ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٩ - دل هاى بيمار
سوزش آتش
در حالات علّامه شيخ مهدى مازندرانى آمده است: اين بزرگوار گاهى كه در خودش احساس غفلت مىكرده به اتّفاق پسر و خادمش به خارج شهر و (بيابان) مىرفته است. آنگاه شيخ به پسر و خادمش مىگفته: آيا لازم است دستور مرا اجرا كنيد يا نه؟ پس از اينكه مىگفتند: آرى، مىفرمود: من هيزم جمع مىكنم شما هم هيزم جمع كنيد. آنگاه هيزمها را آتش مىزد و مىگفت: مرا كشان كشان به سوى آتش ببريد و بگوييد: اى پير گنهكار! خيال كن روز قيامت بر پا شده است، تا بلكه سوزش آتش مرا بيدار كند.[١]
به يكديگر رحم كنيد
رحمت خدا به كسى داده مىشود كه از رحمت حق در وجودش ظهورى باشد، اگر رحمتى در خودت بود، سزاوار رحمت پروردگار مىشوى؛ آن وقت بگو يا ربِّ! ارحم؛ خدايا رحمم كن.» امّا اگر خداى نكرده رحم ندارى، نه به زن و بچّه، نه به مشترى، نه به يتيم و زير دستت رحم نمىكنى. هر طور هستى خدا نيز همين طور با تو معامله مىكند تا كَرم در تو نباشد، توقّع كَرم از خدا غلط است. كَرم خوب است يا بد؟ اگر بد است چرا مىخواهى، اگر خوب است چرا ندارى؟[٢]
دلهاى بيمار
شايد تجربه كرده باشيد، اگر سگى گرسنه رو به شما آورد و همراهتان نان يا گوشت باشد، آيا به گفتن چخ، رد مىشود؟! چوب هم بلند كنى فايده ندارد، او گرسنه است و چشمش به غذا است، چوبش هم بزنند فايده ندارد و دست بردار نيست. امّا اگر هيچ همراه نداشته باشى، با آن شامّه قوى كه دارد، چون مىفهمد چيزى ندارى تا گفتى چخ فوراً مىرود.
دل شما نيز مورد نظر شيطان است، نگاهى به دل مىكند، اگر آذوقه او مانند حبّ مال، زر و زيور، شهرت، مقام، حسادت و بخل و ... در آن باشد مىبيند به به! چه جاى خوبى براى او است، همانجا متمركز مىشود، اگر صدهزار بار هم «اعوذ بالله من الشّيطان الرّجيم»، بگويى به اين چخها رد نمىشود، چون اين دشمن خيلى سرسخت است. «إِنَّالشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ- إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ». بلى اگر طعمهاش را دور كردى، آنگاه مىبيند وسيله ماندن ندارد و با يك استعاذه فرار مىكند.[٣]
پىنوشتها:
[١]. معارفى از قرآن، آيت الله دستغيب، صص ٥٠ و ٥١.
[٢]. همان، ص ٧٦.
[٣]. همان، ص ٣٢٥.
[٤]. اصول كافى، ج ٢، ص ٢٣٢، حديث ٦.
[٥]. قلب قرآن، آيت الله دستغيب، ص ٤٥.
[٦]. همان، صص ١٤٤ و ١٤٥.
[٧]. استعاذه، آيت الله دستغيب، ص ٥٨.