ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤ - راز درهاى بسته
راز درهاى بسته
انتظار مردم براى استقبال از يك مقام دولتى
در تاريخ دوشنبه، هشتم شهريور ١٣٨٩ ش. برادر محترم آقاى جعفريان، شاعر و مستندساز متعهّد كشورمان، در برنامه تلويزيونى «راز» كه از شبكه چهار سيما پخش مىشد، زبان به نقد عملكرد برخى مديران گشود و به قول معروف، دلى از عزا درآورد. ترديدى ندارم كه او حرف دلِ خيلى از دلسوزان اسلام و انقلاب را زد؛ اگرچه او تنها پرده از برخى ايرادات وارده بر «وزارت امور خارجه» برداشت. البتّه او از هزاران نفر دل سوخته ديگر، به قول معروف خوششانستر هم بود؛ چون دو بار امكان بزرگ و ذىقيمت ديدار با مقام معظّم رهبرى و بيان درد دلهايش را يافته بود و ديگران در سينه پنهان داشتند.
موضوع مسدود يا پيچيده بودن راههاى ديدار با مقامات مسئول، به رغم آنكه مسئولند، از دردناكترين موضوعات مبتلابه و در عين حال خطرناكترين و مضرّترين موضوعات ضدّ سياسى، ضدّ اجتماعى و حتّى ضدّ امنيّتى هر كشور است.
ترديدى ندارم كه هيچ مقام مسئول آگاه و مديرِ مدبّرى مايل به بىخبر ماندن نيست؛ ليكن دو عامل پنهان ندانمكارى و عوامل ميانى كاشته شده، مهمترين نقش را در اين فرايند خطرساز و زيانآور ايفا مىكنند.
موضوع ندانمكارى و به عبارت ديگر، سوء مديريّت به انتخاب نابهجا و مطالعه نشده برخى از مديران ميانى برمىگردد.
\* گزينشهاى حزبى و قبيلهاى مديران كه عموماً به بده بستانهاى انتخاباتى، رفاقتها و رودربايستىها برمىگردد؛ نه تنها موجب بروز آسيب و لطمه به مديران ارشد مىشود و حيثيّت و صلاحيّت آنها را مخدوش مىسازد؛ بلكه خسارات جبرانناپذيرى را به كشور وارد مىسازد كه بىترديد و البتّه در پيشگاه الهى آن مدير ارشد درباره كلّ و جزء آن، مسئول و ناگزير به پاسخگويى است.
نزد اهل معنا؛ مدير، بر دايرهاى به چرخش درمىآيد، بىآنكه قادر به تدبيرگرى باشد و به عكس مدبّر، كسى است كه با تدبير و از روى حكمت و دانايى، اداره امرى را عهدهدار شده و از دقايق پيامدهاى دنيوى و اخروى آن آگاهى دارد.
در موقعيّت ياد شده، آنكه در فرايند داد و ستدها به پست و موقعيّتى رسيده، به صلاح و فساد مقام بالادستى هم بىتوجّه استو در اين ميان كاملًا واضح است كه عموم مردم، ضعف و نقصان را به مدير بالادستى نسبت مىدهند.
درباره اين ماجراى ديرينه، ذكر مواردى ضرورى است، هر چند كه تكرار مكرّرات ره به ديارى نمىبرد.
متأسّفانه در كشور ما، استاندارد ويژهاى براى انتخاب مسئولان و صاحب منصبان وجود ندارد. از همين روست كه مدير و مسئول ارشد، تنها به اتّكاى منافع، مصالح و مضارّ شخصى و بدون ملاحظه صلاح عمومى كشور، اقدام به انتخاب صاحب منصبان مىكند و حتّى پرسش و كنترل آنها را هم بر خود لازم نمىشمارد. از اينجا، مهندسان نورسته، صاحب پستهاى بزرگ فرهنگى مىشوند، جوانانى نوخط، پيشرو، هادى و تدبيرگر امور مرتبط با ميليونها جوان در دهها پست و منصب. معلّمى با استعداد مديريّت يك كلاس درسى به ناگهان لباس استاندارى و وزارت به تن مىكند و ... تو خود حديث مفصّل بخوان از اين مجمل.
در «ايران»، متأسّفانه پستها براى صاحبانش نوعى حصار امنيّتى ويژه ايجاد مىكنند و مديران را از هر گونه سؤال و نقد در امان نگه مىدارند تا آنگاه كه ويرانى امور، شهره آفاق مىشود و از هم گسيختگى همه را جان به لب مىسازد.
در كجاى عالم ديده شده كه صاحب منصبى در راه خطا به ختا برود و كج رويش از ثريّا بگذرد و عوام و خواص به سمتش انگشت اتّهام دراز كنند، امّا حلقه ويژه امنيّتى، او را از هر گونه پرسش مصون نگه دارد؟!