ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و هفدهم
١ ص
(٢)
فهرست
٢ ص
(٣)
جاهليت مرسوم
٤ ص
(٤)
اخبار
٨ ص
(٥)
استاد آمريكايى كشتار يك ميليون عراقى توسط آمريكا، هولوكاست است
٨ ص
(٦)
رواج نژادپرستى عليه مسلمانان در فرانسه
٨ ص
(٧)
شيخ الأزهر ما پشت سر شيعه نماز مى خوانيم
٨ ص
(٨)
نفوذ اسرائيل در عراق به بهانه مداواى بچّه هاى خردسال
٩ ص
(٩)
توصيه فرمانده قواى انگليسى در سال 1736 م به زيردست خود
٩ ص
(١٠)
دست نياز بر آستان بى نياز
١٠ ص
(١١)
1 انتظار
١٠ ص
(١٢)
2 ياد حضرت
١٠ ص
(١٣)
چشم در راه
١٣ ص
(١٤)
جاهليت دوم در آخرالزّمان
١٥ ص
(١٥)
مبحث اوّل دلايل وجود جاهليّت دوم
١٥ ص
(١٦)
مبحث دوم مصاديق وجود جاهليّت دوم در آخرالزّمان
١٦ ص
(١٧)
منظر اوّل
١٦ ص
(١٨)
منظر دوم
١٧ ص
(١٩)
منظر سوم
١٧ ص
(٢٠)
منظر چهارم
١٧ ص
(٢١)
منظر پنجم
١٧ ص
(٢٢)
منظر ششم
١٧ ص
(٢٣)
مصداق اوّل
١٨ ص
(٢٤)
مصداق دوم
١٨ ص
(٢٥)
مصداق سوم
١٨ ص
(٢٦)
مصداق چهارم
١٨ ص
(٢٧)
نشان مهدى (ع) از زبان محمّد (ص)
٢٠ ص
(٢٨)
علائم ظهور؛ شرايط ظهور
٢٢ ص
(٢٩)
فرق بين علائم ظهور و شرايط ظهور؟
٢٢ ص
(٣٠)
راه صحيح بررسى علائم ظهور چيست؟
٢٤ ص
(٣١)
مصداق يابى يا مصداق شناسى و فرق آن با مصداق سازى
٢٤ ص
(٣٢)
پدر تبليغات مدرن
٢٧ ص
(٣٣)
ميهمان ماه
٣١ ص
(٣٤)
خصال ياران مهدى (عج)
٣٢ ص
(٣٥)
مقدّمه
٣٢ ص
(٣٦)
اوصاف ياران در قرآن
٣٢ ص
(٣٧)
اوصاف ياران در حديث
٣٢ ص
(٣٨)
از نگاه ديگر
٣٤ ص
(٣٩)
ويژگى نخست منتظر بودن
٣٤ ص
(٤٠)
ويژگى دوم با ورع بودن
٣٥ ص
(٤١)
ويژگى سوم داشتن محاسن اخلاق
٣٥ ص
(٤٢)
گلستانه
٣٦ ص
(٤٣)
بى نيازى از غير خدا
٣٨ ص
(٤٤)
بانوى كرامت
٤٠ ص
(٤٥)
جاهليت دوم و جهالت ملك داران
٤٢ ص
(٤٦)
مظهر اوّل تفرقه و دشمنى (تا سر حدّ قتل)
٤٣ ص
(٤٧)
مظهر دوم اختلاف
٤٣ ص
(٤٨)
مظهر سوم احزاب و گروه ها
٤٤ ص
(٤٩)
مظهر چهارم فراوانى جنگ ها و نزاع ها
٤٤ ص
(٥٠)
مظهر پنجم ترس شديد و فقدان امنيّت
٤٤ ص
(٥١)
مظهر ششم پناه بردن به دنيا
٤٥ ص
(٥٢)
مظهر هفتم حكم كردن به غير حكم خداوند
٤٥ ص
(٥٣)
ماكياول، مريد شيطان
٤٦ ص
(٥٤)
اصول گرايى علوى و ماكياوليسم اموى
٤٨ ص
(٥٥)
من صاحب خانه هستم
٥٤ ص
(٥٦)
تولّد و تبار آيت الله سيّد مهدى قزوينى (ره)
٥٦ ص
(٥٧)
هجرت به حلّه
٥٦ ص
(٥٨)
ميراث مكتوب
٥٧ ص
(٥٩)
پرواز تا بَرِ دوست
٥٧ ص
(٦٠)
شب تولّد، شب شهادت
٥٨ ص
(٦١)
حقايق اشيا
٥٨ ص
(٦٢)
مرتبه ايمان
٥٨ ص
(٦٣)
مرد آخربين
٥٨ ص
(٦٤)
سوزش آتش
٥٩ ص
(٦٥)
به يكديگر رحم كنيد
٥٩ ص
(٦٦)
دل هاى بيمار
٥٩ ص
(٦٧)
پيشگيرى از حوادث غيرمترقّه طبيعى
٦٠ ص
(٦٨)
وقوع سيل از نگاه قرآن
٦١ ص
(٦٩)
وقوع زلزله از نگاه قرآن
٦٣ ص
(٧٠)
وقوع خشك سالى از نگاه قرآن
٦٣ ص
(٧١)
علّت وقوع بلايا و راه پيشگيرى و پذيرش آنها از نگاه قرآن و احاديث
٦٤ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١ - ٢ ياد حضرت

