ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٦ - ٣ تلاش براى صلح با خيبر
«بنى عوف» ثابت است. نزديكان ايشان هم از اين مزايا برخوردارند. كسى بدون اجازه محمّد (ص) از اين مجموعه بيرون نمىرود. از قصاص جراحتى كوچك هم گذشت نخواهد شد. هر كه ديگرى را ترور كند، خود و خانوادهاش را در معرض ترور قرار داده، مگر اينكه به او ستم شده باشد. يهوديان و مسلمانان هزينه جنگ را به سهم خود مىپردازند ... قريش و دوستانشان پناه داده نمىشوند. اگر كسى به مدينه حمله كرد، همه دفاع خواهند كرد. يهود اوس و مواليشان نيز از اين حقوق برخوردارند.[١]
اين پيماننامه را تعداد زيادى از سيرهنويسان و تاريخنگاران ذكر كردهاند. اين قرارداد- همانگونه كه پيداست- ميان مهاجران و قبايل مسلمان و يهوديان انصار[٢] بسته شد. يهوديانى كه نامشان در اين پيمان آمده، شهرتى ندارند و در گزارشهاى تاريخى توجّه چندانى به آنها نشده است. گويا اين يهوديان همان كسانىاند كه يعقوبى دربارهشان مىگويد: گروهى از اوس و خزرج به خاطر همسايگى با يهود، آيين يهود را برگزيدند.[٣] اين گروهها به خاطر اوس يا خزرجى بودنشان كمترين تنشها را با مسلمانان داشتند. به نظر مىرسد اين دسته از يهوديان به تدريج، اسلام آوردند و ارتباطى با يهوديان اصيل نداشتند. نامگذارى اين قرارداد به موادعه يهود چندان درست نيست؛ زيرا طرفهاى اصلى آن مهاجران مكّه و انصار مسلمانان مدينه بودند. به هر حال، يهوديان موضوع اين قرارداد، چه يهوديان معروف باشند چه نباشند، بايد توجّه داشت كه از جمله يهوديانى بودند كه پيامبر (ص) با آنان با مدارا و مسالمتآميز رفتار نمود و طبق اين پيمان، حتّى از نظر حقوق، با مسلمانان برابر شمرده شدند. اين سيره عملى رسول خدا (ص) با اهل كتاب و آنهايى بود كه با پيامبر و اساس پيمان و قرارداد همزيستى مىكردند.
٢. پيمان با سه گروه معروف يهود
اين پيمان از مهمترين نمونههاى برخوردهاى مسالمتآميز پيامبر با يهود است. متن اين قرارداد را كه رسول خدا (ص) با سه طايفه بنى نضير، بنى قريظه و بنى قينقاع امضا كرده، مرحوم طبرسى در «اعلام الورى» از على بن ابراهيم نقل كرده است. متأسّفانه اين متن هم مورد بىتوجّهى همه مورخّان قرار گرفته و هيچكس قبل و بعد از طبرسى آن را به طور كامل نياورده است.
على بن ابراهيم نقل مىكند: يهود بنى قريظه و بنىنضير و بنى قينقاع نزد پيامبر آمدند و گفتند: اى محمّد! ما را به چه مىخوانى؟ فرمود: به گواهى دادن به توحيد و شهادت به اينكه خدايى جز الله نيست و رسالت خودم كه من فرستاده اويم. من كسى هستم كه نامم را در تورات مىيابيد و دانشمندانتان به شما گفتهاند كه از مكّه ظهور مىكنم و به اين سنگلاخ (مدينه) كوچ مىكنم ... يهوديان گفتند: آنچه گفتى شنيدهايم. اكنون آمدهايم كه با اين شروط با تو صلح كنيم، كه نه با شما باشيم و نه عليه شما؛ به سود يا زيان تو نباشيم و كسى را كه عليه توست، يارى نكنيم و متعرّض يارانت نشويم. تو هم متعرّض ما و دوستانمان نشوى تا ببينيم كار تو و قومت به كجا مىانجامد «حتّى ننظر الى ما يصير أمرك و أمر قومك» پيامبر (ص) خواسته آنان را پذيرفت و ميان آنان قراردادى نوشته شد كه مضمونش اين بود:
يهوديان عليه پيامبر يا يكى از يارانش، با زبان، دست، اسلحه و مركب، نه در پنهانى و نه آشكارا، نه در شب و نه در روز، نبايد اقدامى انجام دهند و خداوند بر اين پيمانگواه و كفيل است. پس اگر يهود اين تعهّدات را ناديده بگيرد، رسول خدا مىتواند خون ايشان را بريزد، زن و فرزندانشان را اسير كند و اموالشان را غنيمت بگيرد.
آنگاه براى هر قبيلهاى از يهوديان نسخهاى جداگانه تنظيم شد. مسئول پيمان بنى نضير حى بن اخطب، مسئول پيمان بنى قريظه كعب بن اسد و مسئول پيمان بنى قينقاع مخيريق بود كه هر سه نفر پيماننامه را امضا كردند.[٤]
٣. تلاش براى صلح با خيبر
گزارش زير نشان مىدهد كه اين سفر براى گفتوگوى صلحآميز به خيبر انجام شد، نه براى جنگ و كشتار. در گزارش