ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٥ - مظهر هفتم حكم كردن به غير حكم خداوند
و در ضمن روايت ديگرى مىفرمايند: «و مردم به سبب ترس و هراس به سختى و رنج بسيار مىافتند.»[١] و در كتاب مقدّس موجود نزد يهود و نصارا نيز اين حالت ترس اين گونه وصف گرديده است: «با رنج و سختى و حيرت، مردم از ترس بيهوش مىشوند.»[٢]
مظهر ششم: پناه بردن به دنيا
منطقهاى كه دعوت رسول خدا (ص) به ظهور رسيد، غرق مشكلات داخلى و خارجى بود و همين امر آنان را از پرداختن به قضيّه ظهور بنىموعود كه دين ضعيف ابراهيمى را در ميان قواى محاصره كننده آنان اقامه كند، باز داشته بود. امّا يهود و نصارا مترقّب و منتظر ظهور اين بنىموعود بودند و خود را آماده اين رويداد كه موافق هواهاى نفسانى آنان نبود، مىنمودند.[٣]
اكنون نيز ما در عصر ظهور شريف امام مهدى (ع) و در زمان شكوفايى عصر جاهليّت دوم، شاهد مردمى هستيم كه آن چنان به امور دنيا و نگرانىهاى ناشى از آن مشغولند كه موضوع امام مهدى (ع) و بلكه تفكّر نسبت به نزديكى قيام ايشان و ظهور حكومتشان در ميان نيروهاى عظيمى كه ما را احاطه كردهاند، به بوته فراموشى سپردهاند، امّا اهل كتاب بيشترين اهتمام و انتظار را نسبت به قيام شريف ايشان و آمادگى براى رويارويى با آن را از خود نشان مىدهند.
مظهر هفتم: حكم كردن به غير حكم خداوند
قبايل عرب، قوانين و نظاماتى بر اساس طبايع و عادات و تقليدهاى متعارف خود وضع نموده و به آن تكيه و اعتماد داشتند، قوانين و مقرّراتى كه هيچ توافقى با اراده خداوند متعال نداشت.
در اين عصر نيز، حكومتها و نظامهاى اسلامى و غيراسلامى براى خود قوانين و دستوراتى وضع نمودهاند كه خداوند، سلطانى براى حكم كردن به آن نفرستاده است. اين قوانين به طور عموم با مبادى دين توحيدى اسلام متعارض است، امّا با اين وجود، حكومتهاى اسلامى و عربى به آن عمل مىكنند و اين در حالى است كه قرآن مىگويد:
«هر كس به آنچه خداوند نازل كرده، حكم نكند، كافر است.[٤] و هر كس به آنچه خداوند نازل كرده، حكم نكند، ستمگر است[٥] و هر كس به آنچه خداوند نازل كرده، حكم نكند، فاسق است.»[٦]
علّت آن است كه اين حكومتى است كه از آسمان نازل گرديده، تبعيّت از آن واجب گرديده، هر كس به حكم خدا حكم نكند، به حكم جاهليّت حكم خواهد كرد؛ زيرا حكم آنان به احكامى تكيه دارد كه متّصل به خداوند نيست. از اين گذشته بسيارى از دانشمندان، عالم به احكام الهى نيستند و حكمهايى را از روى گمان و ظنّ مىدهند كه هم احتمال خطا در آن هست و هم صواب و اگر به حكم واحدى حكم نمايند كه مطابق با واقع نباشد، در اين صورت به حكم جاهليّت حكم كردهاند. از ابىبصير از امام صادق (ع) روايت شده كه فرمودند: «حكم بر دو قسم است، حكم خدا و حكم جاهليّت و هر كس در حكم خدا خطا نمايد، به حكم جاهليّت حكم خواهد كرد.»[٧]
پىنوشتها:
[١]. سوره آل عمران (٣)، آيه ١٠٣.
[٢]. بحارالأنوار، ج ٩، ص ٢٢٣؛ احتجاج، ج ١، ص ٩٧.
[٣]. شرح نهج البلاغه، ج ٤، ص ٢٠٥.
[٤]. بحارالأنوار، ج ٥٢، ص ٢٣٠.
[٥]. همان، ج ٥١، ص ٧٤.
[٦]. غيبت طوسى، ص ١٧٩.
[٧]. بحارالأنوار، ج ٣٤، ص ٢٢٢؛ نهج البلاغه، ص ٢٩٩؛ غررالحكم، ص ١٢٣؛ شرح نهج البلاغه، ج ١٣، ص ١٧٩.
[٨]. الصراط المستقيم، ج ٢، ص ٣٧.
[٩]. الطرائف، ج ٢، ص ٥٢٥.
[١٠]. كنز الفوائد، ج ١، ص ١٤٥.
[١١]. امالى شيخ طوسى، ص ٣٦٣؛ بحارالأنوار، ج ٩، ص ١٥٠؛ تفسير الفرات، ص ٢٧٨.
[١٢]. بشارة الاسلام، ص ٦٨؛ يوم الخلاص، ص ٤٧٧.
[١٣]. منتخب الأثر، ص ٤٤١؛ الملاحم و الفتن، ص ٦٢؛ يوم الخلاص، ص ٤٨٧.
[١٤]. احتجاج، ج ١، ص ١٠٠؛ شرح نهج البلاغه، ج ١٦، ص ٢٤٩.
[١٥]. بحارالأنوار، ج ٥٢، ص ٢٣٠؛ غيبة نعمانى، ص ٢٣٤.
[١٦]. بحارالأنوار، ج ٥٢، ص ٢٣٥.
[١٧]. انجيل لوقا، ١١: ٢٥- ٢٦؛ يوم الخلاص، ص ٤٩٧.
[١٨]. بحارالأنوار، ج ٦٩، ص ٩٢؛ تفسير قمى، ج ١، ص ٣٣.
[١٩]. سوره مائده (٥)، آيه ٤٤.
[٢٠]. همان، آيه ٤٥.
[٢١]. همان، آيه ٤٧.
[٢٢]. كافى، ج ٧، صص ٤- ٧؛ تهذيب الأحكام، ج ٦، ص ٢١٨.