ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤١ - بانوى كرامت
كوير براى حضورت نورانى مىشود وپنجرههابه شوق رويت، نيمه شبى رابه سوى خورشيد باز نمىشوند. كوچه پس كوچه هاى قم به يمن حضورت نورانى مىشوند و سروهاى آزاد به احترامت قيام مىكنند.
آرام آرام، بر پهنه كوير حضور پرولايت شكوفه مىدهد؛ غربت به يمن غريب معنا مىيابد.
دلم مىخواهد برايتان از بانويى سخن بگويم كه خيال سبزتان نيمه شبى بر اقامه سبزش سلام مىدهد و در آينه حرمش چهره آرايد.
برايتان از بانويى سخن مىگويم كه همانند زينب (س) كه براى قيام قربانى داد و خورشيد عاشورا را با صبرش تعريف كرد، او هم با قدمهاى پرحياتش، به سرزمين كويرى قم حيات بخشيد ودر رگ ايرانيان خون حمايت از ولايت را جارى ساخت.
برايتان از بانويى سخن مىگويم كه به يمن حضورش، شهر قم، مركز صدور علم ودانش علوى شد و محل رشد وبالندگى.
برايتان از بانويى سخن مىگويم كه بارگاه زيبايش، پناهگاه دل هاى عاشقى است كه شب هاى چهارشنبه در جمكران بيتوته مىكنند. به نيابت از شيعه در نيمه شب هاى كويرى قم، سربرآستان حرم حضرت دوست مىسايند و براى ظهور گل نرگس دعا مىكنند و از بانوى كرامت، براى شكوفه دادن درخت اجابت استمداد مىطلبند.
معصومه ...
معصومه تفسير معصوميت است كه روزگارى در مدينه طلوع كرد، معصومه اقامت غربت است در روزگار غربت نگاه ها، معصومه تفسير بلند تبعيت است از ولايت.
معصومه نگاه سبزى است كه از معصوميت سرچشمه مىگيرد، معصومه، روزگار دلداگى است واز غربت به قربت رسيدن.
معصومه ترجمان بلند عاشوراست و قصه با زينب هم سفرشدن.
معصومه فلسفه شيدايى است و غزل ماندن و بودن، معصومه نگين ايران است كه درقم، شهر اقامه مىدرخشد.
معصومه ضريب بالاى ارادت به ولايت است، معصومه، قصه بلند مدينه تامشهد است.
معصوم انتهاى متبلور است. معصومه سرسلسله تنهايى است، معصومه فانى فى الله است.