ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٣ - تأثير لقمه بر هدايت و وارونگى قلب
«وَلَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ؛[١]
و حتماً جهنّم را از بسيارى از اجنّه و انسانها پر خواهيم ساخت؛ آنانى كه قلبهايى دارند كه با آن تفقّه نمىكنند و آن قلبها، چشمهايى دارند بىبصيرت و گوشهايى دارند كه با آنان نمىشنوند. آنانند همچون چارپايان؛ بلكه كمتر از آنان. آنان همان غافلانند.»
چنين افرادى به تأييد روايات، صاحبان قلبهاى وارونه هستند؛ قلبهايى كه اندرز، راهنمايى و نصيحت در آنان راهى ندارد و صاحبان خود را به قعر دوزخ مىبرند.
امام صادق (ع) فرمودند: «پدرم مىفرمودند:
«هيچ چيز مانند گناه، قلب را فاسد نمىكند. قلب با گناه مبارزه مىكند؛ ولى گناه بر او غلبه پيدا مىنمايد تا جايى كه دل را بالا و پائين مىبرد و آن را وارونه مىسازد.»[٢]
قلب وارونه در روايات، همان قلب كافر است كه برخلاف سرشت و فرمان خداوند عمل مىكند. چنين قلبى به هيچ روى نمىتواند ايمان را بپذيرد؛ چنانچه امام باقر (ع) فرمودهاند:
«دلها سه (گونه) اند: دل وارونه كه هيچ خير و خوبى در آن جا نكند و آن دل كافر است و دلى كه در آن نقطه سياهى است و خوبى و بدى در آن با هم در كشمكش باشند. پس هر كدام از آن دل باشد، بر آن ديگرى چيره گردد ...»[٣]
تأثير لقمه بر هدايت و وارونگى قلب
خوراكى كه در شكم مىريزيم، تأثيرى مستقيم بر عملكرد قلب دارد. قلب، براى آنكه تصميم بگيرد كه در مسير ايمان قدم بردارد يا كفر، نيازمند خوراك است. هرچند خوراك قلب جان، از جنس مادّى نيست، امّا طعام مادّى كه در شكم وارد مىشود، اثرى وضعى بر آن مىگذارد. به اين ترتيب كه اگر آن مال، حلال باشد، از آنجايى كه جنس مال حلال، نورانى است، سبب قوّت قلب مىشود و اگر مال، حرام باشد، چون در ذات خود پليد و از جنس آتش است، قلب را تيره و آلوده مىكند و در نهايت مىسوزاند.
جالب اينجاست كه تأثير مال در شكم به حدّى است كه حتّى مؤمنان را از انباشتن مال حلال و مباح در شكم نيز بر حذر داشتهاند؛ چنانچه در روايات آمده است:
«إِذَا مُلِئَ الْبَطْنُ مِنَ الْمُبَاحِ عَمِىَ الْقَلْبُ عَنِ الصَّلَاح؛[٤]
هنگامى كه شكم از مباح پر شود، چشم قلب از صلاح و درستى، نابينا مىگردد.»
حال خود قضاوت كنيد كه مال حرام چه اثرى بر قلب بر جاى مىگذارد! از پيامبر (ص) روايت شده است:
«هر كس غذاى حلالى بخورد، خداى تعالى تا چهل روز قلبش را نورانى مىكند.» و «خداى تعالى فرشتهاى دارد كه هر شب بر بالاى بيتالمقدّس فرياد بر مىدارد: هر كس غذاى حرامى را بخورد، خداى تعالى صرف و عدل، يعنى نافله و فريضهاش را قبول نمىكند.»[٥]
از امام صادق (ع) نيز درباره شهوت شكم و از بين رفتن عفّت شكم و فرج روايت شده است كه فرمودند:
«... شهوت فرج از شهوت شكم ناشى مىشود. اگر شكم عفيف باشد و به قدر ضرورت اكتفا كند و از حرام و شبهه اجتناب نمايد، بلا شكّ فرج نيز عفيف مىشود و هرگاه هر دو عفيف باشد، حيات دل كه عبارت از صفا و جلاى باطن است، حاصل خواهد شد.»[٦]
تأثير شكم بر بسته شدن دريچههاى هدايت قلب تا آنجايى است كه امام حسين (ع)، مظهر تماميّت ايمان، در دشت «كربلا» در مقابل لشكر ايستادند و فريادزنان اين نكته را متذكّر شدند كه از دل حرامخواران، دشمن اهل بيت (ع) بيرون مىآيد. بياييد يك بار ديگر آن را مرور كنيم:
«واى بر شما! چه مانعى دارد كه ساكت شويد و سخن مرا گوش كنيد؟ جز اين نيست كه من شما را به راه هدايت دعوت مىكنم، كسى كه از من اطاعت كند، هدايت مىشود و كسى كه نافرمانى نمايد، هلاك و كافر خواهد شد. شما عموماً امر مرا اطاعت نمىكنيد، گوش به سخن من نمىدهيد؛ زيرا شكمهاى شما از حرام پر شده و به قلبهاى شما مهر (قساوت) زده شده است. واى بر شما! آيا ساكت نمىشويد!؟ آيا نمىشنويد؟»[٧]
پىنوشتها:
[١]. فراهيدى، خليل بن احمد، «العين»، قم، انتشارات هجرت، چاپ دوم، ١٤١٠ ق.، ج ٥، ص ١٧٠.
