ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٤ - مصداق يابى يا مصداق شناسى و فرق آن با مصداق سازى
رجال و ساير علوم لازم، دست به تفسير اين روايات مىزنند، پرهيز نمود.
لازم به ذكر است تطبيقهايى كه بر پايه مستندات علمى و تاريخى انجام مىگردد و داراى خطّ سير منطقى و روشهاى مقبول و منطقى تحقيق است، چنانچه با رعايت اصول صحيح بررسى علائم ظهور انجام شده باشد و در ضمن تأكيد بر عدم قطعى بودن آن صورت گيرد، در اين زمينه مىتواند مفيد باشد و ذهن خواننده را براى درك روايات مرتبط با آن آماده سازد.
راه صحيح بررسى علائم ظهور چيست؟
در مورد علائم ظهور سه مشكل اساسى وجود دارد كه بايد هر كدام مورد بررسى دقيق قرار گيرد:
١. اثبات علامت به دليل معتبر؛
٢. خارج كردن علامت از قالب ابهام؛
٣. كشف قواعد يقين براى اثبات يا نفى تحقّق علامت در خارج؛
براى اثبات صحّت روايات علائم ظهور و تمييز آنها از روايات جعلى، اعتماد بر افراد ثقه و مورد اطمينان به صدور روايات از معصوم (ع) كافى است، زيرا روايات علائم ظهور برخى متواتر يا مستفيض يا صحيح و معتبرند و برخى ديگر گرچه ضعيف السّند هستند، ولى مؤيّدات و شواهدى بر صحّت آنها در روايات ديگر وجود دارد كه با سند صحيح وارد شده است.
راه روشن شدن علائم ظهور به دو نوع امكان پذير است:
الف: اصول علمى، كه در مورد روايات فقهى نيز مورد استفاده واقع مىگردد؛
ب: مقدّمات علمى، كه مخصوص علائم ظهور است و مهمترين آنها: تاريخ، جغرافيا، علم حساب و جمل و اصطلاحات مربوط به علائم ظهور هستند.
براى كشف، اثبات يا نفى علامتى در خارج مىتوان قواعدى را بيان داشت تا با اعمال آنها به حقيقت امر پى برد:
١. اوصاف آن علامت را به صورت دقيق در نظر گرفته و بر خارج تطبيق نمود؛
٢. با دليل ثابت شود كه آن علامت در زمان سابق، در خارج تحقّق نيافته است؛
٣. احتمال تحقّق آن را در زمان آينده، نفى كند.
با اين اوصاف كشف، تطبيق و تسميّه علائم ظهور، كارى دشوار است و نمىتوان به طور حتمى و دقيق تا قبل از رخ دادن و ظاهر شدن اين علائم آنها را مشخّص كرد و علّت اينكه ائمه معصومان (ع) نيز از نامگذارى دقيق علائم شخصيّتهاى ظهور، خوددارى نمودهاند، به همين دليل است؛ زيرا هر يك از اين علائم ممكن است بارها در طول قرنهاى گذشته اتّفاق افتاده؛ در حالى كه شروط لازم براى ظهور كه همان آمادگى مردم است، محقّق نشده باشد و بنابراين ظاهر شدن يك علامت و تشخيص و تطبيق آن نيز نمىتواند دليل بر وقوع ظهور يا ادّعاى بسيار نزديك بودن ظهور باشد؛ زيرا براى تحقّق ظهور شرايط آن بايد فراهم و مهيّا باشد. به طور مثال به قيام ابومسلم خراسانى و پرچمهاى سياه و نيز قيام يمانى و حتّى كشته شدن شخصى به نام محمّد بن عبدالله، معروف به نفس زكيّه كه در سال ١٤٥ ق. در قيامى خونين در زمان خلافت هارون عبّاسى قيام كرد و در مدينه به شهادت رسيد، مىتوان اشاره كرد همچنين كسوف و خسوفهاى متعدّد كه مطابق با روايات رخ داده؛ در حالى كه ظهور واقع نشده يا بسيارى از حوادث طبيعى نظير ظهور دنبالهدارهايى كه يكى از علائم نزديك بودن ظهور است يا جنگهاى جهانى اوّل و دوم و شيوع قحطى و بيمارىهاى فراگير و مرگ ميليونها نفر قبلًا نيز رخ داده، همچنين انطباق روز بيست و سوم ماه مبارك رمضان با روز جمعه يا عاشورا با روز شنبه نيز در طول تاريخ بارها اتّفاق افتاده است؛ در حالى كه ظهور همه اين علائم منجر به ظهور امام مهدى (عج) نشده است.
مصداقيابى يا مصداقشناسى و فرق آن با مصداقسازى
در دوره نزديك به ما يا يك دهه گذشته، مصداقيابىهاى زيادى درباره شخصيّتهاى ظهور انجام شده است.
بر اساس اطّلاعات موجود در سايتهاى اينترنتى، در سال ١٩٩٩ م. با روى كار آمدن عبدالله دوم، به عنوان جانشين ملك حسين شاه اردن، يكى از نويسندگان سعودى كتابى را با نام «السفيانى الاردنى يغزو الكعبه» نوشته و در آن به بررسى شباهتهاى سفيانى موجود در روايات ظهور و عبدالله دوم پرداخته و در نهايت اثبات نموده كه وى همان سفيانى روايات است.
همچنين در اين راستا عدّهاى نيز دست به مصداقيابى و معرفى صدّام به عنوان سفيانى در سالهاى ٢٠٠٠ تا ٢٠٠٣ م. زدند و دعواى بين سايتهاى عربى مبنى بر اثبات يا عدم اثبات سفيانى با شخصيّتهاى نام برده شده، آغاز شد و تالارهاى گفتوگوى عربى زيادى به اين موضوعات پرداختند.
با وقوع حادثه ١١ سپتامبر و حمله آمريكا به «افغانستان» عدّهاى از سايتها نيز سعى كردند تا از بن لادن، شخصيّتى آخرالزّمانى بسازند و عدّهاى او را مهدى موعود! و عدّهاى ديگر او را يمانى معرفى