ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥١ - بى كارى= بى عارى
بىكارى= بىعارى
گزارش
درست سر خيابان ايستادهاند؛ چند جوان كه هر كدام لباسها و مدل موهايشان به تنهايى يك نمايشگاه مد است. از ميان آنها دو نفر هستند كه موتور دارند و بقيه منتظرند تا نوبتى سوار آن شوند و در خيابان تكچرخى بزنند و خودى نشان دهند.
در محلّههاى زيادى، كوچههايى هستند كه پاتوق جوانانى شدهاند كه صبح را آنجا شب مىكنند. جوانهايى كه درست در سنّ كار و تلاش، وقتشان را طورى مىگذرانند كه انگار ارزشى نداشته است و فردا و فرداهايشان با تكرار همين روزها مىگذرد.
جداى از اينكه تمامى روزهاى اين افراد مثل هم است، وقتى به درونشان نفوذ مىكنى، از حسّ سرخوردگى عميقشان بدجور متأثّر مىشوى.
ياسر، ٢٣ ساله است و كاردانى برق دارد. مىگويد: من بچّه درس خوانى بودم؛ امّا علاقهام به هنر بود. خانوادهام من را مجبور كردند بروم رشته فنّى كه اصلًا دوست نداشتم. الآن هم نه به علاقهام رسيدهام، نه براى رشتهام كار هست. اگر كار هم باشد، من دوست ندارم.
سجّاد ديپلم دارد و مىگويد: هميشه هم اينجا بيكار نيستم. من گاهى در مغازه برادرم لباس مىفروشم. البتّه به اصرار بابام كه مدام به من سركوفت نزند. با دو سه ماه حقوقى كه گرفتم اين موتور را خريدم كه كاش نمىخريدم!
و با خنده ادامه مىدهد: شده اسباب بازى اين جماعت.
با گفتن اين حرف، صداى دوستانش بلند مىشود و مسخرهاش مىكنند.
سجّاد، ياسر و بسيارى ديگر از هم سنّ و سالهايشان جزو ٣/ ١٢% جمعيتى هستند كه بانك مركزى آنها را بيكار معرفى كرده است. بيكارانى كه هر روز سطح سواد و تحصيلاتشان هم بالاتر مىرود؛ امّا نه توانى براى كار دارند و نه جايگاهى در جامعه.
عليمرادى، نماينده مردم تهران در مجلس، در مصاحبهاى كه با خبرگزارى دانشجو داشت، گفته است: در حال حاضر جوانهاى تحصيل كرده ما به جاى اينكه فرصت باشند، تبديل به تهديد شدهاند.
او مشكلات اجتماعى و بالا رفتن سنّ ازدواج و تبعات آن را نيز ناشى از بيكارى در جامعه مىداند و مىگويد: معتقدم اگر اشتغال ايجاد شود، عمق سياستهاى تشويقى و جمعيتى بيشتر خواهد شد.
اگرچه هر روز خبرهايى از تشكيل اتاق فكرهاى مختلف براى حلّ اين مشكل به گوش مىرسد، امّا تا عملى شدن آنها فاصله بسيار است.
به هر حال، بيكارى يكى از واقعيتهاى جامعه ماست؛ امّا بيش از كسب درآمد نكردن در اين ميان، چيزى كه بايد مورد توجّه قرار گيرد، بيهوده گذشتن زمان است؛ در حالى كه همين زمان مىتواند به شيوه ديگرى مورد استفاده قرار گيرد.
شاهرخ، عضو يك حلقه مطالعاتى اينترنتى است. او مىگويد:
من بعد از پايان درسم خيلى گشتم كه كار پيدا كنم؛ امّا به نتيجهاى نرسيدم؛ امّا از اينكه بخواهم وقتم را به بطالت و پوچى بگذرانم، حسّ بدى داشتم؛ به خصوص اينكه همانطور كه در دين هم داريم، بيكارى ذهن را به سمت خيلى از گناهها سوق مىدهد. اين شد كه با چند نفر از دوستانم تصميم گرفتيم يك وبلاگ راه بيندازيم و با هم به نوعى حلقه مطالعاتى تشكيل دهيم.
مصطفى هم كه عضو همين حلقه است، در ادامه حرفش مىگويد:
از چند استاد هم كمك گرفتيم و سير مطالعاتى خوبى در زمينه مسائل علمى، فرهنگى و دينى به ما پيشنهاد داد. حالا هم علاوه بر اينكه هفتگى جلسه اينترنتى داريم، ماهانه هم دور هم جمع مىشويم و چيزهايى را كه يادگرفتهايم، بررسى مىكنيم. البتّه به همان چند نفر محدود نشدهايم؛ بلكه افراد زيادى به اين حلقه اضافه شدهاند. با تشكيل اين حلقه بعد از مدّتى فعّاليتمان را در فرومها شروع كرديم و هر كداممان بنا به تخصّصمان به سؤالهايى كه مردم داشتند، پاسخ مىداديم. اينطورى چيزهايى هم را كه در دوران دانشگاه يادگرفته بوديم، فراموش نمىكنيم، هم اينكه احساس به درد نخور بودن نداريم. حتّى اگر از آن پولى در نياوريم.
شاهرخ با تأييد حرف مصطفى مىگويد:
اين باعث مىشود كه اطّلاعاتمان را فراموش نكنيم و دائم به روز بمانيم تا زمانى كه كار پيدا كرديم، همه چيز از خاطرمان نرفته باشد.
به هر حال، خواه ناخواه، در جامعه ما با توجّه به جمعيت جوانى كه دارد، بيكارى پديدهاى اجتناب ناپذير است؛ امّا بايد ديد بيكارى با به پوچى گذراندن زندگى، چقدر تفاوت دارد. آن هم در شرايطى كه كار كردن در دين، بيش از هر چيزى مورد تأكيد بوده است. تا جايى كه پيامبر اكرم (ص) مىفرمايند: «عبادت ده جزء است كه نه جزء آن در كار و تلاش براى به دست آوردن روزى حلال است.» و يادمان نرود كه وعده نبى خدا (ص) حق است، وقتى مىفرمايند: «كسى كه روزى خود را با كار و تلاش تهيه كند، در قيامت، در شمار انبياء قرار مىگيرد و ثواب آنان را كسب مىكند.»