ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و شصت و پنج
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
خانه حسين، خانه عشق است
٤ ص
(٤)
گلستانه
٦ ص
(٥)
تأسيس كربلا
٦ ص
(٦)
آن روز تو را يافتم
٦ ص
(٧)
بايد قيام سرخ تو را، زندگى كنيم
٧ ص
(٨)
شرمنده مروّت تو تا قيامت آب
٧ ص
(٩)
خطبه ماه بر بلنداى كعبه
٨ ص
(١٠)
زمان خانه من است
٩ ص
(١١)
تجارى سازى فرهنگ
١٠ ص
(١٢)
ريشه هاى يارى و دشمنى در كربلا
١٢ ص
(١٣)
ريشه هاى يارى
١٢ ص
(١٤)
1 بصيرت
١٢ ص
(١٥)
2 ولايت مدارى
١٣ ص
(١٦)
3 ايمان راسخ
١٣ ص
(١٧)
4 آزادگى
١٤ ص
(١٨)
5 احترام به اهل بيت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم
١٥ ص
(١٩)
ريشه هاى دشمنى
١٦ ص
(٢٠)
1 ضعف ايمان و استفاده ابزارى از دين
١٦ ص
(٢١)
2 عدم معرفت به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و اهل بيت آن حضرت عليه السلام
١٧ ص
(٢٢)
3 دنياخواهى و دنيازدگى
١٨ ص
(٢٣)
4 حرام خوارى
١٨ ص
(٢٤)
5 برداشت غلط از خلافت و بيعت
١٩ ص
(٢٥)
روح هند در التهاب عاشورا
٢١ ص
(٢٦)
از سرخ سرخ تا سبز سبز
٣٠ ص
(٢٧)
عزادار حقيقى
٣٢ ص
(٢٨)
پيشگفتار
٣٢ ص
(٢٩)
مراتب عزادارى و عزاداران
٣٣ ص
(٣٠)
مرتبه اوّل عزادارى
٣٣ ص
(٣١)
مرتبه دوم عزادارى
٣٣ ص
(٣٢)
مرتبه سوم عزادارى
٣٣ ص
(٣٣)
عزادارى و آفت هاى آن
٣٣ ص
(٣٤)
آفات عزادارى در مرتبه سوم
٣٣ ص
(٣٥)
مرتبه چهارم (شناخت معصومان عليه السلام و انواع مصائب آنها)
٣٣ ص
(٣٦)
رابطه يا نسبت هاى موجود بين مصيبت عظيم و اعظم
٣٤ ص
(٣٧)
معصومان عليه السلام و روش هاى مختلف تشويق به عزادارى
٣٤ ص
(٣٨)
وظيفه ما در قبال مصيبت اعظم
٣٤ ص
(٣٩)
مجالس عزادارى در مرتبه چهارم
٣٥ ص
(٤٠)
مرتبه پنجم عزادارى (عمليات انتقام)
٣٥ ص
(٤١)
مراحل سه گانه عمليات انتقام
٣٦ ص
(٤٢)
1 لعن و برائت زبانى
٣٦ ص
(٤٣)
2 برائت عملى
٣٦ ص
(٤٤)
3 جهاد با دشمنان و ضربه زدن به آنها و محدود كردن قدرت آنها تا نابودى كاملشان
٣٦ ص
(٤٥)
پيوند عزادار حقيقى با منتقم خون حسين عليه السلام در عمليات انتقام
٣٧ ص
(٤٦)
خطبه امام حسين عليه السلام براى اصحاب
٣٩ ص
(٤٧)
جانسوزترين گزارش حوادث كربلا
٤٠ ص
(٤٨)
گلواژه ناحيه
٤٠ ص
(٤٩)
زيارت ناحيه مقدّسه
٤١ ص
(٥٠)
منابع زيارت ناحيه مقدّسه
٤١ ص
(٥١)
شروح زيارت ناحيه مقدّسه
٤٤ ص
(٥٢)
استحكام متن
٤٤ ص
(٥٣)
از هيأت ثارالله مسيحى ها چه مى دانيد؟
٤٦ ص
(٥٤)
پرده اوّل؛ اداى احترام كشيش به امام عليه السلام
٤٦ ص
(٥٥)
پرده دوم يانيس شفاى خود را از امام حسين عليه السلام مى گيرد
٤٦ ص
(٥٦)
پرده سوم هيئت ثارالله مسيحى ها
٤٧ ص
(٥٧)
صنعتى به نام مشروبات الكلى
٤٨ ص
(٥٨)
51% آمريكايى هاى بزرگسال الكلى هستند
٤٨ ص
(٥٩)
صنعت الكل در خدمت احزاب سياسى آمريكا
٤٨ ص
(٦٠)
هزينه هاى اجتماعى و اقتصادى استفاده از مشروبات الكلى در غرب
٤٩ ص
(٦١)
زنان باردار آمريكايى و مصرف الكل
٥٠ ص
(٦٢)
نوجوانان الكلى آمريكا
٥١ ص
(٦٣)
دوران وارونگى
٥٢ ص
(٦٤)
1 دلبستگى به دنيا
٥٢ ص
(٦٥)
2 گرفتار شدن به شهوات و لذّت ها
٥٢ ص
(٦٦)
لالاى اصغرم لالا
٥٣ ص
(٦٧)
حضرت زينب (س) در دربار يزيد
٥٤ ص
(٦٨)
اكسير اشك برامام حسين عليه السلام
٥٦ ص
(٦٩)
خطبه تاريخى امام سجّاد عليه السلام
٥٨ ص
(٧٠)
ايمان است كه انسان را كربلايى مى كند
٦٠ ص
(٧١)
لطفاً اين كتاب را نخوانيد!
٦٣ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٤ - وظيفه ما در قبال مصيبت اعظم

