ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و سى و شش
٢ ص
(٢)
فهرست
٢ ص
(٣)
يك اسكناس پانصد تومانى و هزاران آرزو!
٤ ص
(٤)
مجامع مخفى
١٠ ص
(٥)
عناصر كليدى حكومت جهانى
١٤ ص
(٦)
1 توحيد
١٤ ص
(٧)
2 ولايت
١٤ ص
(٨)
لازمه حكومت جهانى امام مهدى (ع)
١٥ ص
(٩)
1 نيل به برترين مرحله عقل و شعور- كمال عقلانى
١٦ ص
(١٠)
2 دست يابى به برترين مرحله از رشد علم
١٦ ص
(١١)
3 جريان يابى برترين شكل از عدالت اجتماعى
١٦ ص
(١٢)
4 پيش به سوى برترين و صالح ترين منزلت و قدرت اقتصادى و رفاهى
١٦ ص
(١٣)
5 برخوردارى از برترين قدرت و توان سياسى
١٧ ص
(١٤)
6 بهره مندى از كارآمدترين فنون و تجهيزات نظامى تسليحاتى
١٧ ص
(١٥)
از ميان خبرها
١٨ ص
(١٦)
سازمان سيا چگونه كشتار جمعى جهانى را سامان مى دهد؟
١٨ ص
(١٧)
«انقلاب سيا» در سوريه/ اطّلاعات ويژه از يك سال براندازى ناكام
١٨ ص
(١٨)
نگاهى به تاريخ سازمان سيا در كشتار جمعى جهانى
١٨ ص
(١٩)
تروريست هاى جديد بلحاج، فرمانده جنگجويان ليبى يا مأمور عملياتى CIA ؟
١٩ ص
(٢٠)
فرد دوم پس از بلحاج
١٩ ص
(٢١)
شهر بى اذان
٢٠ ص
(٢٢)
هياهوى شهرها و فراموشى خدا
٢٠ ص
(٢٣)
شيعيان و كمترين مساجد
٢١ ص
(٢٤)
تفاخر دنيوى، جانشين تفاخر دينى
٢٢ ص
(٢٥)
ترس دشمن از صوت اذان
٢٣ ص
(٢٦)
راز تكرار اذان
٢٤ ص
(٢٧)
اهمّيت اذان و حقّ مؤذّن
٢٦ ص
(٢٨)
گزارش
٢٧ ص
(٢٩)
گلستانه
٣٠ ص
(٣٠)
ستاره اى بدرخشيد و ماه مجلس شد
٣٠ ص
(٣١)
از چشم تو
٣٠ ص
(٣٢)
گل خورشيد
٣١ ص
(٣٣)
خنده غنچه
٣١ ص
(٣٤)
رداى سبز رسالت
٣٢ ص
(٣٥)
بخوان به نام خدا
٣٣ ص
(٣٦)
راز بزرگ
٣٣ ص
(٣٧)
پيامبر اعظم (ص)؛ مظهر و مجلّاى اسم اعظم حق تعالى
٣٤ ص
(٣٨)
مقدّمه
٣٥ ص
(٣٩)
مظهريّت اسم اعظم و آينه تمام نماى حق
٣٥ ص
(٤٠)
مظهريّت اسم اعظم و احاطه بر همه مظاهر
٣٦ ص
(٤١)
مظهريّت اسم اعظم و تجلّى در تمامى حقايق
٣٦ ص
(٤٢)
جامعيّت شخصيّت پيامبر اعظم (ص) و ارتباط آن با جامعيّت قرآن
٣٧ ص
(٤٣)
جايگاه كعبه
٣٨ ص
(٤٤)
جايگاه كعبه در نزد اقوام جاهلى و پيروان اديان مختلف
٣٨ ص
(٤٥)
مقدمه
٣٨ ص
(٤٦)
اعراب
٣٨ ص
(٤٧)
روميان
٣٩ ص
(٤٨)
ايرانيان
٣٩ ص
(٤٩)
يمنى ها
٣٩ ص
(٥٠)
جايگاه كعبه در نزد اديان و امت ها
