فَلا تَمْتَرُنَّ بِها»،[٧] «وَإِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ»[٨] مفسّران با استفاده از اين آيات، ظهور دوباره عيسى (ع) در آخرالزّمان راپيشبينى كردهاند[٩] و در روايات نيز تصريح شده كه وى در بيتالمقدّس به نماز جماعت امام زمان (عج) اقتدا و در جنگهاى ايشان نيز شركت خواهد كرد.[١٠] بر اساس اين تفسير، فرود آمدن عيسى (ع) از آسمان، يكى از نشانههاى نزديكى قيامت شمرده شده و از ايمان آوردن همه اهل كتاب به حضرت عيسى (ع) در آخرالزّمان كه يكى از فرماندهان امام زمان (عج) به شمار مىرود، خبر داده شده است.
٩. خروج جنبندهاى از زمين: قرآن با رمز و ابهام، از خروج جنبدهاى حكايت مىكند كه هنگام رويگردانى مردم از معنويّت، از زمين خارج شده، با مردم سخن مىگويد.[١١] «وَإِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ»[١٢] در تفاسير، مطالب بسيارى درباره اين موجود شگفت بيان شده[١٣] كه تا حدّ بسيارى غير واقعى و بىاساس به نظر مىرسد[١٤] و در ظاهر برگرفته از منابع اسرائيلى است.[١٥]
١٠. هجوم يأجوج و مأجوج: قومى وحشى و فاسد با تخريب سدّ ذوالقرنين، در اندك زمانى سرتاسر جهان را پر از ظلم و فساد خواهد كرد تا آنكه بنابر روايات،[١٦] در عصر ظهور مهدى (عج)، به طور كلّى از بين خواهد رفت: «حَتَّىإِذا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ وَ هُمْ مِنْ كُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ»[١٧] برخى، يأجوج و مأجوج را يكى از نژادهاى انسانى، با صفات ظاهرى خاص يا موجوداتى خارقالعادّه دانستهاند كه از پشت مانعى مادّى خارج شده، به كشتار مردم و تخريب منابع طبيعى خواهند پرداخت.[١٨] برخى ديگر نيز آنان را نمادى از يك تمدّن مادّى مخرّب شمردهاند كه سدّ معنوى ساخته شده به دست پيامبران را منهدم و حيات طبيعى و معنوى را بر كره زمين تهديد خواهند كرد؛[١٩] در هر حال، بيشتر مفسّران با استناد به آيه «وَتَرَكْنا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْناهُمْ جَمْعاً»[٢٠] كه بنابر قول مشهور، به هجوم آنان اشاره داشته و بىدرنگ از قيامت سخن به ميان آورده، آن را از نشانههاى متّصل به قيامت شمردهاند و سخن از بازگشت برخى اقوام گذشته را هنگام خروج يأجوج و مأجوج مربوط به قيامت دانستهاند:[٢١] «وَحَرامٌ عَلى قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ حَتَّى إِذا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَ ...»[٢٢] برخى ديگر، اين حادثه را به استناد روايات بسيار، به دوران ظهور مربوط دانسته[٢٣] و اشاره به بازگشت برخى اقوام را به مسئله رجعت ارتباط دادهاند.[٢٤]
١١. رجعت: در آخرالزّمان برخى از نيكوكاران و بدكاران زمانهاى گذشته، دوباره زنده مىشوند. «وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِمَّنْ يُكَذِّبُ بِآياتِنا ...»[٢٥] اين آيه فقط به برانگيخته شدن عدّهاى از مكذّبان و نه همه آنها اشاره كرده. بدين جهت، روايات و مفسّران شيعه، ميان مصداق اين آيه و قيامت، تفاوت قائل شده و آيه را به آخرالزّمان مربوط دانستهاند كه عدّهاى از نيكوكاران و بدكاران اعصار گذشته، زنده شده، هر يك نتيجه دنيايى اعمال خويش را خواهد ديد.[٢٦] مرگ و زندگى دوباره: «قالُوارَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ»،[٢٧] عذاب پيش از عذاب بزرگ: «وَلَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذابِ الْأَدْنى دُونَ الْعَذابِ الْأَكْبَرِ»[٢٨] ظهور بندگان پيكارجو پيش از قيامت: «فَإِذاجاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ»[٢٩]، ميثاق پيامبران با خداوند براى ايمان آوردن و يارى رساندن به پيامبراسلام: «وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ ...لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ»[٣٠] و منّت الهى بر مستضعفان تاريخ: «وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ»[٣١] همگى به رجعت، تفسير و تأويل شدهاند؛ با اين حال در تفسير آيات پيشين، آراى ديگرى نيز گفته شده است.[٣٢]
١٢. صلح و آرامش پايدار در سرتاسر جهان: پس از پيروزى حضرت مهدى (عج) و يارانش، آرامش و معنويّت بر جهان حاكم خواهد شد: «وَعَدَاللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا ...وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً ....»، [٣٣] «إِنَّالْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ»[٣٤]
پىنوشتها:
[١]. نجات بخشى در اديان، صص ١٣ و ١٤؛ على و پايان تاريخ، صص ٢٥- ١٥.
[٢]. هزارهگرايى، ص ٢٥.
[٣]. قيام و انقلاب مهدى، ص ٥.
[٤]. اوستا، گاهان، يسنه ٤٦، ب ٣ و يَشتها، ارديبهشت، ب ١٠- ١٧ و فروردين، ب ١٢٩؛ نجاتبخشى در اديان، صص ٣- ٧١.
[٥]. بحران دنياى متجدّد، ص ١ و اوپانيشاد، صص ٧٧٢- ٧٧٤ و ٧٣٧.
[٦]. بودا، صص ٥١٨ و ٥١٩؛ على و پايان تاريخ، ص ٢٣.
[٧]. كتاب مقدّس، اشعياء ١١ و ١٢، يوئيل ٣ و ٤، زكريا ٩، دانيال ٢: ٤٤، و ٧: ١٣ و ٢٧.
[٨]. كتاب مقدّس، متى ٢٤: ١٥- ٤٤، و رسل ٢: ١٧- ٢١.
[٩]. كتاب مقدّس، مكاشفه يوحنّا ٤- ٢٢؛ نجات بخشى در اديان، صص ١١٣- ١٣٣.
[١٠]. ماركس و ماركسيسم، صص ٩١- ٩٤.
[١١]. بحران دنياى متجدّد، صص ٢، ٢٠، ٥٥، ١٠٥، ١٥٤ و ١٨٦؛ علائم آخرالزّمان، ص ١٨٨- ١٩٩، ٢٠٠ و ٣١٨.
[١٢]. پايان تاريخ و آخرين انسانها، مجلّه اطلاعات سياسى و اقتصادى، ص ٢٢.
[١٣]. برخورد تمدّنها و بازسازى نظم جهانى، صص ٤٨٥ و ٥١٦.
[١٤]. ذاريات (٥١)، آيه ٥٦.
[١٥]. نور (٢٤)، آيه ٥٥.