ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٠ - قرآن و پايان تاريخ
قرآن و پايان تاريخ
بشر به مقتضاى حبّ ذات و طبيعت جستوجوگر خود، همواره به سرانجام دنيا مىانديشد و اكنون كه فقر و فساد، ظلم و ستم، تبعيض و ناجوانمردى، استعمار و استثمار، انحصارطلبى قطب سلطهگر و صدها و هزاران پديده ناميمون فرهنگى، سياسى، اقتصادى و اجتماعى به صورت وحشتناكى بر جوامع بشرى چنگ انداخته و عرصه را بر انسانهاى آزادىخواه و طالب حدّاقل حقوق انسانى تنگ نموده، اين سؤال كه آينده جهان و پايان تاريخ چگونه خواهد بود، از اهمّيت ويژه برخوردار است و اهمّيت بيشتر آن زمانى روشنتر مىشود كه به اين نكته توجّه داشته باشيم كه بشر در دوران اوج شكوفايى علمى، صنعتى و تكنولوژى است و اين همه رشد و ترقّى نه تنها مشكلى از بشر خسته از جنگها و خونريزىها، اضطرابها و تشويشها، نامردمىها و تبعيضها برطرف نساخته، مايه تورّم مشكلات و تشديد دردهاى او شده است.
اكنون بايد بگوييم اين حقّ آدمى است كه بداند بشر در سير قهقرايى، به گرداب فلاكت و بدبختى افكنده خواهد شد يا با آيندهاى روشن و عصرى طلايى كه آدمى به حقوق انسانى خود مىرسد و به سعادت و فلاح دست مىيابد، مواجه مىشود. دانستن هر يك از اين دو پاسخ، فقط رفع يكى از مشكلات فكرى او نيست؛ بلكه نوع جهتگيرى او را در زندگى معيّن خواهد كرد و او را از خمودگى و سستى، يأس و افسردگى، اضطراب و پريشانى، انحطاط و سقوط خارج ساخته به انسانى پرتكاپو و فعّال، اميدوار به آينده، صبور، مقاوم و ترقّىخواه تبديل خواهد كرد.
همه اديان الهى و بيشتر مكاتب بشرى، درباره پايان تاريخ، اظهار نظر كردهاند. در همه پيشگويىهاى مربوط به آخرالزّمان[١] خبرهاى وحشتناك و نگرانكنندهاى وجود دارد؛ ولى اغلب بر اين امر اتّفاق نظر[٢] دارند كه پايان كار بشر، روشن و سعادتآميز است. در تمام فرقهها و مذاهب اسلامى، كم و بيش سرانجام سعادتمند بشر پيشبينى شده است.[٣] در متون زرتشتى (از آيينهاى باستان) به صراحت از دوره طلايى بشر در پايان جهان ياد شده كه به آشوبها و بلاهاى بسيار، مسبوق خواهد بود و با ظهور واپسين منجى (سوشيانس) محقّق مىشود.[٤] در آيين هندوان نيز هر دوره انسانى به چهار قسمت تقسيم شده كه قسمت چهارم آن، مظهر غروب و افول تدريجى معنويت اوّليه است و از آن، به عصر ظلمت(Kali Yuga) تعبير مىشود؛ سپس منجىّ بشر ظاهر شده و با فروپاشى جوامع انسانى و از بين رفتن شرارتها، دورهاى نو آغاز مىگردد.[٥] در متون بودايى نيز از اين دوره، سخن به ميان آمده است.[٦] در اديان ابراهيمى، بيش از آيينها و مكاتب ديگر بر دوره طلايى بشر در پايان تاريخ، تأكيد شده است. در «عهد عتيق»، برقرارى سعادت و عدالت در سرتاسر جهان پيشبينى شده كه به وسيله مشيح محقّق مىشود.[٧] در عهد جديد نيز به اين مطلب پرداخته شده و «مكاشفه يوحنّا»[٨] به طور كامل به حوادث ناگوار آخرالزّمان، اختصاص