ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧ - مقاله اول
موقعيتى كه از زمان برج بابل تا كنون دست داده است.» موضوعات مربوط به آخرالزمان بيش از آنكه صراحتا بر زبان رانده شوند به اشاره مطرح شدهاند. اما به گفته استفن اوليرى(O'eary) يك استاد رشته ارتباطات در دانشگاه كاليفرنياى جنوبى نيازى به اين [پرده پوشى] نيست. «سايتها خوشبينانه از علايم [ظهور] سخن مىگويند، در حالى كه مخاطبان با اين نشانهها به سمت نوعى نظام اعتقادى درباره موعود سوق داده مىشوند. براى چنين افرادى [بحران] سال دو هزار داستان فرو ريختن پيكره اقتدار سكولاريسم را به همراه دارد. سالهاى سال كارشناسان كامپيوتر هزارهاى فنى و بى خدا را پيشبينى مىكردند، حالا با در پيش بودن [بحران رايانهها] در سال دو هزار براى كسانى كه به مداخله الهى باور دارند طعنه زدن بسيار خوشايند است.»
اگر مسيحيان پيرو كليساى انجيلى از سخن بى پرده درباره [رابطه] بحران رايانهها در سال دو هزار با آخرالزمان طفره مىروند، درباره صداهاى افراطىتر چنين سخنى لزوما صادق نيست. به گفته چيپ بارلت، تحليلگر ارشد انجمن مطالعات سياسى، يك منبع انديشه ليبرال، سال دو هزار در حال ايجاد نوعى وحدت نظر ميان همه گروههاى تندرو است: «شما مىتوانيد به آنكه در سال دو هزار نظامى نوين و جهانى تحتسيطره شيطان شكل خواهد گرفت، يا به آنكه نظام اقتصادى از سوى يهوديان فرو خواهد پاشيد و يا به آنكه نخبگان مرموز اين واقعيت را كه بحران رايانهها در سال دو هزار چاشنى زمستانى هستهاى خواهد بود پنهان مىكنند باور داشته باشيداينكه قهرمان كه باشد مهم نيست، شما مىتوانيد در بحثهاى كاربردى، درباره آنكه كدام صافى آب بهتر كار مىكند، با ديگر طالبان بقا زمينه مشتركى براى صحبتبيابيد.»
بسيارى از فرهيختگان هزاره گرا از آنكه سال دو هزار به تروريسم بينجامد دل نگرانند. اوليرى در اينباره مىگويد: «تمام كارى كه بايد انجام شود جاسازى ماهرانه بمبى در اطاق كنترل شبكه برق است تا بخش وسيعى از كشور را تحت تاثير قرار دهد. من در اينباره با نمايندگان اف. بى. آى صحبت كردهام و آنها بخوبى از اين مساله آگاهند. «به هر تقدير يكى از چشم اندازهاى اضطراب انگيزتر، دلهره هزاره نو در ميان جوامع گستردهتر است. آندره گو(Gow) يك استاد تاريخ در دانشگاه البرتا با اشاره به وابستگى اين مساله به موقعيت جغرافيايى هر منطقه مىگويد: «در زمستان زود هنگام كانادا، دما تا چهل درجه سانتيگراد زير صفر پايين مىآيد. يك شب با قطع برق، مردم در خانههايشان شروع به مردن مىكنند.» او مىگويد: «مردم اينجا كيس و پرطاقتاند اما از عهده تحمل چنين فاجعهاى برنمىآيند.»
و ديگر نقاط جهان؟ كريستوفر وارتلى يك تحليلگر مقيم لندن كه به مؤسسات بزرگ مالى درباره دردسرهاى هزاره جديد خدمات مشاورهاى ارايه مىدهد، بر اين باور است كه قائمه مسيحيان در غير جايى كه مىبايستبه جستجو مشغولند. او مىگويد: « [بحران] در سال دوهزار بر آمريكا و اروپاى غربى اثر ناچيزى بر جا مىگذارد. پيامدهاى اين حادثه مىتواند به در هم پاشيدگى جوامعى چون چين، كره، تايلند و آفريقاى جنوبى بينجامد. اينها جاهايى هستند كه ما بايد به جنبشهاى هزاره گرايانه بگرديم.» به هر تقدير از نظر او بدترين كابوس مربوط به روسيه است: «يك جامعه عميقا مذهبى و از جا درآمده كه سختبه تجهيزات سالخورده رايانهاى متكى است. موعود شما آنجاست.»