ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦١ - ايمان است كه انسان را كربلايى مى كند
بَيْنَكُمْ مَوَدَّة؛
و از نشانههاى او اين است كه از [نوع] خودتان، همسرانى براى شما آفريد تا بدانها آرام گيريد و ميانتان دوستى و رحمت نهاد. آرى. در اين [نعمت] براى مردمى كه مىانديشند، قطعاً نشانههايى است.»
محبّت را بايد ابراز كرد. ما نسبت به اهل بيت، موظّف به ابراز هستيم. دشمنىامان را به دشمنانشان نيز بايد ابراز كنيم. نمىتوانيم بگوييم در دلمان بدمان مىآيد. نه! بايد عملى نشان داد. بودن تولّى و تبرّى در دل لازم است؛ ولى كافى نيست. اگر بخواهيم كافى شود، بايد ابراز گردد. اگر كمى دقيق نگاه كنيم، مىبينيم شعار اصلى اسلام هم همين است: «لا اله الّا الله». اوّل نفى بيگانه بعد پذيرش خداى تعالى. خب امام حسين عليه السلام هم در راستاى رضاى الهىاند و جزو آنهايى مىباشند كه بايد اعلام كنيم كه دوستشان داريم.
علّت فراگيرى محبّت به امام حسين عليه السلام در چيست؟
حركت امام حسين عليه السلام به گونهاى بود كه- من فكر مىكنم- حتّى فقط اگر انسان باشيم، به ايشان علاقهمند مىشويم؛ نه فقط مسلمان. به اين دليل كه كار ايشان كارى اخلاقى است و شيوه ايشان با شيوه فطرى انسان جواب مىدهد و طرف مقابل، طرفى است كه اين مسائل را اصلًا درك نمىكند و در برابر فطريات مىايستد. هر كس انسان باشد، در برابر خطّ يزيد مىايستد؛ هر چند كه قرنها بگذرد. امام حسين عليه السلام پاسخگوى وجدان انسانى است. به اعتقاد بنده، اسلام از آنجايى كه دين كامل و تمام نعمت است و انسان، كمالطلب است، پس همه مىپذيرند. اگر نمىپذيرند، ايراد از نحوه ارائه ماست. اينهايى كه دنبال اديان مختلف هستند، دنبال اين هستند كه كاملترين را انتخاب كنند. اگر بگويند مثلًا يهود نسبت به مسيحيّت كامل نيست، خب به سراغ مسيحيّت مىروند؛ زيرا انسان، كمالطلب است، مگر با جهالت و نادانى روبهرو باشد.
كار امام حسين عليه السلام با فطرت انسان عجين شده؛ حتّى اين مسئله براى ما مسلمانها هم فقط نيست. من تحقيقى در «نيويورك» ديدم از آقايى به نام پيتر چلكفسكى، از پرفسورهاى قوى دانشگاه «ان واى يو» ديدم كه در «نيويوك» انجام داده بود. او تحقيقات زيادى درباره تعزيه و عزادارى امام حسين عليه السلام دارد و مكانهاى مختلف را بررسى كرده است. او مىگويد: هندوها كه اصلًا يك نقطه اشتراك در مذهبشان با اسلام ندارند، اوّل محرّم كه مىشود، تعطيل مىكنند و پرچم سياه بالاى در خانهها مىزنند.
حالا شايد اقلّيتهاى مذهبى را در «ايران» بگوييم خيلى مسلمان ديدند و خيلى اباعبدالله الحسين عليه السلام را مىشناسند و مردم و عزادارى را ديدند و گاهى هم نذوراتى كردند و حاجت گرفتند. من يك زرتشتى مىشناسم كه برنج نذرى امام حسين عليه السلام را در فريزرش مىگذارد تا در سال، روزى يك دانه برنجش را براى تبرّك و شفا و سلامتى بخورد.
خدا حفظ كند آيتالله مصباح را. مىفرمود: در «تهران» يك زرتشتى خيلى به حضرت اباعبدالله عليه السلام علاقه داشت. يك وقت ديدم بچّهاش مشكل پيدا كرده بود. خانمها در خانهاش «حديث كسا» را گذاشته بودند و يكى هم روضه خوانده بود و بچّه هم شفا گرفت. با اينكه زرتشتى است؛ وليكن كرامات ديده است.
