ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٠ - گلواژه ناحيه
جانسوزترين گزارش حوادث كربلا
علىاكبر مهدىپور
راويان اخبار و ناقلان آثار، گوشههايى از حوادث جانكاه روز عاشورا را روايت كرده، حماسهها آفريده، دلهايى را طول قرون و اعصار، با عظمت سالار شهيدان و عمق فاجعه حوادث خونين «كربلا» آشنا كردهاند.
دقيقترين، عميقترين، جانسوزترين و پرشورترين گزارش، در ضمن زيارتنامهاى از منتقمترين خون شهيدان، صاحب عصر و زمان، حضرت بقيةالله، ارواحنا له الفداه صادر شده كه به «زيارت ناحيه مقدّسه» شهرت يافته است.
در اين مقاله، بحثى فشرده پيرامون گلواژه ناحيه مقدّسه، كهنترين منابع اين زيارتنامه، «مزار كبير» شيخ مفيد، شخصيّت برجسته ابنمشهدى، اعتبار، استناد و استحكام متن وارده از ناحيه مقدّسه، تقديم موعوديان مىگردد. به اين اميد كه بحث جامعترى در آينده در اختيار خوانندگان گرامى قرار گيرد.
گلواژه ناحيه
ناحيه مفرد نواحى به معناى سمت و سوى مىباشد؛ مثلًا مىگويند: ناحيه مسجد، ناحيه سلطان.
از حضرت قائم عليه السلام نيز با عنوان ناحيه تعبير مىشود؛ مثلًا مىگويند: من پانصد دينار به ناحيه مديون هستم.[١]
مرحوم طبرسى مىفرمايد:
شيعيان در غيبت نخستين، از حضرت مهدى عليه السلام و جايگاه آن حضرت، با عنوان ناحيه مقدّسه تعبير مىكردند.
اين واژه، رمزى بود در ميان شيعيان كه آن حضرت را با اين نام مىشناختند.[٢]
طبرسى در «تاج المواليد» مىنويسد:
از القاب ويژه آن حضرت: حجّت، قائم، مهدى، خلف صالح و صاحبالزّمان مىباشد.
سپس مىفرمايد:
از آن حضرت و از جايگاه آن حضرت با عنوان ناحيه مقدّسه تعبير مىشد.[٣]
اربلى عين عبارت طبرسى را از «اعلام الورى» نقل كرده[٤] و فيض كاشانى نيز همان تعبير را از او نقل فرموده است.[٥]
ترديدى نيست كه در طول قرون و اعصار، گلواژه ناحيه مقدّسه براى حضرت بقيةالله، ارواحنا الفداه، علم به غلبه شده و همگان از اين واژه، به آن حضرت منتقل مىشوند و در بسيارى از توقيعات كه در «كمالالدّين صدوق»، «غيبت شيخ طوسى» و «احتجاج طبرسى» از آن حضرت نقل شده، به تعبير «خرج عن النّاحية المقدّسة» تعبير شده و كتابهايى كه در اين باره تأليف شدهاند، غالباً به عنوان «توقيعات النّاحية المقدّسة» نامگذارى شدهاند.[٦]
ولى بر اساس تحقيقى كه به عمل آمده است، گلواژه ناحيه و ناحيه مقدّسه به آن حضرت اختصاص ندارد؛ بلكه از زمان امام جواد عليه السلام، شيعيان از باب تقيّه، از حجّت زمان و امام عصر خود، با عنوان ناحيه يا ناحيه مقدّسه تعبير مىكردند.
نجّاشى در شرححال محمّدبن علىبن ابراهيمبن محمّد همدانى مىنويسد:
قاسمبن محمّدبن علىبن ابراهيم، وكيل ناحيه بود. پدرش محمّد نيز وكيل ناحيه بود. جدّش على نيز وكيل ناحيه بود. جدّ پدرش ابراهيم نيز وكيل ناحيه بود.[٧]
شيخ طوسى، ابراهيمبن محمّد همدانى را از اصحاب امام جواد عليه السلام و امام هادى عليه السلام برشمرده است.[٨]
پسرش، علىبن ابراهيمبن محمّد همدانى را نيز از اصحاب امام هادى عليه السلام برشمرده و فرموده است:
به واسطه پدرش از امام رضا عليه السلام روايت كرده است.[٩]
براساس تصريح نجّاشى، قاسمبن محمّد، پدرش، محمّدبن على، پدرش، علىبن ابراهيم و پدرش، ابراهيمبن محمّد، وكيل ناحيه مقدّسه بودهاند. آيا اين سلسله كه نسل بعد نسل، از وكلاى ناحيه مقدّسه