ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٧ - منظر ششم
آمده است كه: «على با حق و حق با على است، حق در جايى است كه على در آنجا است.»[١]
به دليل اينكه هر كس به حق جاهل باشد، آن را ضايع نموده است، پس هر مسلمانى كه مخالف اهل بيت (ع) باشد و حقّ آنها را تباه نمايد و از فرامين آنان سرپيچى كند، از اهل جهل و جاهليّت است و فرقى نمىكند كه در عهد رسول خدا (ص) باشد يا در زمان ائمه اطهار (ع) يا پس از ايشان تا زمان حضرت مهدى (ع) و اين بدان معناست كه جاهليّت دوم در دوران رسول خدا (ص) با مخالفت با فرامين او و دشمنى ورزيدن نسبت به اهل بيت (ع) آغاز شد و دليل اين ادّعا، سخن خداوند متعال در قرآن كريم است كه مىفرمايد: «ياد كن هنگامى را كه كافران، دلهايشان را از تعصّب و خشم شديد جاهلى آكنده كردند، پس خدا هم آرامش خود را بر پيامبرش و مؤمنان نازل كرد.»[٢]
منظر دوم
از اميرمؤمنان (ع) روايت شده كه فرمودند: «رسول خدا (ص) فرمودند: «هر كس بميرد در حالى كه امام زمان خود را نشناخته باشد، به مرگ جاهليّت از دنيا رفته و به خاطر اعمالى كه در جاهليّت و اسلام انجام داده، مورد مؤاخذه قرار مىگيرد».»[٣]
از اين حديث، اثبات مىگردد كه امامت اهل بيت (ع) ميزان و جدا كننده جاهليّت از اسلام است. بنابراين هر كس به امامت حقّه آنان در قالب امامت دوازده امام پس از رسول خدا (ص) معترف نباشد، از اهل جاهليّت است. اين موضوع حتّى در مورد كسى كه به امامت همه آنها اقرار، امّا فقط يكى از آنان را آن گونه كه موافق ترتيب الهى تصريح شده براى پيامبر بشير و نذير، محمّد بن عبدالله (ص)، منكر شود، نيز صادق است.
هر كس كه امام اين زمان را كه همان مهدى منتظر (عج) است، نشناخته باشد، از اهل جاهليّت بوده و در نتيجه منكر دعوت او و از اهل آتش است.
منظر سوم
روايات رسيده از اهل بيت (ع) به اين موضوع اشاره دارد كه هر كس حضرت قائم (عج) را تكذيب نمايد، از اهل جاهليّت است. از غياث بن ابراهيم، از امام صادق (ع) و از پدرانش نقل شده كه فرمودند: رسول خدا (ص) فرمود: «هر كس قائم از فرزندان مرا انكار نمايد، به مرگ جاهليّت مرده است.»[٤]
چه بسيار كسانى كه در اين روزها منكر حضرت مهدى (عج) هستند، گاهى امامت و شايستگى او را براى اين منصب و گاهى وجود و تولّد ايشان را و برخى دعوت او يا نزديكى قيام و ظهور شريف ايشان را انكار مىكنند و همه اين افراد و گروهها، اهل جاهليّت و از مصاديق آن هستند.
منظر چهارم
اهل بيت (ع) هرگز به ناپاكىهاى جاهليّت آلوده نشدهاند؛ بلكه از هر ناپاكى و پليدى به دور و در زير چتر اسلام متولّد شدهاند و اين موضوع نيز به خودى خود بيانگر وجود جاهليّت دوم است. جاهليّتى كه ائمه اطهار (ع) از پليدىهاى آن پيراسته هستند، همان گونه كه حال رسول خدا (ص) و امام على (ع) و حضرت زهرا (س) اين گونه بود. در زيارت جامعه بقيع آمده است كه: «شما همواره تحت مراقبت خداوند بودهايد و او شما را در پشتهاى پاكيزه قرار داد و به رحمهاى پاكيزه منتقل نمود و جاهليّت، شما را نيالوده است ...»[٥]
منظر پنجم
وجود تفرقه، اختلاف، درگيرى و منازعه، وجه بارز عصر جاهليّت اوّل بود، امّا خداوند سبحان به وسيله اهل بيت (ع) بر آنان منّت گذارد و پراكندگى امور آنان را جمع، گسيختگىهاى آنان را ترميم و آشفتگىهاى آنان را نظم بخشيد و دليل اين ادّعا سخن فاطمه زهرا (س) است كه فرمودند: «فرمانبردارى از ما سبب نظام امّت و امامت ما خاندان، امان بخش از تفرقه است ...»[٦]
ما مىدانيم كه امامت، يك كلّ به هم پيوسته است و از اميرمؤمنان (ع) آغاز و به امام مهدى (ع) ختم مىگردد و اين بدان معناست كه اين ذوات مقدّسه- كه درود خداوند بر آنان باد- از تفرقهاى كه يكى از وجوه بارز عصر جاهليّت است، در هر زمان و مكان، اهل بيت (ع) وسيلهاى براى در امان بودن از آن است، امّا مردم با ترك اميرمؤمنان (ع) به جاهليّت بازگشتند.
منظر ششم
احاديث و روايات نقل شده از پيامبر (ص) و ائمه معصومان (ع) به وجود جاهليّت دوم و نيز مصاديق آن كه ما در عصر حاضر در جوامع اسلامى خود مشاهده مىنماييم، اشاره دارد.
از جمله اين روايات، حديثى است كه ابان بن تغلب از ابى عبدالله، امام صادق (ع) و ايشان از رسول خدا (ص) نقل مىكند كه فرمودند: «حال شما چگونه خواهد بود، اى جماعت قريش، آنگاه كه بعد از من كافر شويد و ببينيد كه من در ميان گروهى از لشكريان خودم با شمشير بر چهرهها و گردنهاى شما مىزنم ... پس جبرئيل (ع) گفت: يكى براى تو و دومى براى على بن ابى طالب (ع) و وعدهگاه شما سلام است.»
ابان گفت: فدايت شوم، سلام كجاست؟
ايشان فرمودند: «در شهر كوفه».[٧]
همان طور كه مىدانيد كفر، يكى از مشخّصههاى جاهليّت است و اين گروه از قريش با اينكه ظاهراً مسلمان هستند از سوى رسول خدا (ص) به كفر توصيف مىشوند.
و اين معنى استراد نمىگردد، مگر به آنچه در مورد امامت امام مهدى (ع) ذكر كرديم، بازگرديم و آن اين بود كه هر كس امامت وى را منكر شود، كافر و از اهل جاهليّت است، اين از يك سو.
و امّا از سوى ديگر چنين جاهليّتى، به طورى