ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٩ - كتاب «عدة الداعى» يا «آيين بندگى»
به ترتيب اوّل «مفتاح الفلاح شيخ بهائى» و پس از آن «عدة الدّاعى ابنفهد»، و بعد از آن «قوّت القلوب ابو طالب مكّى»، و سپس «اقبال سيّدبن طاوس» و در آخر «انجيل» اهل بيت و «زبور» آل محمّد (ص) «صحيفه سجّاديه»، در فهرست كتب درسى درآيند كه نقش خوبى در احياى معارف اصيل اسلامى است.
\* محقّق تسترى:
شيخ با افتخار جليل، يگانه كامل، نيكبختى كه روشنايى مسلمانان و راهنمايى مؤمنان بود، عالمى كه پيشواى به وحدت رسيدگان و دلير عرصههاى مناظره با مخالفان و دشمنان بود. الگوى عابدان و نادره عارفان و زاهدان، پدر فضائل و نيكىها، جمال الدّين احمد بن محمّد بن فهد حلّى (قدس الله روحه).
\* آيت الله جوادى آملى:
بعد از ائمه (ع) وقتى علما را بررسى مىكنند خيلى فاصله دارد تا نوبت به صاحب جواهر و شيخ مرتضى انصارىها برسد. آنچه كه در صف مقدّم ديده مىشود، سيد بحرالعلوم است، ابن طاوس است، ابن فهد حلّى است. اينها كسانى هستند كه مدّعىاند ما شب قدر را شناختهايم. اينها كسانىاند كه بزرگان فقهاى ما روى عظمت اينها صحّه گذاشتهاند. وقتى شيخ مرتضى انصارى- اعلى الله مقامه الشريف- درباره عظمتهاى اينگونه از علما صحّه مىگذارند، آنگاه نوبت به ديگران كه مىرسد، يقيناً بايد با خضوع بيشترى سخن بگويند.
اين چند نفر جزو ستارههاى صدر اوّل آسمان فقاهتند: سيد بحرالعلوم، ابن طاووس، ابن فهد. اينها كه ارتباط تنگاتنگى با ولى عصر (عج) دارند، به حضور حضرت مشرّف مىشوند، سخنان حضرت را مىشنوند و پيام حضرت را براى مردم نقل مىكنند آنها راههاى خاص دارند ....
پيروز مناظره با اهل سنّت
ابن فهد در مناظره و بحث، تبحّر و توانايى ويژه داشت و با برخى از اهل سنّت، به ويژه درباره مسئله امامت و رهبرى، گفتوگوها و مناظراتى انجام داد و بر بسيارى از علماى مذاهب اهل سنّت غلبه يافت.
ابن فهد در مناظرهاى كه با حضور حاكم «عراق» و دانشمندان هممذهب او تشكيل شده بود، تمامى ادلّه آنان را رد كرده و حقّانيت تشيع را به اثبات رساند.
حاكم عراق هم كه تحت تأثير براهين محكم ابن فهد قرار گرفته بود، مذهب خويش را تغيير داد و به جمع دوستداران اهل بيت پيامبر (ص) پيوست و خطبه خويش را به نام اميرالمؤمنين على (ع) و اولاد پاك و معصومشان (ع) انشاء كرد و در زمره شيعيان مولا اميرالمؤمنين، على (ع) درآمد.
كرامتى از ابن فهد حلّى
ابن فهد روزى در باغ بود كه شخصى يهودى وارد شد و گفت: شما مىگوييد پيغمبرتان «گفته» عالمان امّت من، از انبياى بنىاسرائيل برترند؟ احمد بن فهد جواب داد. آرى! يهودى گفت: نشانه اين ادّعا چيست؟ موساى كليم، عصا را اژدها مىكرد.
در اين حال ابن فهد نيز بيلى كه در دست داشت به زمين انداخت و بىدرنگ مارى مهيب شد! سپس آن را گرفته دوباره به شكل بيل درآمد. يهودى گفت: شما از اين نظر در رتبه آنان هستيد (نه برتر از آنان). ابن فهد گفت: براى موسى چنين خطاب آمد: «لاتخف»؛ يعنى نترس! ولى ما نترسيده، آن را مىگيريم.
كتاب «عدة الداعى» يا «آيين بندگى»
ابن فهد كتاب عدة الدّاعى خود را اين چنين تقسيم كرده:
١. مقدّمه: مقدّمه كه مختصر است، درباره تعريف دعا و ترغيب به آن مىباشد و بيشتر عنايت به ذكر اخبار من بلغ دارد كه هركس حديثى در استحباب چيزى بشنود و به آن عمل كند، ثواب آن را مىبرد، اگر