معرفت او، نسبت به حقايق جهان است.

عزادار در مرتبه سوم با تجلّيات گوناگونى از عظمت امام حسين عليه السلام و خاندان و اصحابش آشنا مى‌شود. در اين حال احساس مى‌كند كه ماندن در مرتبه سوم او را اشباع و راضى نمى‌كند و به همين دليل در اين مرتبه، عطش و ظرفيت بيشترى براى درك عظمت محمّد و آل محمّد صلى الله عليه و آله و سلم و به‌خصوص سيّدالشّهداء عليه السلام در خود احساس مى‌كند كه ديگر توجيه‌ها و توضيح‌هاى مدّاحان و بعضى گويندگان و نويسندگان كه خود نيز در مرحله سوم قرار دارند، روح تشنه او را سيراب و قانع نمى‌كند؛ زيرا آنها به اندازه فهم خود، از امام حسين عليه السلام و ساير معصومان عليه السلام مى‌گويند و مى‌خوانند؛ ولى عزادار به خوبى و به درستى احساس مى‌كند كه حقيقت، بالاتر از چيزى است كه آنها مى‌گويند. در اين حال، تلاش او براى رسيدن به معرفت جديد و عمق بيشتر آغاز مى‌شود و براى برطرف كردن عطش خود به معرفت جديد و رفع مجهولاتش، حركت مى‌كند.

رابطه يا نسبت‌هاى موجود بين مصيبت عظيم و اعظم‌

عزادار حقيقى در سايه معرفتى كه از منابع اصيل اسلامى و با راهنمايى علماى دين‌شناس به دست آورده، به درك دو نوع مصيبت براى حضرات معصومان عليه السلام، به خصوص وجود مقدّس سيّدالشّهداء عليه السلام، نايل مى‌شود كه يكى از ديگرى بزرگتر است.

الف) مصيبت عظيم، يا همان مصيبتى كه به وجود مقدّس و نورانى آنها رسيده است. يعنى جنايت‌ها و ظلم‌هايى كه در به شهادت رساندن آنها و خاندان مكرّمشان بر آنان وارد شده است.

ب) مصيبت اعظم، يا همان مصيبتى كه به جامعه انسانى در طول تاريخ، به علّت محروميت از حقيقت دين و نيز محروميت از وجود مقدّس رهبران الهى، به خصوص ائمّه معصومان عليه السلام وارد گرديده است. اين مصيبت به علّت كنار گذاشته شدن معصومان عليه السلام از مقام و مرتبه‌اى است كه خداوند براى آنان در رهبرى و هدايت جامعه انسانى در نظر گرفته است.

هر دو مصيبت، بزرگ و تلخ هستند؛ ولى مصيبت ناكامى رهبران الهى در حاكم كردن دين خدا در روى زمين و مصيبت محروميت مردم جهان از حاكميت رهبران معصوم و متخصّص الهى، بزرگتر است؛ زيرا تن دادن رهبران الهى و پيروان آنها به مصيبت عظيم و تحمّل انواع گوناگون مصيبت عظيم براى جلوگيرى از وقوع مصيبت اعظم بوده است؛ در حالى‌كه تحميل مصيبت عظيم بر رهبران الهى و ساير فطرت‌گراها، از سوى طاغوت‌ها و ظالمان، به سبب «ايجاد» مصيبت اعظم، بوده است.