[٢]. طريحى، فخر الدّين، «مجمع البحرين»، ترجمه احمد حسينى، تهران، مرتضوى، چاپ سوم، ١٣٧٥، ج ٢، ص ١٤٨.
[٣]. ن. ك به: توكّلى، مولود، (دانشجوى ارشد دانشگاه علوم قرآن و حديث) «پايان نامه بررسى عوامل مؤثّر در حيات و ممات قلب از ديدگاه نهج البلاغه»، ارائه شده در ١٣٨٦، ص ٧.
[٤]. فراهيدى، خليل بن احمد، همان، ج ٥، ص ١٧١.
[٥]. سوره اعراف، آيه ١٧٩ وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ.
[٦]. كلينى، محمّدبنيعقوب، «الكافى»، تهران، اسلاميه، چاپ چهارم، ١٤٠٧ ق. ج ٢، ص ٣٤.
[٧]. ابن بابويه، محمّدبنعلى، «الأمالى»، تهران، چاپ ششم، ١٣٧٦، ص ٢٦٨.
[٨]. سوره مائده، آيه ٤١.
[٩]. ابنبابويه، محمّدبنعلى، «من لا يحضره الفقيه»، قم، چاپ دوم، ١٤١٣ ق. ج ٢، ص ٤٩.
[١٠]. كلينى، محمّدبنيعقوب، الكافى، همان، ج ٢، ص ٤١٦.
[١١]. سوره مطففين، آيه ١٤.
[١٢]. سوره بقره، آيه ٧.
[١٣]. عبارات «طبع قلوب» و «ختم قلوب» در آيات مختلف قرآن كريم تكرار شده است، از جمله: ١٠١ اعراف، ١٦ محمّد، ٣ منافقون، ٧٤ يونس، ٧ بقره.
[١٤]. كلينى، محمّد بن يعقوب، الكافى، همان.
[١٥]. سوره اعراف، آيه ١٧٩.
[١٦]. ابن بابويه، محمّد بن على، «الأمالى»، همان، ص ٣٩٧.
[١٧]. كلينى، محمّد بن يعقوب، الكافى، همان. ج ٢، ص ٤٢٣.
[١٨]. تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمّد، «تصنيف غرر الحكم و درر الكلم»، قم، چاپ اوّل، ١٣٦٦ ش. ص ٣٦٠.
[١٩]. ابن فهد حلّى، احمد بن محمّد، «آداب راز ونياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدّة الدّاعى)»، تهران، چاپ اوّل، ١٣٨١، ج ١، ص ١٣٥.
[٢٠]. شهيد ثانى، زين الدّين بن على، «شرح مصباح الشّريعة»، ترجمه عبد الرزاق گيلانى، تهران، چاپ اوّل، ١٣٧٧، ص ١٥٥- ١٥٦.
[٢١]. مجلسى، محمّد باقر بن محمّد تقى، «زندگانى حضرت امام حسين (ع) (ترجمه جلد ٤٥ بحار الأنوار)»، تهران، چاپ سوم، ١٣٦٤، ص ١٤.