ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٥ - «اشك»، پاسدار «خون»
كشورهاى اسلامى هست، و در اين ايران كه مهد تشيع و اسلام و شيعه است، در مقابل حكومتهايى كه پيش مىآمدند و بناى بر اين داشتند كه اساس اسلام را از بين ببرند، اساس روحانيت را از بين ببرند، آن چيزى كه در مقابل آنها، آنها را مىترساند، اين مجالس عزا و اين دستجات بود.[١]
آنچه به اين برنامه غنا و تاثير مىبخشد، گذر از جنبه شكلى آن و پرداختن و رسيدن به محتوا و جهت و حقيقت آن است، اولياى دين نيز پيوسته با هشدارهايشان در اين راه، ارشاد كردهاند، تا عزادارى و سوگوارى، الهامبخش «فرهنگ جهاد و شهادت» باشد و به صورت يك موج تبليغى، و مبارزاتى و حماسى درآيد و در عزادارى، «احساس» به كمك «شعور» آيد و شعور، پشتوانه احساس عاطفى گردد، تا اينگونه مجالس و شعائر و سنتها از محتوا تهى نشده و به تشريفاتى كماثر، يا بىاثر تبديل نگردد.
عزادارى مفهومى گسترده دارد، هم برنامههاى وسيع شيفتگان سيدالشهداء را در دو ماه محرم و صفر در همه قلمرو كشورهاى اسلامى شامل مىشود، هم آنچه را كه محدود و ساده، هر روز، در هر گوشهاى، خانهاى، مسجدى، برگزار مىشود و ياد «اهلبيت» زنده نگه داشته مىشود.
«اشك»، پاسدار «خون»
عزادارى (كه از آن سخن مىرفت) مفهومى گستردهتر از گريستن دارد.
«گريه» و اشك ريختن در سوگ سالار شهيدان، نشانه عشق به دودمان پاكى و فضيلت است.
اشك شاهد شوق و دليل و نشانه پيوند است، اشك زبان دل و ترجمان محبت است،
تا نسوزد دل، نريزد اشك و خون از ديدهها
آتشى بايد كه خوناب كباب آيد برون
آنكه در سوگ عاشورائيان مىگريد، با پاى دل در كاروان حسينى گام برمىدارد و اهل همين قافله است.
از اين رو، هم اشكهايى كه در ماتم حسين، عليهالسلام، ريخته شود، مقدس شمرده شده، هم گريستن و گرياندن ثواب دارد و هم پيشوايان دين، خودشان پيوسته چشمانى اشكبار به ياد «عاشورا» داشتهاند.
اينگونه بوده است كه اشكهاى داغداران و ديدههاى گريان، پاسدار پيام خون شهيدان بوده است، چونكه گريستن بر شهادت حسين، عليهالسلام، و يارانش، امضاى راه خونين آنان و تجديد بيعتبا «كربلا» و فرهنگ شهادت است و اشك، خون مىپرورد و گريستن، حماسه مىآفريند.
ائمه شيعه، شهادت و گواهى اشك را بر صداقت عشق، پذيرفته و از آن ستايش و نسبتبه آن تشويق كردهاند. در اين زمينه، روايات بسيارى است كه نقل آنها در اين نوشته نمىگنجد.
امام رضا، عليهالسلام، فرموده است:
من تذكر مصابنا فبكى و ابكى، لم تبك عينه يوم تبكى العيون و من جلس مجلسا يحيى فيه امرنا لم يمت قلبه يوم يموت القلوب[٢]
هر كس مصيبتهاى ما را به ياد آورد و بگريد و بگرياند، هرگز چشمانش در روزى كه ديدهها گريان است، نمىگريد و هر كه در مجلسى نشيند كه امر ما در آن