ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧ - رشد خزنده اسلام در آلمان
- مسكونى و چند مغازه را نيز اضافه نمود.
اما مسلمانان برلينى مىخواهند قدرى بيش از اين داشته باشند، منارههاى مسجد آنها كه قرار است در نزديكى فرودگاه تمپل هوف، فرودگاه مركزى برلين، ساخته شود، با ٤٣ متر ارتفاع حدود يازده متر بلندتر از منارههاى مسجد مانهايم خواهند بود. در حاليكه كشيشان مسيحى از تعداد كم اعضاى كليساها و پايبندى اندك مسيحيان به تكاليف دينىشان گله و شكايت دارند، مساجد و نمازخانههاى اسلامى با آن چنان حجمى از مراجعين مؤمن مواجهاند كه پاپ، تنها مىتواند رؤياى يك چنين استقبالى را در سر داشته باشد. مساجد و نمازخانههاى با شكوه مسلمين تنها براى برگزارى نماز جمعه نيست كه مملو از جمعيت مىشوند، بلكه مسلمانان براى برپايى نمازهاى يوميه نيز در اين مساجد و نمازخانههاى كوچك، و يا انبارهاى قبلى سوپرماركتها و يا اماكنى از اين دست گردهم مىآيند. چيزى كه مىتواند حسادت كشيشهاى مسيحى را برانگيزد.
در آلمان، سرزمين مهاجران پنهان، بيش از ٥/ ٢ ميليون نفر از چهل مليت مختلف وجود دارند كه قرآن را كتاب مقدس خود مىدانند. برخى از الجزايريها، مصريها، عراقيها، همينطور اندونزياييها و پاكستانيهاى مقيم آلمان حتى روزى پنج نوبت رو به سوى مكه كرده و در برابر خداوند يكتا تعظيم مىكنندو جمله لا اله الاالله همانگونه كه از زبان سومالياييها شنيده مىشود، از زبان فراريان جنگ داخلى بوسنى نيز به گوش مىرسد. حتى اخيرا حدود يازده هزار آلمانى مسيحى تحت تاثير آموزههاى محمد، صلىاللهعليهوآله، به اسلام گرويدهاند. بسيارى از آنها نسبتبه قرآن حتى از سعوديهاى متعصب نيز متعصبترند. بزرگترين گروه از شاخههاى گوناگون مسلمانان آلمان را تركها تشكيل مىدهند كه تعدادشان در اين كشور به دو ميليون نفر مىرسد. آنها اسلام را تنها از زاويه ديد قطب و بزرگ جامعه مذهبى خود ننگريسته و تنها از اين طريق اسلام را نمىشناسند بلكه رنسانس اسلامى در وطنشان- وطنى كه در آن با ظهور نجم الدين اربكان مىرفت كه براى اولين بار داراى يك نخست وزير پايدار اسلامگرا شود- تاثير بسزايى در خودآگاهى آنها داشته است.
همانگونه كه اخيرا غرور و سرافرازى مسلمانان همگام با منارههاى مساجدشان سر به آسمان برداشته است، به همان نسبت نيز احساس ترس و ناامنى ساكنان مغرب زمين به دليل هجوم عقايد جديد مشرق زمينى افزايش يافته و مشاجرات بر سر تعيين حد و مرز نهايى براى تساهل و مدارا در غرب شدت گرفته است. براى يافتن پاسخ مناسب در اين زمينه بايد در ابتدا به دو سؤال بسيار مهم زير پاسخ داد:
جامعه آلمان، جامعهاى كه در آن، آزادى مذهب يكى از حقوق بنيادين بشرى محسوب مىشود، تاكجا و تا چه حد بايد در برابر عقايد و ارزشهاى اسلامى گذشت كرده و به اين عقايد و ارزشها ميدان بدهد؟
حداقل ميزان آمادگى مسلمانان متعصب، براى وفق دادن خود با جامعه آلمان، آن هم با توجه به اصول و قواعد بنيادينى كه لازمه زندگى مشترك در آلمان است تا چه حد بايد باشد؟
اكثريتبزرگ مسلمانان آلمان، تدين و ايمان خود را در نمازهاى آرام، در امتناع از خوردن كتلتهاى گوشتخوك و در امساك از خوردن در ماه رمضان، به فعليت مىرسانند. اما گذشته از اين مسايل بايد گفت كه فرهنگ اسلامى، فرهنگى كه براى آلمانيها غريبه و ناآشناست، با محدوديتها و حد و مرزهايى روبروست. دورانى كه در آن گوته، با تشريح و تفسير متون اسلامى در ديوان شرقى- غربى خود، شور و شوق زايد الوصفش را نسبتبه متون و فلسفه اسلامى نشان مىداد، ديگر مدتهاست كه سپرى شده است. از زمانى كه مغرب و مشرق زمين با يكديگر همسايه شدهاند ديگر كسى اين چنين از فلسفه اسلامى بر سر شوق نمىآيد.
تقريبا نيمى از آلمانيها، فرهنگ اسلامى را تهديدى براى فرهنگ غرب مىدانند. سياستمداران محلى و محافظهكار آلمان، آنچنان جنگى عليه مساجد جديد مسلمانان به راه انداختهاند كه گويى اين كارل مارتل است كه در سال ٧٣٢، با تمام توان خود در شهر پوايته صفآرايى كرده، تا مانع از نفوذ كامل سپاه اعراب به اين منطقه شود. و در اين