ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٠ - ايمان است كه انسان را كربلايى مى كند
ايمان است كه انسان را كربلايى مى كند
محمدرضا باقرى
هر چند مرتضى آقاتهرانى، رئيس «كميسيون فرهنگى مجلس نهم» است و خيلىها به چشم يك سياستمدار به او نگاه مىكنند؛ امّا سوابق حوزوى و اخلاقى و دينى او خيلى قوىتر است. او علاوه بر تحصيلات حوزوى، داراى دو مدرك فوقليسانس و دكتراى فلسفه عرفان نيز است. به رغم گرفتارىهايش، حاجآقا مرتضى هنوز هم در خيلى از هيئتهاى «تهران» و «قم»، جزو منبرىهاى قوى محسوب مىشود. در اين مصاحبه سعى كرديم درباره ويژگىهاى سيّدالشّهداء عليه السلام و وظيفه امروزمان با او صحبت كنيم.
كدام ويژگى حضرت سيّدالشّهداء عليه السلام، ايشان را از بقيه معصومان عليه السلام به اين صورت متمايز كرده است؟ شايد بشود اينطور سؤال را مطرح كرد كه واقعاً «اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه اوست»؟
يكى از نكات مهمّى كه درباره آقا اباعبدالله الحسين عليه السلام قابل گفتوگو مىباشد، اين است كه هم خودشان هم راهشان در تاريخ دفن نشدند و به دليل حادثهاى كه پيش آمد، خيلى خاص و ويژه بودند و مردم با حسّاسيت به آن نگاه كردند. بالأخره دشمن هم با حضرت خيلى تند و ضربتى و سخت برخورد كرد و دوستان هم خيلى شديد، اگر بودند، ايستادند و اگر نبودند و شنيدند، سخت رنجيده شدند. در اين جهت، خود امام حسين عليه السلام خيلى جدّى برخورد كردند و ياران هم همينطور و بعد از آن، حضرت زينب (س) و امام سجّاد عليه السلام و امام باقر عليه السلام و امام صادق عليه السلام و حضرت موسىبن جعفر عليه السلام و امام رضا عليه السلام و همه اهل بيت عليه السلام نسبت به داستان «كربلا» خيلى جدّى برخورد كردند و كوتاه نيامدند. زمانى ايستادند و شمشير به دست گرفتند. اين كار را كردند؛ مثل قمر بنىهاشم؛ امّا زمانى ديگر، با خطابه و سخنرانى، بايد امام حسين عليه السلام را يارى مىكردند كه حضرت زينب (س) و امام زينالعابدين عليه السلام اين كار را كردند؛ اصلًا مىتوان گفت كه خطابه و منبر و عزادارى براى امام حسين عليه السلام توسط ايشان بين مسلمانان باب شد و بعد هم در دوران تبعيد و تهديد و محصور بودن در خانه، مثل امام صادق عليه السلام اين قصّه به شكل زنده مطرح مىشد و درخواست ائمّه عليه السلام از مردم همين بود و تا دوران غيبت و بعد از آن هم، علما، بزرگان، عرفا، صلحا، فقها، اهل دل، اهل صفا و اهل معنا، هركس در اين جهت تلاش مىكرد كه علاقه خود را به حضرت نشان دهد. يك مقدار از آن هم، به اعتقاد ما بچّه شيعهها برمىگردد. در «قرآن» هم هست كه خداى تعالى مزد رسالت را مودّت خواسته است. مودّت يعنى ابراز محّبت؛ نه داشتن محبّت. يك وقت كسى را دوست دارى، معلوم نيست؛ امّا يك وقتى بايد به مادرت نشان بدهى كه دوستش دارى. در عمل بايد محبّت تجلّى كند. درباره همسر هم همينطور است.
«وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