ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٤ - پيام غدير
را كه به من اعلام فرموده به مردم ابلاغ خواهم كرد. مباد كه به سبب مسامحه در انجام وظيفه تبليغ، كوبه عذاب حق بر من فرود آيد. عذابى كه هيچ قدرتى را توانايى دفع آن نباشد. [آرى] نيستخدايى جز خداوند كه دستورم داده و فرموده است كه: «اگر در ابلاغ آنچه اينك بر تو فرو فرستادهام كوتاهى كنى، در حقيقتبه هيچ يك از وظايف رسالت و ابلاغ پيام من عمل نكردهاى.» و هم او- تبارك و تعالى- حفظ و نگهدارى مرا در برابر مخالفان تعهد و تضمين كرده و او مرا كفايت كنندهاى بزرگوار است. و اينك اين است آن پيام كه بر من نازل فرموده:
بسم الله الرحمن الرحيم يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس.[١]
اى مردم! من در ابلاغ آنچه كه حق بر من فرو فرستاده است، كوتاهى نكردهام و هم اكنون سبب نزول آن آيه را برايتان باز خواهم گفت: فرشته وحى خدا- جبرئيل، عليهالسلام- سه بار بر من فرو آمد و از سوى حق تعالى، پروردگارم، فرمان داد تا در اين مكان بپاخيزم و سپيد و سياه مردم را رسما آگاهى دهم؛ كه على بن ابيطالب، برادر و وصى و خليفه و جانشين من و امام پس از من است كه نسبتش به من همان نسبت است كه هارون به موسى داشت، با اين تفاوت كه رسالتبه من خاتمه يافته است و بعد از خداوند و رسولش، على، ولى و صاحب اختيار شماست و پيش از اين هم خداوند در آيهاى ديگر از قرآن چنين فرمود:
انما وليكم الله و رسوله والذين امنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكاة و هم راكعون.[٢]
على بن ابيطالب، همان كسى است كه نماز به پاى داشته و در حال ركوع، به نيازمند، صدقه داده است.
از جبرئيل، عليهالسلام، خواستم كه از خداوند متعال عافيت مرا از تبليغ اين ماموريت، تقاضا كند؛ چون مىدانستم كه در ميان مردم، پرهيزگاران، اندك و منافقان، بسيارند و از مفسده جويى گنه آلودگان و نيرنگ بازى آنان كه دين اسلام را به تمسخر و استهزا گرفتهاند، آگاهى داشتم؛ همانها كه خداوند در قرآن كريم، چنين توصيفشان كرده است:
تقولون بافواهكم ما ليس لكم به علم و تحسبونه هينا و هو عند الله عظيم.[٣]
هنوز آن آزارها كه اين گروه بارها بر من روا داشتند، از خاطر نبردهام، تا آنجا كه به دليل ملازمت و مصاحبت فراوان على با من و توجهى كه به او داشتم به عيبجويى من برخاستند و مرا مردى زود باور كه هرچه مىشنود، بى انديشه مىپذيرد، خواندند تا آنكه خداوند، عز و جل، اين آيه را نازل فرمود:
و منهم الذين يؤذون النبى و يقولون هو اذن قل اذن خير لكم يؤمن بالله و يؤمن للمؤمنين.[٤]
من، هم اكنون مىتوانم يكى يك اين گروه را به نام و نشان، معرفى كنم؛ ليكن به خدا سوگند من در مورد اين افراد، بزرگوارانه رفتار كرده و مىكنم.
ولى اينها همه خداى را از من راضى نمىسازد مگر آنكه وظيفه خود را در مورد ماموريتى كه از آيه شريفه «ياأَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ ...» يافتهام، به انجام رسانم.
[حال كه چنين است، پس:] اى مردم! بدانيد كه خداوند، على بن ابيطالب را ولى و صاحب اختيار شما معين فرموده و او را امام و پيشواى واجب الاطاعه قرار داده است و فرمانش را بر همه مهاجران و انصار و پيروان ايمانى ايشان و بر هر بيابانى و شهرى و بر هر عجم و عربى و هر بنده و آزادهاى و بر هر صغير و كبيرى و بر هر سياه و سپيدى و بر هر خدا شناس و موحدى فرض و واجب فرموده و فرمانها و اوامر او را مطاع و بر همه كس نافذ و لازم الاجرا مقرر كرده است. هر كس با على به مخالفتبرخيزد، ملعون است و هر كس كه از