ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٤ - استحكام متن
سپس فرمود:
احتمال مىرود كه آن به روز عاشورا مخصوص نباشد.[١]
٥. تحفة الزّائر
علّامه مجلسى، علاوه بر بحارالأنوار، در كتاب تحفة الزّائر نيز زيارت ناحيه مقدّسه را به نقل از مزار كبير شيخ مفيد و ابنمشهدى، نقل كرده است.[٢]
اهمّيت درج آن در كتاب «تحفة الزّائر» اين است كه در اين كتاب، فقط اديعه و زيارات مأثور را نقل مىكند؛ چنانكه در مقدّمه كتاب مىفرمايد:
زيارات منقوله بسيار از ائمّه اطهار عليه السلام به نظر اين قاصر رسيده بود كه با وجود آنها، به زيارات مؤلّفه علما احتياج نبود.
او خواست كه رسالهاى تأليف نمايد كه مقصور باشد بر ذكر زيارات و ادعيه و آدابى كه به اساتيد معتبره از ائمّه دين، صلوات الله عليهم اجمعين، منقول گرديده است.[٣]
كتاب تحفة الزّائر چندين بار چاپ شده و اخيراً چاپ تحقيق شده آن، با مقابله با چند نسخه خطّى، از جمله نسخهاى به خطّ مؤلّف، در نهصد صفحه وزيرى منتشر شده است.[٤]
٦. الصّحيفه الهاديه
عالم متّقى، مرحوم شيخ ابراهيمبن محسن كاشانى، متوفّاى ١٣٤٥ ه-. ق. در كتاب ارزشمند «الصّحيفه الهاديه و التّحفه المهديّه» زيارت ناحيه مقدّسه را مطابق مزار كبير شيخ محمّدبن جعفر مشهدى آورده است.[٥]
چاپ سنگى اين كتاب با تقريظ آيتالله سيّداسماعيل صدر، در سال ١٣١٨ ه-. ق. در «تهران» منتشر شده و چاپ حروفى آن به سال ١٤٠٨ ق. در «بيروت» انجام يافته است.
٧. الدّعاء و الزّيارة
مرجع فقيه جهان تشيّع، مرحوم آيت الله حاج سيّدمحمّد شيرازى، زيارت ناحيه مقدّسه را به نقل از شيخ مفيد، سيّدمرتضى ابنمشهدى و سيّدابن طاووس، از طريق بحارالأنوار نقل كرده است.[٦]
٨. رمز المصيبة
مرحوم سيّدمحمود دهسرخى زيارت ناحيه مقدّسه را از بحارالأنوار به نقل از شيخ مفيد و ابنمشهدى نقل كرده است.[٧]
٩. موسوعه زيارات المعصومين
هيئت تحريريّه «مؤسّسه امام هادى عليه السلام»، زيارت ناحيه مقدّسه را به نقل از ابنمشهدى، بحارالأنوار، مصباح الزّائر و نسخه خطّى مزار شيخ مفيد نقل كردهاند.[٨]
١٠. نبراس الزّائر
راقم سطور نيز زيارت ناحيه مقدّسه را در كتاب «نبراس الزّائر فى زيارة الحائر» به نقل از مزار كبير ابنمشهدى آورده است.[٩] اين كتاب سه بار در «قم» و دو بار در بيروت به چاپ رسيده است.
شروح زيارت ناحيه مقدّسه
بر زيارت ناحيه مقدّسه، شرحهايى نوشته شده كه از آن جمله است:
١. «الذّخيرة الباقية»، تأليف محمّدبن زينالعابدين شاملى شيرازى، متوفّاى بعد از ١٣٧٧ ه-. ق. به زبان فارسى؛[١٠]
٢. «الشّمس الضّاحية»، به قلم برخى از علماى معاصر كه نسخهاى از آن در نزد شيخ محسن واعظ شيرازى بوده است؛[١١]
٣. «كشف داعيه»، تأليف برخى از علماى هند، به زبان اردو كه در سه مجلّد در «هندوستان» به چاپ رسيده است؛[١٢]
٤. «همره نور»، به قلم مرحوم سيّد هدايتالله طالقانى كه در سه مجلّد از سوى «نشر سابقون» در قم منتشر شده است.[١٣]
استحكام متن
با توجّه به آنچه گذشت، هيچ ترديدى نمىماند در اينكه زيارت ناحيه مقدّسه از ناحيه حضرت بقيّةالله، ارواحنا له الفداء، صادر شده است. در اينجا به نكته ديگرى در اين باره اشاره مىكنيم:
قوّت متن، استحكام الفاظ و بلندى معانى يك متن، بر اعتبار آن مىافزايد.
سخنشناسان و آشنايان با شيوه گفتار معصومان عليه السلام، از بررسى مضمون و محتواى يك متن مىتوانند بر صدور يا عدم صدور آن از معصوم عليه السلام اطمينان پيدا كنند. هنگامى كه از مرحوم آيتالله كاشف الغطاء در مورد سند «دعاى صباح» پرسيدند، فرمود:
براى هريك از صاحبان دانش و فرهنگ، اسلوبى هست و براى هر گروهى از جوامع بشرى، بلكه براى هر ملّتى از اهالى يك كشور، شيوه و اسلوبى هست.
براى ائمّه عليه السلام نيز در مقام نيايش، ستايش، حمد و ثناى پروردگار، شيوه خاصّى است كه هركس با سخنان آنها مأنوس باشد، برايش ملكهاى حاصل مىشود كه سخنان آنها را مىشناسد و چنين شخصى ترديد نمىكند كه دعاى صباح از آنها صادر شده است.[١٤]
برخى از بزرگان در مورد «دعاى ندبه» و «زيارت جامعه كبيره» نيز فرمودهاند كه بررسى متن و مضامين عاليه آنها، به تنهايى براى اثبات