ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٥ - تحولات درونى مقدمه انقلاب بزرگ
نيست. بايد كسانى باشند كه در ضمن فقاهت، سياستمدار و مدير و مبارز باشند و بتوانند براحتى كشورى را اداره كنند.
در روزگار ما بايد دولتمردان ما مجتهد و متقى شوند و از سوى ديگر مجتهدين ما نيز اهل مبارزه و دولتمدارى و مديريت گردند؛ ٣١٣ نفرى كه داراى تمام خصوصيات لازم براى اداره يك كشور باشند. هنگامى كه اينان به وجود آيند، حضرت حجت، عجلالله تعالىفرجه، ظهور مىفرمايند و به كمك آنان دنيا را پر از عدل و داد مىكنند؛ آن زمان است كه فرياد او از مكه بلند مىشود؛ به خانه كعبه تكيه مىكند و بانگ برمىآورد:
«انا القائم المنتقم»، و نداى او در سراسر دنيا منعكس مىشود. مشتاقان راهش از همه سوى جهان به او روى مىآورند. البته اين ٣١٣ نفر نيروهاى ادارهكننده هستند و اين بدان معنا نيست كه طرفداران او فقط همين عدهاند. در آن روزگار همه مردم، محرومان و مستضعفان به درجهاى از رشد و آگاهى مىرسند كه نور وجود امام را لمس مىكنند و مثل پروانه گرد شمع وجودش مىگردند. در آن هنگام ديگر مردم از تمام نظامهاى موجود خسته شدهاند، از همه طاغوتها بريدهاند و آمادگى دارند كه خود را در اختيار حجتحق قرار دهند و با تمام وجود در راهش فداكارى كنند؛ بجز عدهاى قليل كه همان مستكبران باشند، بقيه جهانيان نداى او را لبيك مىگويند و به دنبال او مىروند.
همان طور كه گفتم امام زمان، عليهالسلام، نمىآيد كه همه مردم را از دم تيغ بگذراند. اگر قرار بر اين بود كه بلايى از آسمان نازل شود و تمام دشمنان خدا را نابود كند، در قدرت پروردگار بود كه هر لحظه اراده بفرمايد اين كار را انجام دهد. (همچنان كه در زمان حضرت موسى و حضرت نوح انجام داد.) اما اراده خداوند بر اين نيست. خداوند مىخواهد مردم را هدايت و ارشاد كند و تغيير و تحول در نفوس آنان به وجود آورد. و همه اين مبارزات و انقلابها هم براى همين صورت مىگيرد؛ چرا كه اگر قرار بود خداوند يا امام حجت، عليهالسلام، همه مخالفان را نابود كند، آنگاه وظيفه ٣١٣ نفر چه مىشد؟ آنها كار بزرگى انجام نمىدادند. در حال حاضر اگر در كشور ما يا در دنياى ما دشمنانى مثل ابرقدرتها و صهيونيستها و طاغوتها نبودند، انقلاب اسلامى ارزش چندانى نداشت. انقلاب ما آنگاه ارزش خود را نشان مىدهد كه در برابر عظيم ترين قدرتهاى شيطانى مىايستد، با آنها مبارزه مىكند و رسالت اسلامى خود را به جهانيان ارايه مىنمايد. در اين صورت است كه فداكاريهاى ما ارزش پيدا مىكند.
با اين اوصاف، كسانى كه فكر مىكنند، بايد گوشهاى بخوابند تا امام زمان، عجلالله تعالىفرجه، ظهور بفرمايد و جهان را از عدل و قسط پر كند، سخت در اشتباهند. مردم ما بايد بيشتر بكوشند، بيشتر مبارزه كنند، و اين تحول و تكامل نفسى را هر چه سريعتر در روح و قلب خود ايجاد نمايند تا باعث تسريع در ظهور حضرت شوند اما در عين حال بايد بدانيد كه امام حاضر است و بر اعمالتان نظارت دارد.
امام پيروان خود را رها نكرده و به دست هواها نسپرده، مراقب آنهاست؛ اگر به آنها ناراحتى برسد، قلب مباركش به درد مىآيد، اگر خونريزى ناحقى در جايى صورت بگيرد، حضرت ناراحت مىشود. آن بزرگوار مراقب است و با تمام وجود مىكوشد تا اين تحول نفسى را در اين امت و اين مردم به وجود بياورد.
اگر جوانان ما در اعتقادشان به خود بقبولانند امام زمان در ميان آنها زندگى مىكند و شاهد اعمالشان است. رفتار و زندگى و فداكارى و مرگ و حيات آنان تغيير كيفى پيدا مىكند و چه بسا جهش بزرگى در حركت تكاملى جوانان ما به سوى مدينه فاضله ايجاد شود. اين ويژگى را متاسفانه جوانان ما از دست دادهاند؛ شايد براى لحظاتى يا روزهايى درباره وجود مباركش فكر مىكنند و بعد او را به فراموشى مىسپارند. آنها امام زمان را به صورت اسطورهاى در تاريخ به شمار مىآورند. اين اشتباه محض است. امام زمان حضور دارد و هر عملى را كه ما انجام مىدهيم مىبيند و مىشنود. روزى كه مردم ما به اين اعتقاد برسند و آن را لمس كنند، بزرگترين جهشها در راه تكامل زندگيشان به وجود مىآيد؛ و اين، قدم اصلى براى تسريع در ظهور حضرت است