ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٣ - فرق بين علائم ظهور و شرايط ظهور؟
به صورت متّصل و مستمر خواهد بود.
٣. انسان نسبت به شرايط ظهور تكليف دارد، بر خلاف علائم ظهور. در حقيقت علائم ظهور و رواياتى كه در اين خصوص از معصوم (ع) نقل شده براى شناخت مقطعى از زمان و برههاى است كه در آن قرار داريم و براى اهدافى است كه در زير آمدهاند و تكليفى بر ما واجب نمىسازند؛ در حالى كه شرايط ظهور؛ يعنى شناخت امام و دعا براى فرج و صبر و آمادگى براى ظهور، همان انتظار حقيقى و از تكاليف مؤمنان در عصر غيبت است.
حال سئوال اينجاست كه چرا روايات موجود درباره ظهور، از قول ائمه (ع) نقل شده است، فوايد آن چيست و تكليف ما در برابر آن چيست؟
با تأمّلى در روايات علائم ظهور و بررسى همه جانبه آن، پى به آثار و فوايد نشر آنها در ميان جامعه خواهيم برد. اينك به برخى از آنها اشاره خواهيم كرد:
١. آگاهى امّت از پرچمها و دعوتهاى ضلال و گمراه كننده؛
٢. آگاهى و درك در مورد ظهور دعوتهاى حق و قيامهايى كه در آن، مردم را به حق دعوت مىنمايند؛
٣. اخبار غيبى از آن جهت كه خرق عادت است از اهمّ دلايل نبوّت و امامت به شمار مىآيد و بنابراين نشر و تحقّق آنها سبب زياد شدن يقين در قلوب مسلمانان خواهد شد؛
٤. از آن جهت كه كفّار براى پذيرش اسلام به دنبال دليل و برهان و معجزهاند، اينگونه اخبار بعد از تحقّق قطعى آنها حجّتى براى آنها خواهد بود؛
٥. بعد از تحقّق هر يك از علائم ظهور اطمينان مردم به اصل ظهور بيشتر خواهد شد؛
٦. تحقّق يكايك علائم ظهور، در خارج، منعكس كننده عزم جدّى خداوند متعال در نصرت اسلام و مسلمانان بر كفّار در كلّ عالم است؛
٧. مسلمانان را براى آماده شدن و زمينهسازى ظهور تحريك كرده و به آنها آمادگى روحى، سياسى و جهادى براى شركت در حكومت آن حضرت را خواهد داد؛
٨. از آنجا كه انسان غريزه و ميل به شنيدن اخبار غيبى دارد با طرح اين گونه اخبار واقعى و اسلامى، جلوى انحرافات فكرى از ناحيه كاهنان و منجّمان گرفته مىشود؛
٩. بخش مهمّى از علائم ظهور از امور سياسى اسلام به حساب مىآيد كه بايد مسئولان رده بالا در بررسى مسائل استراتژيك خود، به آنها توجّه نموده و برنامههاى خود را در سطح كلان
بر اساس آنها، پىريزى كنند؛
١٠. بحث از علائم ظهور، موضوعى نيست كه اختصاص به شيعه يا مسلمانان داشته باشد؛ بلكه در هر دين و آيين، كم و بيش به علائم ظهور منجى بشريّت به هر اسم و نامى پرداخته شده است.
هالسيل، نويسنده آلمانى در كتاب خود «خبر و سياست» مىگويد:
ما مسيحيان ايمان داريم كه تاريخ بشريّت در آيندهاى نه چندان دور در معركهاى به نام هرمجدون به پايان خواهد رسيد. معركهاى كه در آن مسيح (ع) بازگشته و بر تمام زندهها و مردگان حكومت خواهد كرد.
بنابراين رواياتى كه درباره علائم ظهور وارد شدهاند، براى اطمينان و يقين قلبى مردم، نسبت به ظهور منجى و قائم بوده و براى شناخت بيشتر و تقويت ايمان اشخاص است و بنابراين نبايد اين روايات دستكارى و تفسير به رأى شده و بر اساس آن به حدس و گمان دست زد يا استفاده سياسى و جناحى از آن نمود. اين روايات براى شناخت جريان حقّ و باطل است و تشخيص و تطبيق علائم در هنگام بروز آنها، ممكن است و بنابراين وجود روايات مبنى بر علائم ظهور براى تسميّه و نامگذارى شخصيّتهاى موجود و تطبيق آن به طور حتمى و قطعى با شخصيّتهاى موجود نيست؛ زيرا اين امر چنانچه با رعايت احتياط و دقّت انجام نگيرد، موجب گمراه شدن افكار عمومى و فراموش شدن اصل روايت شده مىگردد و چه بسا اگر اين تطبيقها به صورت دقيق، علمى و مستند انجام نگيرد، موجب ضررهاى جبران ناپذيرى به جبهه حق شده يا جبهه باطل را در هالهاى از جهل و ابهام افكار عمومى در مقابل اصل حقيقت روايات، مخفى نموده و موجب درك اشتباه مردم از جبهه حقّ و باطل گردد. بديهى است تطبيق علائم و تفسير روايات بايد به دست متخصّصان اين امر و اولياى امور انجام گيرد و از تكيه و اعتماد به تعبير و تفسير اشخاص عادى كه بدون تخصّص و تجربه لازم در علم حديث و علم