ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥ - جاهليت مرسوم
و بينايى را فراروى بشر قرار خواهد داد.
بيان مشخّصات و معرفى مصاديق جاهليّت اوّل- قبل از بعثت رسول اكرم (ص)- در خود و با خود معنى و تفسير «علم الهى» و حيات طيّبه عالمانه و خالى و عارى از جهالت را داشت.
اين نحوه نگرش به هستى، نحوه بودن، نحوه تعامل و سير در عرصه زمين است كه بيان مىدارد، آدمى پاى در عرصه علم و دانايى گذاشته يا در جهالت دست و پاى مىزند.
بعثت رسول اكرم (ص) و ابلاغ رسالت و انزال كتاب آسمانى، دروازه خروج از جاهليّت اوّل و بسط و گسترش علم و دانايى حقيقى بود؛ همان كه كيفيّت همه چيز را ديگرگون ساخت. گويى كه تولّد انسانى جديد و جماعتى جديد را در عرصه هستى سبب و باعث شد تا بشر پاى در آستانه انسانيّت الهى بگذارد و توده بىخبر و آلوده به جهالت، امكان ورود به عرصه «امّت اسلامى» را بيابد. از اينجا «مسلمان و امّت اسلامى» متولّد شد. هم آنان كه در پرتو قرآن، سيره و سنّت حامل قرآن، نماد علم و حيات عالمانه در عرصه زمين شدند. صورت تاريخى و حيثيت مادّى حيات، همه اعتبار، اصالت و جايگاه خود را نه از رنگ و لعاب و تنوّع و تكثّر؛ بلكه از امرى اخذ مىكرد كه به حقيقت، صاحب اصالت و جاه بود. معنى دهنده و اعتبار بخشنده به همه صورتهاى مادّى و معاملات و مناسبات مردم، قبل از هر امر، جان معنوى و فرهنگى آن صورتها بود. هويّتى كه با بعثت نبى اكرم (ص) از «كتاب الله» و «آل الله» حاصل آمده بود.
غيبت و فقدان «كتاب الله» و «آل الله» در صورت تمدّنى و حيات فرهنگى، بشر و جامعه بشرى قبل از بعثت را متّصف به صفت جاهليّت كرده بود؛ چنانكه حضور آن دو، آن صفت مذموم را از آن جدا كرد و باعث ظهور «مدينه فاضله يا عالمه» شد.
اگرچه در عصر نبى گرامى (ص) و حضور كتاب الله و آل الله، تمدّنهاى ايرانى و رومى نيز با همه صورتهاى مدرن و زيبا حاضر بودند؛ ليكن غفلت از جان حقيقى و عامل حياتبخش آسمانى، آن دو تمدّن را هم از داشتن عنوان حيات طيّبه و مدينه عالمه و فاضله محروم ساخته بود. از همين روست كه نشانه خروج از جاهليّت اوّل و جامعه جاهل، در ميان آيات و روايات، تأسّى و تأمّل در ساحت «كتاب الله» و تمسّك و توسّل به ساحت «آل الله» اعلام شده است.
اعلام فرا رسيدن فصل تجربه «جاهليّت دوم» و به عبارتى «جاهليّت مدرن»، در واقع اعلام خارج شدن جان و روح تعالىبخش «كتاب الله» از فرهنگ و تمدّن بشرى و غيبت سيره و سنّت «آل الله» از مناسبات و معاملات فردى و جمعى بشر است. در اين رويكرد، به رغم پندار حاميان و مبلّغان «اصل ترقّى يا همان پروگره»، آنچه ملاك تشخيص و باعث اعتباربخشى و شرط اعلام حيات عالمانه است، «زيست مدرن» و تمدّن تكنولوژيك است؛ همان كه بشر غربى را مبتلاى توهّم ساخت و باعث شد تا گمان كند با تجربه «مدرنيته» از جهالت رسته و به محضر خورشيد علم و آگاهى راه يافته است.
اين سخن، پرده از پندارى ديگر نيز برمىدارد: سير حيات در عرصه زمين، در اثر گذر زمان كمّى، الزاماً به منزله سير اكمالى و تجربه كمال نيست. اگر جز اين بود، از آن با عنوان «جاهليّت دوم» ياد نمىشد.
چنان كه گفته شد، در عصر بعثت، حوزه تمدّنى ايرانى و رومى، مراتب بلندى از برخوردارى، رفاه و تجربه ابزار و ادوات مدرن به نسبت آن عصر را حاصل آورده بود.
براى آن بزرگان معظّم و مطهّر- خاندان گرامى رسول الله (ص)- پيشبينى تجربه زندگى در ساحت تمدّن مدرن غربى مشكل نبوده، چنان كه در بسيارى از روايات از تغيير فيزيكى و صورى تمدّن و صورت مادّى حيات بشر در سالهاى قبل از ظهور سخن به ميان آمده است؛ نه تنها اين سير و سفر روى به كمال نداشته، بلكه هيچ الزامى نيست كه حيات بشر و سير او در ميان صورت مادّى و تمدّنى، روى به رشد كمّى و فيزيكى داشته باشد. آنكه معنى دهنده و حياتبخش به همه صورتهاست و بدان اعتبار و ارتقا مىبخشد، بيش و پيش از آنكه تحوّل ادوات و ابزار باشد، تحوّل جان است.
قرنها و سالهاى متمادى، اعجاب در برابر ساحت مادّى مدرن، بسيارى از عالمان و دانشمندان غيرمسلمان را واداشت تا نه تنها تجربه مدرنيته قرون ١٨ م. به بعد را، «عين تجربه كمال و علم» فرض كنند؛ بلكه سر در پى كشف قانونمندى ويژه و حاكم بر تاريخ بگذارند.
اين سخن بدان معنى نيست كه تجربه كمال و علم و بالأخره حيات طيّبه و مدينه عالمه و فاضله، قرين با ابتدايىترين صورت حيات در عرصه زمين است؛ بلكه سخن بر سر «اصالت بخشيدن» بيهوده به صورت مدرن زندگى و برخوردارى از ادوات و ابزار تسهيل كننده زيست در عرصه زمين مىباشد. چنان كه اين تجربه؛ يعنى مدرنيته، در خود و با خود سير قهقرايى و رويكرد جاهلانه را داشته باشد، سير در ظلمت است؛ اگرچه تمام شبها با مدرنترين لامپها چون روز روشن شود. همچنان كه امروزه، ساحت جان و دل و فرهنگ و اخلاق انسان دوران كه مدرن، غرق در ظلمت و تاريكى جهالت است.