ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٧ - ٢ عدم معرفت به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و اهل بيت آن حضرت عليه السلام
مهمان خود را از هر سو محاصره كرده، آب را بر او و زنان و كودكانش بستند و در ماه حرام، با لب تشنه به شهادت رساندند.
٢. عدم معرفت به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و اهل بيت آن حضرت عليه السلام
امّت مسلمان، پس از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم، به سرعت در اثر زنده بودن بقاياى ارزشهاى جاهلى با ترجيح منافع قومى و قبيلهاى بر مصالح دينى، به خاندان رسالت پشت كردند و به رغم سفارشهاى فراوان «قرآن» و پيامبر بزرگوار اسلام صلى الله عليه و آله و سلم درباره جايگاه اهل بيت عليه السلام و تمسّك به آنان براى نجات و رستگارى خويش، از آنان دور شدند و حرمت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را با عدم احترام و بىتفاوتى نسبت به ظلمهاى وارده بر خاندان وحى، شكستند و مصاديق عالى «آيات تطهير»، «مباهله»، «ولايت» و «سوره هل أَتَى» را در برابر غاصبان و ظالمان، در حقّ آنان يارى ننمودند. اين بىمعرفتى به خاندان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم كه در حقيقت بىحرمتى نسبت به شخص آن حضرت بود، به آنجا رسيد كه وقتى حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام در روز عاشورا خود را معرفى مىكند و براى اتمام حجّت بر آنانى كه شايد جايگاه رفيع اهل بيت عليه السلام را نشناختهاند، بارها آنان را به خدا سوگند مىدهد كه اگر او و جايگاهش را نمىشناسند، آگاه شوند تا از شقاوت نجات يابند، مىفرمايند:
«شما را به خدا سوگند! آيا مرا مىشناسيد؟»
گفتند: آرى. تو فرزند و سبط رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم هستى.
امام بار ديگر از آنان اعتراف مىگيرند:
«شما را به خدا سوگند! آيا مىدانيد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم جدّ من است؟»
گفتند: آرى.
فرمودند:
«شما را به خدا سوگند! آيا مىدانيد پدرم علىّبن ابىطالب، اوّل مؤمن به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم است؟»
گفتند: آرى. مىدانيم.
فرمودند:
«شما را به خدا سوگند! آيا مىدانيد مادر من، فاطمه (س) دختر محمّد مصطفى صلى الله عليه و آله و سلم است؟»
گفتند: آرى.
فرمودند:
«شما را به خدا سوگند! آيا مىدانيد جدّه من خديجه دختر خويلد، اوّلين زن مسلمان اين امّت است؟»
گفتند: آرى. مىدانيم.
فرمودند:
«شما را به خدا سوگند! آيا مىدانيد جعفر، پرواز كننده در بهشت، عموى من است؟»
گفتند: آرى. مىدانيم.
امام عليه السلام پس از گرفتن اين اقرارها، خطاب به اين اشقيا فرمودند:
«پس چرا و به چه دليل ريختن خون مرا مباح شمردهايد؟ آيا خونى از شما ريختهام كه مستحقّ قصاص باشم يا ...»
آن اشقيا گفتند: ما همه آنچه را گفتى، مىدانيم؛ امّا از تو دست برنخواهيم داشت تا با تشنگى جان دهى.[١]
اين مناظره و احتجاج، خود گوياى بىاعتقادى و بىمعرفتى محض به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و اهل بيت آن حضرت عليه السلام از سوى امّتى شقى است كه ادّعاى مسلمانى و پيروى از رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم را دارد. دارا بودن چنين ديدگاهى نسبت به اهل بيت عليه السلام در كنار وعدهها و ديگر عوامل، به راحتى مىتواند اينگونه مردمان را به دشمنى با خاندان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و جنگ با آنان تا كشتن يادگاران آن حضرت بكشاند و در عمل كشانيد.