٤٠ ص
(٥١)
اشاره
٤٠ ص
(٥٢)
يهود
٤٠ ص
(٥٣)
نصار انزد
٤٠ ص
(٥٤)
سيماى محمّد (ص)
٤٢ ص
(٥٥)
آداب نماز پيامبر (ص)
٤٢ ص
(٥٦)
آداب قرائت قرآن پيامبر (ص)
٤٢ ص
(٥٧)
آداب دعا كردن پيامبر (ص)
٤٣ ص
(٥٨)
شمائل پيامبر اكرم (ص)
٤٣ ص
(٥٩)
آداب معاشرت پيامبر اكرم (ص)
٤٤ ص
(٦٠)
آداب سفر كردن رسول خدا (ص)
٤٤ ص
(٦١)
آداب لباس پوشيدن پيامبر اكرم (ص)
٤٥ ص
(٦٢)
آداب نظافت و زينت پيامبر (ص)
٤٥ ص
(٦٣)
آداب فراش حضرت محمّد (ص)
٤٥ ص
(٦٤)
اهمّيت صلوات بر پيامبر (ص)
٤٦ ص
(٦٥)
معنا و مفهوم صلوات
٤٦ ص
(٦٦)
طلب كردن رحمت براى بندگان
٤٦ ص
(٦٧)
صلوات در آينه قرآن و كلام معصوم (ع)
٤٧ ص
(٦٨)
كيفيّت صلوات بر پيامبر اكرم (ص)
٤٨ ص
(٦٩)
بركات و ثواب صلوات
٤٨ ص
(٧٠)
1 عالم برزخ
٤٨ ص
(٧١)
2 قيامت
٤٨ ص
(٧٢)
3 پل صراط
٤٩ ص
(٧٣)
4 جهنّم
٤٩ ص
(٧٤)
5 بهشت
٤٩ ص
(٧٥)
مداراى پيامبر اعظم (ص) و نابردبارى يهوديان
٥٠ ص
(٧٦)
يهوديّت در حجاز
٥٠ ص
(٧٧)
شناخت يهود نسبت به پيامبر اعظم (ص)
٥٠ ص
(٧٨)
دشمنى يهود نسبت به پيامبر اعظم (ص)
٥٢ ص
(٧٩)
برخوردها و جنگ هاى روانى يهود
٥٢ ص
(٨٠)
1 منحرف كردن افكار و تلبيس حقّ و باطل
٥٢ ص
(٨١)
2 غافل گير كردن
٥٣ ص
(٨٢)
3 شك آفرينى و تشكيك در نبوّت
٥٣ ص
(٨٣)
4 تبليغات سوء
٥٣ ص
(٨٤)
برخوردهاى فيزيكى و درگيرى هاى عملى يهود
٥٤ ص
(٨٥)
1 تحريك دشمنان پيامبر و همكارى با مشركان
٥٤ ص
(٨٦)
2 همكارى با منافقان
٥٤ ص
(٨٧)
3 جنگ و درگيرى با مسلمانان
٥٤ ص
(٨٨)
4 توطئه قتل پيامبر (ص)
٥٤ ص
(٨٩)
برخورد مسالمت آميز پيامبر با يهود
٥٥ ص
(٩٠)
1 پيمان عمومى با يهود
٥٥ ص
(٩١)
2 پيمان با سه گروه معروف يهود
٥٦ ص
(٩٢)
3 تلاش براى صلح با خيبر
٥٦ ص
(٩٣)
پرورش يافته مكتب پيامبر (ص)
٥٨ ص
(٩٤)
سرشت و طينت پاك رسول خدا (ص)
٥٨ ص
(٩٥)
تربيت الهى و تكوّن شخصيّت پيامبر (ص)
٦٠ ص
(٩٦)
شجاعت و ايثار پيامبر اكرم (ص) در ميدان مبارزه و جهاد
٦١ ص
(٩٧)
استقامت و پايدارى پيامبر (ص) براى هدايت مردم و تثبيت دين
٦٢ ص
(٩٨)
پيامبر اكرم (ص)، الگوى زهد و تحقير دنيا
٦٢ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦ - يك اسكناس پانصد تومانى و هزاران آرزو!