معمولًا به وسيله دعا چيزى ديگر- اعمّ از مادّى يا معنوى، دنيايى يا اخروى- طلب مى‌شود، امّا خود دعا نيز در شمار منافعى است كه منافع بسيار ديگرى را در پى خود دارد؛ چه دعا، نشانه كمال عبوديّت است و «العبوديّة جوهرة كنهها الرّبوبيّة»[١] و بنده به كمال بندگى نمى‌رسد، مگر آنكه نشانه‌هاى بندگى را به كمال، در خود داشته باشد و بندگى را هيچ نشانه‌اى برتر از درخواست، سؤال و دعا نيست.

دوم اينكه، عنايات حضرت حق را اهل معرفت به دو گونه اساسى تقسيم كرده‌اند:

نخست: عنايات تكوينى؛

و دوم: عنايات تشريعى.

عنايات تكوينى، آن دسته از عنايات است كه خداوند به مقتضاى رحمت خود، در مسير آفرينش به صورت معمول و دائم، قرار داده است. اين عنايات بدون درخواست بنده و بلكه پيش از ظهور او در عالم هستى مادّه، از ذات حضرت حق سر برآورده و تمامى عالم وجود را در خود گرفته است. نفس هستى و فيض پياپى حضرت حق- كه دمادم هستى را بر قوالب امكانى افاضه مى‌كند-، در شمار همين عنايات است كه:

اگر نازى كند يك دم فرو ريزند قالب‌ها

امّا عنايات تشريعى، عناياتى است كه در مرتبه لطف حضرت حق، همچنان مختفى (پنهان) است و تنها به آنان كه به مسئلت از آن عنايات مى‌پردازند، عطا مى‌شود.

اين عنايات- به عكس عنايات قسم نخست- در دسترس تمامى موجودات نيست و تنها براى آنان كه با تضرّع، خود را مسكين بارگاه ربوبى مى‌نمايند، حاصل مى‌شود.

تقسيم فيض به دو قسم فيض تكوينى و تشريعى نيز، نشان از همين تقسيم عنايت به دو قسم دارد. از اين روست كه حضرت حق به صراحت، خود را پناه مضطرّان و دعاكنندگان خوانده است؛ چرا كه دعا، جواب او و از بين رفتن مشكلات را در پى دارد؛ او خود فرموده است:

«أَمَّنْيُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ؛[٢] آيا چه كسى بيچاره را چون به دعا برخيزد، پاسخ مى‌دهد و مشكل را برطرف مى‌سازد؟».

سوم آنكه اصلًا علّت آفرينش موجودات، به كمال رسانيدن آنان بوده است و كمال را، راهى برتر از درخواست از حضرت حق و عرض مسكنت به درگاه او نيست. بدون ترديد خروج ما از عالم ذرّ و ورود به اين ماتمكده مادّه و مادّيات، ناله‌هاى شبگير و آه‌هاى پيگير آدمى را به دنبال دارد. آدمى كه با ياد آن مقرّ زيبا كه در كنار حضرت دوست به سر مى‌برد، تاب تحمّل اين عالمِ پر از تزاحمات را از دست مى‌دهد و به‌