اگر راه براى كسى باز شود، سريع معرفت حاصل مىشود. اينكه فرمود:
«كُلُّنا سُفُنُ النجاة و سفينةُ الحُسينِ أسرَعٌ و اوسَعٌ؛
همه ما كشتى نجاتيم؛ ولى كشتى امام حسين عليه السلام سريعتر و وسيعتر است.»
اين مسئله را لمس كردند و ديدند كه حضرت خيلى زود جواب مىدهد. حرمت آقا نزد خداى تعالى يك حرمت ويژه است؛ به دليل اينكه حضرت به شكل ويژه فرصت پيدا كرد كه از همه چيز خود به خاطر خدا بگذرد. هميشه اينطور نيست؛ حتّى براى ائمّه عليه السلام. ايشان هم هميشه فرصت اين چنينى نداشتند.
در اين ميان، وظيفه اهل منبر و صاحبان تريبون در شناساندن سيّدالشّهداء عليه السلام چيست؟
حالا امام حسين عليه السلام تجلّىيافته يك بخش مهمّى از صفات الهى است و به همين دليل تجلّى و ظهور و بروز، فقط كافى است كه درست معرفى شود. رنگ روغنش نزنيم، يك امام حسين خاص درست نكنيم. همينى را كه هست، بگوييم. لطفاً رنگآميزىاش نكنيد:
«صِبْغَةَ اللهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللهِ صِبْغَةً؛
اين است نگارگرى الهى و كيست خوشنگارتر از خدا؟»
يك امام حسين خاص درست نكنيد؛ چون وقتى اين كار را كه مىكنيد، محدود به همين دو روزه مىشود؛ امّا اگر امام حسين عليه السلام بِما هُو امام حسين عليه السلام ارائه بشود، در تمام زمانها و مكانها، در تمام شرايط، بهترين خواهد بود؛ حتّى امام عصر (عج) هم كه بيايند همينطور مىشود. همين امام حسين عليه السلام را معرفى مىكنند. آن مسائلى كه امام عوض مىكنند، ساخته و پرداخته ذهن ماست و معمولًا خرافى است و واقعيت ندارد.
كسى كه امام حسين عليه السلام را البتّه در حدّ خودش، شناخت- چون من ادّعا نمىكنم كسى بتواند امام حسين عليه السلام را بشناسد- امام معصوم را فقط امام معصوم مىشناسد؛ يعنى امام سجاد عليه السلام سيّدالشّهداء عليه السلام را مىشناسد، الآن هم امام عصر (عج)، حضرت را مىشناسند؛ مثلًا من چند بار تصميم گرفتم درباره امام حسين عليه السلام چيزى بنويسم؛ امّا هيچ وقت نتوانستم. درباره ياران ايشان نوشتم. شايد بهتر بتوانم به ياران ايشان نزديك شوم؛ امّا در مورد خود ايشان نوشتن كار خيلى سختى است؛ امّا مىشود كارهاى حضرت را ديد و ارائه داد. اگر دوستان، مخصوصاً آقايان روحانى، اهل خطبه و سخنرانى و محراب و منبرند و يك فرصتى پيدا مىكنند، به نظرم قبل از محرّم مطالعه و فكر كنند و ابعاد مختلف آقا اباعبدالله الحسين عليه السلام را معرفى كنند.
من در «آمريكا» هم كه بودم، اين كار را مىكردم؛ چون معتقد بودم. روزى كه براى حضرت سيّدالشّهداء عليه السلام راهپيمايى مىكرديم، نزديكترين يكشنبه به عاشورا، دسته سينهزنى به راه مىانداختيم، تعداد زيادى بروشور نوشته مىَشد و جزوههايى تهيّه مىكرديم با عنوان:
who is Hossein
،Who is Yazid حسين كيست؟ يزيد كيست؟ و اينها را در دو سه پاراگراف معرفى مىكرديم. مىگفتيم در يك نگاه امام حسين را چه مىبينيم؟ واقعاً كاملترين انسان و موجود و