ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٢ - ١ منحرف كردن افكار و تلبيس حقّ و باطل
آن حضرت بود. يهوديان نسبت به پيامبر اكرم (ص) حسادت مىورزيدند؛ زيرا آن حضرت از بنىاسرائيل نبود؛ بلكه از نسل حضرت اسماعيل و حضرت ابراهيم (ع) بود؛ چنان كه كعب بن اسد، رئيس بنىقريظه خطاب به يهوديان گفت:
اى طايفه يهود! در اين موقع (در جنگ با پيامبر) به محمّد ايمان آوريم. به خدا سوگند! بر تمام شما روشن است كه اين همان كسى است كه بشارت او در كتاب شما آمده است و چيزى جز حسادت مانع متابعت ما از او نشده است؛ زيرا اين پيامبر از نسل بنىاسرائيل نيست.[١]
دشمنى يهود نسبت به پيامبر اعظم (ص)
از ديدگاه قرآن كريم، يهوديان را نمىتوان با مسيحيان با يك نگاه واحد مورد ارزيابى قرار داد. مسيحيان از نظر قرآن كريم، اهل تلاوت كتاب الهى، سجده و مؤمن به خدا و روز قيامت و تمايل به اسلام بودند؛ در حالى كه يهوديان متعصّب، لجوج، فتنهانگيز و پيمانشكن بودند و همواره با پيامبر اكرم (ص) از سر عناد و لجاجت رفتار مىكردند و در پى از بين بردن اساس دين اسلام بودند. بنابراين، اين دو گروه از اهل كتاب را نمىتوان يكى پنداشت. تفاوت يهوديان و مسيحيان را خداوند متعال در آيهاى به صورت شفّاف و روشن بيان مىنمايد و يهوديان را سرسختترين دشمنان اسلام به شمار مىآورد.[٢]
برخوردها و جنگهاى روانى يهود
مخالفتهاى گسترده يهوديان، هم مخالفتهاى روانى را شامل مىشود و هم مخالفتهاى نظامى و عملى را در بر مىگيرد. مهمترين برخوردهاى روانى آنها بر ضدّ پيامبر اعظم (ص) بدين شرح است:
١. منحرف كردن افكار و تلبيس حقّ و باطل
يكى از شيوههاى خطرناك جنگ روانى، منحرف كردن افكار از موضوع اصلى و مشغول كردن اذهان عامّه به مسائل فرعى و حاشيهاى است.
در عصر پيامبر (ص)، يهود از اين شيوه استفاده مىكردند.
آنان پرسشهايى را مطرح مىنمودند؛ امّا نه با انگيزه تحقيق در صدق رسالت و كشف حقيقت بلكه براى اشكالتراشى و خلط حقّ و باطل. پرسشهاى آنان مربوط به اصل و ماهيّت دعوت پيامبر (ص) نبود؛ بلكه آنان از موضوعاتى سؤال مىكردند كه ارتباطى به دعوت نداشت و اساساً در شأن پيامبر نبود. اين پرسشها در واقع، براى تشويق در افكار عامّه و اذهان تودههاى مردم و مشغول ساختن آنها به مسائل فرعى و حاشيهاى و منحرف كردن افكار و انديشهها از مسائل اصلى مطرح مىگرديد.
ابن اسحاق با اشاره به حسادت يهود، نسبت به پيامبر اعظم (ص)، مىنويسد: آنان پيوسته سؤالاتى از روى لجبازى و عناد از پيامبر مىپرسيدند و در تلبيس حقّ و باطل مىكوشيدند. در قرآن كريم، آيات فراوانى در پاسخ به سؤالات يهوديان نازل شده است.[٣] براى نمونه، يهوديان مىگفتند: اى محمّد! براى ما از آسمان كتابى بياور كه آن را بخوانيم. نهرهايى برايمان جارى ساز تا تو را پيروى كنيم و به تو ايمان بياوريم.[٤]
با توجّه به خواسته آنان، خباثتهاى يهوديان در جنگ روانى علنى با پيامبر گرامى (ص) آشكار مىشود. آنها اگر كتاب آسمانى مىخواستند، مگر قرآن، كتاب الهى و آسمانى نبود؟ مگر پيامبر با اين معجزه جاويد خود، با آنان و كفّار تحدّى ننمود؟ با اين حال، آنان نهرهاى جارى نيز مىطلبيدند. روشن است كه انگيزه آنها از اين خواستهها، چيزى جز منحرف كردن اذهان عمومى مردم از موضوع اصلى و مهمّى كه پيامبر (ص) براى آن برانگيخته شدند، نبود.
توحيد و پرستش خدا و ادّعاى نبوّت و راهنمايى بشر و به سعادت رساندن مردم، ربطى به ساختن نهرها و جويبارها ندارد. هدف از طرح اين گونه سؤالها و درخواستها صرفاً اين بود كه اذهان عرب را نسبت به مسائل مادّى تحريك كنند و