ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٨ - نگاهى به تاريخ سازمان سيا در كشتار جمعى جهانى
از ميان خبرها
سازمان سيا چگونه كشتار جمعى جهانى را سامان مىدهد؟
«انقلاب سيا» در سوريه/ اطّلاعات ويژه از يك سال براندازى ناكام
خبرگزارى فارس: «انقلاب» سوريه، كپى برابر اصل عمليات تغيير نظام دستگاه اطّلاعات مركزى آمريكا در دهههاى پيش است؛ يعنى اعزام مزدوران و گروههاى مرگ به درون [كشور مدّ نظر]. اين، دقيقاً همان چيزى است كه در «ليبى» اتّفاق افتاد.
به گزارش فارس، پايگاه خبرى» sott «در گزارشى، به بررسى نقش سازمان جاسوسى آمريكا در بحران يك ساله سوريه پرداخت.
جوى كوين، نويسنده اين گزارش نوشت:
تصوير صدها هزار نفر از مردم سوريه كه در حمايت از بشّار اسد، رئيس جمهورى خود راهپيمايى مىكنند، منتشر شده است؛ امّا رسانههاى بزرگ كوشش مىكنند، اتّفاقات سوريه را طورى مخابره كنند كه گويا بحران سوريه همان انقلابى از «انقلابهاى بهار عربى» است. حقايق نشان مىدهد كه آنچه در سوريه مىگذرد، عمليات محرمانه ديگرى از جانب آمريكا براى براندازى خونين يك دولت ديگر است. با توجّه به اين حقيقت كه آمريكا از ٦٠ سال پيش، يك امپراتورى جهانى شده است، بايد ديد با همه قدرت و زيرساخت و نفوذى كه دارد، چقدر برايش دشوار است كه در يك كشور يك «انقلاب» خلق كند.
شايد پاسخ غافلگيركننده باشد. ساخت انقلاب آسان نيست؛ امّا تا زمانى كه امپراتورى آمريكا كشتار مردم بىگناه باشد، آن هم با هدف خلق اين احساس كه حكومت سوريه حكومتى وحشى است و بايد از دست آن خلاص شد، ساخت انقلاب قابل اجراست. تاريخ آمريكا ثابت مىكند كه «واشينگتن» هيچ روزى از كشتار صدها نفر يا هزاران نفر و حتّى چند ميليون انسان، براى تضمين اجراى سياستهاى ژئوسياسىاش و به قدرت رساندن عقبماندگان ذهنى كه تشنه قدرت در هر جايى هستند، دريغ نكرده و نخواهد كرد.
نگاهى به تاريخ سازمان سيا در كشتار جمعى جهانى
در دهه ٦٠ و ٧٠، سازمان جاسوسى آمريكا عناصر موسوم به «انقلابيون مبارز عليه كمونيسم» در «لاوس» را با حمايت مالى و تسليحاتى آموزش داد. نتيجه اين راهبرد، اقدام ارتش آمريكا به بمباران در لاوس بود. حجم بمبهاى ريخته شده بر سر مردم اين منطقه بيش از كلّ بمبهايى بود كه در تمام طول جنگ جهانى دوم ريخته شد. پيش از آن علميات و پس از آن تا امروز، «سيا» با هماهنگىها و اقدامات خود دهها كودتاى مسلّحانه و شورشهاى مسلّحانه در دهها كشور دنيا انجام داده و گروههاى مزدور و تيمهاى مرگ را با هدف حمايت از اقتصاد آمريكا و توسعه دايره سلطه آمريكا بر زمين را تجهيز كرده است.
از زمان تأسيس سيا در سال ١٩٤٧ م. حدود ٣٠٠٠ عمليات بزرگ، ١١ هزار عمليات كوچك از اين نوع توسط اين سازمان اجرا شده است. جان بستوكويل، عامل سابق سيا (كه در بسيارى از عملياتهاى ياد شده شركت كرده است)، مىگويد:
همه اين عملياتها غيرقانونى و بسيارى از آن «خونين و وحشيانه و فوق تصوّر» بوده است. [آيا باور مىكنيد كه] تا سال ١٩٨٨ م. آمار كشتههاى عملياتهاى آمريكا به ٦ ميليون انسان رسيد.
در مصاحبهاى كه امى گودمن در ٢ مارس ٢٠٠٧ م. انجام داد، ژنرال وسلى كلارك تصريح كرد كه دولت بوش براى از بين بردن ٧ كشورِ «عراق»، «سوريه»، «لبنان»، «سومال»، «سودان» و «ايران» براى پنج سال برنامهريزى كرده است. بعداً ترتيب اين اشغالها تغيير كرد؛ امّا برنامه طبق خواسته لردهاى امپراتورى خونآشامها به پيش مىرود. حال آنكه روزهاى [رياست جمهورى بوش] به پايان رسيد و الآن باراك اوباما در رأس قدرت است، چگونه مىتواند سياست خارجىاى را اجرا كند كه كشتار و قتل جمعى مستلزم آن است و سياستى است كه دولتى ديگر آن را آغاز كرده است؟
اين كشتار در «افغانستان» و عراق و ليبى اتّفاق افتاد. الآن هم سوريه است كه در ليست برنامهريزى شده ناتو (آمريكا/ اسرائيل) براى تغيير نظام قرار گرفته است. ردّ پاى دستگاه اطّلاعات مركزى آمريكا و دستگاه جاسوسى انگليس (امآى. سيكس) و اسرائيل (موساد) در تاكتيكهاى پوشش خبرى اتّفاقات سوريه كاملًا مشهود است. خلاص شدن از سوريه، برنامهاى از پيشتعيين شده، براى اسرائيل است. اين برنامه سالهاست كه در طرحهاى اسرائيل وجود دارد. علّت اصلى آن هم، اين است كه سوريه يك كشور عربى مستقلّ لائيك و چند قوميتى در «خاورميانه» و حامى «ايران» است و در نتيجه مانعى است، بر سر راه سيطره كامل اسرائيل بر خاورميانه.
در حقيقت، مسئله، مسئله كشمكش دولتهاى عربى است كه قبول نمىكنند، به سيطره غربىها و اسرائيل و به فشار آنان تن بدهند. اين كشورها تا جايى قربانى بىثباتى مىشوند كه براى حفظ بقاى سازمانهاى تماميتخواه كه زيرساخت امنيتى كاملى داشته باشند، توسعه دهند. بنابراين راه براى آمريكا و اسرائيل باز مىشود تا اشك تمساح بريزند كه سطح آزادى در نظام مدّ نظر آنان پايين است، سپس فرصت را براى براندازى آن غنيمت مىشمارند. اين نمونه را به وضوح مىتوانيد در نوع برخورد قدرتهاى غربى با «ونزوئلاى» چاوز ببينيد.
ريشههاى منازعه اسرائيل با اعراب، همانطور كه همه مىدانند، بر اين اساس است كه يهود نيازمند وطنى در سرزمين عربى است. با كمك انگليس و اندكى پاكسازى نژادى در اواخر دهه ٣٠ و ٤٠ قرن بيستم ميلادى و از طريق تأسيسكنندگان اسرائيل، از آن زمان و تاكنون اسرائيل به وجود آمد و تاكنون در حالتى از نزاع مداوم با همسايگان خود به سر مىبرد؛ امّا نخبگان حاكم در آمريكا، انگيزهشان از هدفگرفتن سوريه طمع و شهوت قدرت و عشق آزار ديگران است. اين همان چيزى است كه در خوشحالى