ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٣ - مدايح و مراثى
- نامگذارى اماكن، مساجد، تكيهها و هيئتهاى متوسلين به نام شهداى كربلا،
- قداست تربت امام حسين، عليهالسلام، و مهر كربلا،
- لقب «كربلايى» براى زائر سيدالشهداء و چاووشخوانى،
- الهامبخشى فرات، قبر شش گوشه و گودال قتلگاه و قنداق اصغر، عليهالسلام،
- مقتلنويسى،
- گراميداشت اربعين،
- علمات و پرچم و توق و كتل،
- و ... بسيارى از اينگونه محورها و موضوعات، كه شرح و بسط تاريخى همه اينها و تحليل و نقش آنها در زنده نگه داشتن حماسه عاشورا و شكل دادن به «فرهنگ عاشورا» كتابى عظيم خواهد شد. در اين نوشته، تنها به توضيحى درباره برخى روشها كه در فرهنگ اسلامى در راستاى پاسدارى از مكتب خون و حماسه حسينى نقش داشته و دارد، مىپردازيم.
مدايح و مراثى
در روزگارى كه شعر و ادب، در اختيار حكام جور بود و شاعران اجير، چه براى مدح اميران و سلاطين و چه گستاخانه براى بدگويى از خاندان عصمت و طهارت، عليهمالسلام، پول مىگرفتند و شعر مىسرودند، امامان مىكوشيدند تا از شعر، به عنوان سلاحى در دفاع از حق و مبارزه با ستم و افشاى چهره تزوير استفاده شود. بخصوص شاعران شيعه درباره مظلوميتشهداى كربلا و كشتگان وادى عشق در عاشورا، با جانسوزترين تعبيرات، شعر مىسرودند و «جهاد فرهنگى» آنان مورد تاييد و حمايت ائمه بود.
سرودههاى موضعدار شاعران متعهد، در دو محور «مدايح» و «مراثى» بود و هر دو قالب در راستاى تبيين «خط حق» به شمار مىرفت.
امام صادق، عليهالسلام، فرمود:
من قال فينا بيتشعر بنىالله له بيتا فى الجنة[١]
هر كس درباره ما خاندان، يك بيتشعر بسرايد، خداوند برايش خانهاى در بهشتبنا مىكند.
شاعرانى همچون دعبل، كميت، عبدالله بن كثير، سيد حميرى و ... در اين خط عمل مىكردند.
علامه امينى درباره سيد حميرى كه يكى از وارسته مردان مخلص اهلبيت و شاعران توانمند ولايت و عاشورا و يكى از مرثيهسرايان بلند پايه حماسه كربلا بود، مىگويد:
حضور در هر مجلسى كه در آن آل محمد، صلىاللهعليهوآله، ياد نمىشد، او را ملول و خسته مىكرد و هرگز به محفلى كه خالى از آنان بود، انس و الفت نداشت.[٢]
«دعبل» نيز در قصيده معروف «مدارس آيات»، در بخشى عمده، به سوگ شهداى آل محمد، صلىاللهعليهوآله، و به خون خفتگان دشت كربلا و مرثيه اباعبدالله الحسين، عليهالسلام، پرداخته است.[٣]
امام صادق، عليهالسلام، به يكى از شاعران خط خون، «جعفر بن عفان طائى» فرمود:
به من خبر رسيده كه درباره امام حسين، عليهالسلام، شعر مىگويى و خوب هم شعر مىگويى؟
گفت: آرى.
آنگاه بخشى از شعرها و مرثيههايش را در محضر امام صادق، عليهالسلام، خواند. امام و اطرافيان بشدت گريستند، تا آنجا كه سيلاب اشك بر صورت و محاسن امام جارى شد، سپس امام فرمود:
- اى جعفر! به خدا سوگند، در اين لحظه كه سوگنامه حسين (ع را مىخواندى، فرشتگان مقرب پروردگار، شاهد و شنواى سخنتبودند و چون ما و بيش از ما گريستند، خداوند، بهشت را بر تو لازم كرد و تو را آمرزيد. سپس افزود:
ما من احد قال فى الحسين، عليهالسلام، شعرا فبكى و ابكى به الا اوجب الله له الجنة و غفر له.[٤]
هيچ كس درباره حسين، عليهالسلام، شعرى نگفت كه بگريد و بگراياند، جز آنكه خداوند، او را بخشوده و بهشت را بر او واجب گرداند.
به كارگرفتن عنصر شعر، به لحاظ «تاثير عاطفى» و «گسترش سريع»، گامى اساسى در ثبتحماسههاى عاشورا در دفتر تاريخ بوده است. مردم نيز، اشعار مدح و مرثيه را مىخواندند، حفظ مىكردند، حتى به فرزندان خود مىآموختند. تعاليم عاشورا، در خلال همين سرودهها نسل به نسل، زنده مىماند و خوگرفتگان به مدايح و مراثى، در سايه محتواى اين اشعار، با فرهنگ اهلبيت مىزيستند.
امام امت، قدس سره، فرموده است:
با اين هياهو، با اين گريه، با اين نوحهخوانى، با اين شعرخوانى، با اين نثرخوانى، ما مىخواهيم اين مكتب را