فطرت‌گراها، مصيبت عظيم را به جان خريده‌اند تا «مانع» مصيبت اعظم شوند و با آن مبارزه كنند. ولى طبيعت‌گراها مصيبت عظيم را ايجاد و تحميل كرده‌اند تا راه براى مصيبت اعظم باز شود. مصيبت اعظم يعنى دورى مردم از دين خدا و آلوده شدن به كفر و شرك و نفاق.

چهره تلخ مصيبت اعظم‌

چهره تلخ مصيبت اعظم در همه آثارى كه از محروميت جامعه بشرى از رهبرى و حاكميت متخصّصان معصوم عليه السلام به وجود آمده، نمايان است. همه جنگ‌ها، ظلم‌ها، فسادها، تباهى‌ها و نكبت‌هايى كه دامن جامعه بشرى را در طول تاريخ گرفته است، ناشى از مصيبت اعظم بوده و هست.

معصومان عليه السلام و روش‌هاى مختلف تشويق به عزادارى‌

به همين دليل است كه معصومان عليه السلام به گريه بر خود و اقامه مجالس عزا براى ساير اهل‌بيت عليه السلام امر كرده‌اند و خود نيز عملًا با گريه و اقامه مجالس عزا، اهمّيت اين امر را نشان مى‌دادند و آن را در جامعه اسلامى تثبيت مى‌كردند. پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم خطاب به دختر گرامى‌شان چنين فرمودند:

«يا فاطِمَةُ! كُلُّ عَيْنٍ باكِيَةٌ يَوْمَ الْقيامَةِ الّا عَيْنٌ بَكَتْ عَلى مُصابِ الْحُسَينِ فَانَّها ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ بِنَعيمِ الْجَنّةِ؛[١]

فاطمه جان! روز قيامت هر چشمى گريان است؛ مگر چشمى كه در مصيبت و عزاى حسين گريسته باشد، كه آن چشم، در قيامت خندان است و به نعمت‌هاى بهشتى مژده داده مى‌شود.»

حضرت سجاد عليه السلام مى‌فرمايند:

«ايُّما مُؤمِنٍ دَمَعَتْ عَيْناهُ لِقَتْلِ الْحُسين بنِ على دَمْعَةً حتّى تَسِيلَ عَلى خَدِّهِ بَوَّأَهُ اللَّهُ بِهَا فى الْجَنَّةِ غُرَفاً؛[٢]

هر مؤمنى كه چشمانش براى كشته شدن حسين‌بن على عليه السلام اشكبار شود و اشك بر صورتش جارى گردد، خداوند او را در غرفه‌هاى بهشتى جاى مى‌دهد.»

امام صادق عليه السلام مى‌فرمايند:

«مَنْ ذُكِرْنا عِنْدَهُ فَفاضَتْ عَيْناهُ حَرَّمَ اللهُ وَجْهَهُ عَلَى النَّارِ؛[٣]

نزد هركس كه از ما (و مظلوميّت ما) ياد شود و چشمانش پر از اشك گردد، خداوند چهره‌اش را بر آتش دوزخ حرام مى‌كند.»

امام رضا عليه السلام مى‌فرمايند:

«فَعَلى مِثْلِ الْحُسَينِ فَلْيَبْكِ الْباكُونَ فَانَّ البُكاءَ عَلَيهِ يَحُطُّ الذُّنُوبَ الْعِظامَ؛[٤]

گريه‌كنندگان بايد بر كسى، همچون حسين عليه السلام گريه كنند؛ چرا كه گريستن براى او، گناهان بزرگ را فرو مى‌ريزد.»

گريه و عزادارى، طبيعى‌ترين عكس‌العمل در قبال مصيبت عظيم است.

وظيفه ما در قبال مصيبت اعظم‌

وظيفه اصلى ما در قبال مصيبت اعظم انتقام است؛ انتقام از كسانى كه جامعه جهانى را از پدر حقيقى خود و امام معصوم عليه السلام و متخصّص محروم كرده‌اند.

دعا و شعار ما در اين مرحله اين است كه بگوييم:

«جَعَلَنا وَ ايَّاكُمْ مِنَ الطَّالِبينَ بِثارِهِ مَعَ وَليِّهِ الْمَهْدِى مِنْ آلِ محمّد صلى الله عليه و آله و سلم؛

خداوند ما و شما را از انتقام گيرندگان حسين، همراه ولى خودش، مهدى از آل محمّد صلى الله عليه و آله و سلم قرار دهد.»

پس وظيفه اصلى شيعه و شعار اصولى او در برخورد با مصيبت اعظم،