گاه مى‌خوانيم‌ «رَبَّنافَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ كَفِّرْ عَنَّا سَيِّئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الْأَبْرارِ؛ اى ربّ ما و خداوند ما، گناهان ما را ببخش، سيّئات و آلودگى‌هاى ما را بپوشان و ما را در زمره آنان بميران»!

اين درخواست قرار گرفتن در صف «ابرار» بسيار بلندتر از تقاضاى آب و نان و شغل است و معمولًا براى نيل بدان هم كسى اسكناسى در ضريح امامزادگان نمى‌اندازد؛ امّا تقاضاى بلندى است. درخواست ورود در جمع ابرار و محشور شدن با ابرار.

آن آيه شايد پاسخى براى اين تقاضا باشد. «لَنْتَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ» شرط برآورده شدن اين دعا، انفاق دوست داشتنى‌ترين داشته‌هاست. اگر همان لحظه كه دست به دعا برداشته‌ايم، صدايى ما را مخاطب قرار دهد كه اى سائل در ازاى آن، چه خواهى داد؟ آيا پاسخى داريم؟

شايد گمان كنيم دست در جيب كردن و يك برگ اسكناس مچاله شده يا اتوكشيده پانصد تومانى را در كف دست فقيرى افكندن، پاسخ سؤال خواهد بود و ما به ازاى حاجت! آيا دوست داشتنى‌ترين چيز از جمع جمله دارايى‌هاى ما، همين اسكناس و حتّى يكصد برابر آنست؟ بى‌شك چنين نيست! آيه هم پاسخ مى‌دهد: «لَنْتَنالُوا» نمى‌رسيد؛ ايجاد و درك آمادگى انفاق تمام و انفاق دوست‌داشتنى‌ترين داشته‌ها، شرط تجربه آن مقام است. شايد استقرار در مقام آمادگى تمام براى انفاق تمام، درخود و با خود، تجربه مقام ابرار را نهفته داشته باشد.

حكايتى شنيدنى در آثار يكى از اهل زهد و معرفت در خاطر دارم كه خلاصه آن را بيان مى‌كنم. شايد حكايت در يكى از آثار مرحوم شيخ عطّار نيشابورى آمده باشد. مردى صاحب مُكنت و جاه و جلال، هر از چندى به نزدِ يكى از بزرگان اهل معرفت مى‌آمد و از وى تقاضاى معرفت و مقام اهل راز و امثال اينها مى‌كرد. وقتى تقاضا مكرّر شد، شيخ او را صدا كرد و از وى خواست به بازار قصّابان رفته و شكمبه گوسفندى خريده و بياورد. اين موضوع بر مرد بسيار سنگين آمد. سال‌هاى درازى خدمت‌كاران آشپزخانه او را خدمت كرده بودند و حالا بايد برود به بازار قصّابان و شكمبه خريدارى كند و پيش چشم رهگذران كوچه و بازار بياورد. با اين‌همه پذيرفت و بر خود چيره شد و رفت.

آن صاحب مكنت، شكمبه به دست بازگشت و به محضر شيخ رسيد. به او گفته شد به سر جوى آب ميان شهر رفته و شكمبه‌ها را تميز كند و باز گردد.

اين تقاضا سخت‌تر از خريد شكمبه بود. با اين همه به جا آورد و بر خود فائق آمد و در خود شكست. ديگر از آنچه براى خود قائل بود، از اعتبار و خدم و حشم و لباس فاخر كه به سبب آن بر ديگران مى‌نازيد، چيزى نمانده بود.