ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٨ - مصداق چهارم
كه بعد متذكّر آن خواهم شد، در مكّه امام مهدى (ع) رخ خواهد داد و اين وعدهاى است كه رسول خدا (ص) به مشركان قريش در آخرالزّمان داد و آن وعده اين بود كه حضرت خود و همراه با على بن ابى طالب (ع) در «كوفه»، با آنان پيكار خواهد نمود.
اين رويداد به دست وزير امام مهدى (ع)؛ يعنى سيّد يمانى و مؤمنان همراه وى با استعانت از روح جدّش امام على بن ابى طالب (ع) متحقّق خواهد شد و ايشان كوفه را با هدف مخالفت با جاهليّت ثانى در مكّه امام مهدى (ع) فتح مىنمايد، همان طور كه رسول خدا (ص) جاهليّت اوّل را در مكّه آن زمان، مورد انكار و نهى قرار داد.
اگر دعوت امام مهدى (ع) را مورد بررسى قرار دهيم، در اين دعوت و روايات مربوط به آن، مصاديق متعدّدى دال بر وجود جاهليّت دوم در زمان ظهور امام مهدى (ع) و قيام مبارك ايشان به دست خواهيم آورد.
مصداق اوّل
امام مهدى (ع) با امر جديد و كتاب جديد قيام خواهد نمود، همان گونه كه صاحب دعوت او (يعنى پيامبر اكرم (ص)) مردم را به امر جديد فرا مىخواند و اين موضوعى است كه تعداد قابل توجّهى از روايات رسيده از سوى اهل بيت (ع) بر آن تصريح مىنمايد.
از ابى بصير نقل شده كه از اباعبدالله، امام صادق (ع) در مورد سخن اميرمؤمنان (ع) كه فرموده بودند: «اسلام غريبانه آغاز شد و به زودى به غربت باز خواهد گشت، پس خوش به حال غريبان»، سؤال كردم، فرمودند: «اى ابا محمّد، داعى از ما اهل بيت دعوت جديدى را اعلام خواهد كرد، همان طور كه پيامبر (ص) به اجابت آن دعوت فرا خواند.»[١]
معنى اين سخن آن است كه قبل از ظهور امام مهدى (ع) جاهليّت دومى پا به عرصه وجود خواهد گذاشت و اگر اسلام حقيقى وجود داشت، نيازى به دعوت به اسلام جديد يا كتاب جديد پيدا نمىشد.
مصداق دوم
هنگامى كه امام مهدى (ع) قيام مىنمايند، آنچه را كه از جاهليّت دوم در برابر ايشان قد علم مىنمايد، نابود مىكند، درست همان گونه كه رسول خدا (ص) نسبت به جاهليّت اوّل همين گونه عمل كردند.
مصداق سوم
روايات شريف رسيده از ناحيه اهل بيت (ع) به اين موضوع اشاره دارد كه امام مهدى (ع) در زمانى قيام مىنمايند كه زمين از ظلم و ستم آكنده گرديده و هيچ امام بر حقّى نيز بر روى زمين وجود ندارد. از حارث بن زياد، از شعيب بن ابىحمزه روايت شده كه گفت: من به نزد ابى محمّد، امام صادق (ع) رفته و به ايشان عرض كردم: آيا شما صاحب اين امر هستيد؟ ايشان فرمود: «خير» گفتم: آيا فرزند شما صاحب اين امر است؟» فرمودند: «نه»، گفتم: آيا فرزند فرزند شماست؟ باز فرمودند: «نه»، گفتم فرزند فرزند فرزند شماست؟ گفتند: «نه.»
گفتم: پس چه كسى صاحب اين امر است؟
فرمودند: «آن كسى است كه زمين را همان طور كه آكنده از ظلم و ستم گرديده، پر از عدل و داد مىنمايد و اين در هنگامى است كه هيچ امام (بر حقّى) بر روى زمين وجود ندارد، همان گونه كه رسول خدا (ص) زمانى برانگيخته شدند كه هيچ پيامبر و رسولى بر روى زمين وجود نداشت.»[٢]
معروف است كه حضرت رسول اكرم (ص) در زمان فقدان رسولان يا بعد از گذشتن زمانى كه در آن مدّت خداوند هيچ نبى يا رسولى را براى بشريّت برنيانگيخته بود، به رسالت مبعوث شدند و در خلال اين مدّت، اكثر مردم به جاهليّت و پرستش بتها روى آورده بودند و رسول خدا (ص) آمدند تا آنان را از اين جاهليّت نجات بخشند و وارد نور اسلام و ايمان نمايند.
چنين چيزى به طور نسبى نيز براى امام مهدى (ع) رخ خواهد داد؛ زيرا ايشان نيز در هنگام فقدان امام، خروج مىنمايند.
مقصود اين است كه مردم پس از غيبت امام مهدى (ع) از نعمت وجود امامى آشكار كه او را مشاهده نمايند و كلامش را بشنوند، محروم گرديدند. قول خداوند متعال در قرآن كريم مصداق همين واقعيّت است: «بگو اگر آب شما به زمين فرود رود، پس از آن چه كسى به شما آب گوارا خواهد داد.»[٣]
امام باقر (ع) در تفسير آيه بالا مىفرمايند: «اين آيه در مورد حضرت قائم است؛ يعنى اگر امام شما غايب شود، به گونهاى كه از مكان او اطّلاع نداشته باشيد، چه كسى امام ظاهر و آشكار، كه شما را از اخبار آسمان و زمين و حلال و حرام خدا آگاه نمايد، خواهد آورد؟».[٤]
مصداق چهارم
روايات شريف اشاره بر اين موضوع دارند كه امام مهدى (ع) اسلام را به ظهور خواهد رساند و آنچه را از ركود و سستى وجود دارد، از بين خواهد برد، درست به همان گونه كه رسول اكرم (ص) نيز اسلام را آشكار و آنچه از جاهليّت در آن جامعه وجود داشت، از بين برد.
از محمّد بن عبدالله بن هلال، از علاء بن محمّد نقل شد كه: از اباجعفر، امام محمّد باقر (ع) پرسيدم: هنگامى كه قائم (ع) قيام نمايد، با چه روش و سيرهاى با مردم رفتار خواهد نمود؟ فرمودند: «به سيره و روش رسول الله (ص) رفتار مىكند تا اسلام را ظاهر و آشكار نمايد.» پرسيدم: سيره رسول خدا (ص) چه بود؟
فرمودند: «آنچه از جاهليّت وجود داشت، بىاعتبار و با مردم به عدالت رفتار نمود، به همين گونه هنگامى كه قائم قيام نمايد، آنچه را از سكون و سستى و كژى در ميان مردم است، نسخ و با آنها به عدالت رفتار خواهد كرد.»[٥]
ركود و سستى اشاره شده، همان فترت است كه مردم در آن، به جاهليّت باز مىگردند