ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٣ - چشم در راه
چشم در راه
ابوالقاسم حسينجانى
بازگشت به آينده موعود
بُن بست، راهِ رسيدن نيست.
با كوچههاى بُن بست، هيچ وقت، به مقصد و مقصود نمىشود رسيد:
هر چه چشم كار مىكند، زندگىست. هر چه هست و نيست، زندگىست. نمىشود زندگى نكرد. شما، در «زمان»، زندگى مىكنيد. شما، در «جهان»، زندگى مىكنيد؛
و زندگى، سرشارتر از آنست، كه در بُنستها جايگزين شود!
«جهان» و «زمان»، زير مجموعههاى «انسان» اند؛ و تا «انسان»، تغيير و تحوّل نپذيرد- محالست كه زمان و زمين، دگرگونى پذيرند:
إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ! [قرآن عزيز: سوره ١٣/ آيه ١١]
«جهان» و «زمان»- كه در تسخير و تحويل آدمىزادگاناند- ظرفيتِ بيرونى «انسان» اند؛
و اين «تصميمِ» انسانست، كه «تفسيرِ» جهان و زمان را در برمىگيرد! ...
\*\*\*
«توبه» و «تغيير»، تنها راه، براى بازگشت به زندگىست. «زندهگانى»، با «زندهمانى»، فرق دارد. ما براى «زندهگانى»، به دنيا آمده بوديم؛ و نه براى «زندهمانى»! ... «انسان»، وقتى كه «بهشت» را زير پا گذاشت، و دُچارِ «دُنيامانى» شد؛ وضعيّتش اين گونه شد، كه همهمان- به روشنى، و بىپردهپوشى- مىدانيم و، مىبينيم! ... و اكنون هيچ چارهيى نداريم، و نمىتوانيم- هم- داشت؛ مگر: «بازگشت به آينده موعود». همان آينده روشن و پاكيزهيى، كه همهمان، مسؤولِ طرح و پردازش و آفرينشِ آنيم؛ و رسالتِ «انتظار»، چيزى جُز از اين، البتّه كه نيست!
«آيندهپژوهى» و «آيندهشناسى» و «آيندهسازى»، مؤلّفههاى حتمى «انتظار» اند؛
و با «انتظاراتِ پيشِ پا افتاده»، از مقوله و مكتبِ «انتظار» داشتن- به هيچ وجه نمىتوان «زمينههاى ظهور» را تدارك ديد و، دست و پا كرد.
نگاههاى كوچك، آدم را، كوچك مىكند.
با انتظارهاى كوچك، مسألههاى جهانِ بزرگ را، نمىشود حلّ و حلّاجى كرد.
مُنتظرانِ مُنفعل و ناآگاه، جُرم و تقصيرى، كمتر از مُتهاجمانِ فعّال و آگاه ندارند.
نگاههاى كوچك، فقط به دردِ آدمهاى كوچك مىخورد. براى «بازگشت به آينده» موعود، بىترديد، بايد به «جهانى شدن» و «جهانىسازى» موعود روى آورد؛
وگرنه: با راه حلهاى كوچك، هرگز نمىتوان، از عهده حلِّ مسايلِ بزرگِ جهانى برآمد! ...