ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٥ - الف) صنعت تبليغات
\* در آلمان، در طول دو دهه اخير، تعداد خانوارهاى تك والدينى دو برابر شده است كه تقريباً همه اين خانوادهها با سرپرستى مادران اداره مىشود.
\* در ژاپن، تعداد خانوادههايى كه با سرپرستى مادران اداره مىشود، در طول سالهاى دهه ٧٠ ميلادى افزايش يافته است. در سال ١٩٩٧ م.، ١٧ درصد كلّ خانوادههاى ژاپنى با سرپرستى زنان اداره مىشده است.[١]
ج) خانوادههاى بدون فرزند
\* در ايالات متّحده نسبت زنان بين چهل تا چهل و پنج سال كه بىفرزندى اختيار مىكنند، از ده درصد در سال ١٩٧٦ م. به ٥/ ١٧ درصد در سال ١٩٩٥ م. افزايش يافته است (دفتر سرشمارى ايالات متّحده آمريكا، ١٩٩٧ م.) در سال ١٩٦١ م.، ٢٩ درصد از خانوادههاى كانادايى بىفرزند بودهاند، در حالى كه اين رقم در سال ١٩٩١ م، ٣١ درصد بوده است.
\* در نيوزلند، بريتانيا و كانادا بر اساس تمايلات جديد نسبت به تولّد پيشبينى مىشود، بيست درصد از خانمهايى كه در سنّ بچّهدارى، ولى بىفرزند هستند، بدون فرزند باقى بمانند (كامرون، ١٩٩٧، كانوى ١٩٩٧، گيلسپاى، ١٩٩٩).[٢]
\* در آمريكا نسبت جمعيت به وجود آمده به وسيله زوجهاى ازدواج نمودهاى كه فرزند نيز دارند، از ٤٠ درصد كلّ جمعيت در سال ١٩٧٠ م. به ٢٤ درصد كلّ جمعيت در سال ٢٠٠٠ م. كاهش يافته است.
د) افزايش طلاق
\* ديويد اچ اولسون، استاد علوم اجتماعى در دانشگاه مينوستا و از جمله صاحبنظران حوزه خانواده در آمريكا، مىگويد: شواهد بيانگر آن است كه هرچه جوامع، صنعتىتر يا به عبارت ديگر غربىتر مىشوند، بر ميزان طلاق در آنها افزوده شد. بيست سال پيش، پديده طلاق به ندرت در «ژاپن» اتّفاق مىافتاد، ولى هرچه كه به جامعه امروز ما نزديكتر و شبيهتر شد، بر آمار اين پديده افزايش يافت. پنج سال پيش، تقرياً طلاق در «چين» پديدهاى غير محسوس بود، ولى در همين مدّت كوتاه، آمار طلاق و شكلگيرى پديده همخانگى بدون ازدواج، در «پكن» به نحو فزايندهاى افزايش يافته است. وقتى به جامعه چين نگاه مىكنيم، درمىيابيم كه آنها نيز به سوى نظام سرمايهدارى غرب پيش مى روند.[٣]
\* استفان باسكرويل، استاد علوم سياسى دانشگاه هاروارد، در مقالهاى مىنويسد: سيستم كنونى طلاق در جامعه ما، نه تنها عادلانه كه اصولًا به گونهاى بنيادين، فريبكارانه و نامشروع است. براى همه كسانى كه از «فرهنگ حاكم بر طلاق» صحبت مىكنند، اين حقيقت چندان پوشيده نيست كه امروزه اكثريّت مردم جامعه ما با اين هدف پيمان زناشويى مىبندند كه روزى آن را زير پا گذارند. «خسته شدن از همسر»، «نااميدى از بروز تغيير در همسر» يا «تمايل به تغيير همسر» عواملى هستند كه موجب گسست بنياد خانوادهها در ايالات متّحده مىشوند.[٤]
ه-) خشونت عليه زنان
\* جوزف بيدن، رئيس سابق كميسيون قضايى سناى آمريكا، معتقد است كه در آمريكا مهمترين معضل، خشونت در خانواده است كه اكثر قربانيان آن زنان هستند. در ايالات متّحده آمريكا، در هر ٨ ثانيه با يك زن بدرفتارى مىشود و در هر ١٠ ثانيه، يك زن مورد تجاوز قرار مىگيرد.
\* بر اساس گزارشى كه در سال ١٩٩٢ م. به وسيلهكميسيون قضايى سناى آمريكا تهيه شده است، قربانيان خشونت زناشويى بسيار بيشتر از تصادفات رانندگى هستند.
\* يك مطالعه دولتى به وسيله نشريه «روانشناسى آمريكا» بيان مىكند كه در ايالات متّحده، تنها ٢ درصد آزارهاى جنسى در خارج خانواده صورت مىگيرد و ٦ درصد خشونتها به وسيله افراد بيگانه صورت گرفته است. جالب است بدانيم كه تنها ٥ تا ٨ درصد تجاوزات جنسى نسبت به زنان بزرگسال، به پليس اعلام شده است.
\* در اكثر كشورها، آزار جنسى به طور وسيعى دامنهدار است. در كانادا، مطالعه روى يك نمونه، ٤٢٠ نفرى زنان نشان داد كه ٥٤ درصد آنها حدّاقل يك تجربه ناخواسته، قبل از شانزده سال داشتهاند و ٥١ درصد هم بيان كردهاند كه قربانى آدمربايى شدهاند. در ٢٥ درصد موارد زنان قربانى كه دچار بدرفتارى شدهاند، از سوى شركاى خود به مرگ هم تهديد شدهاند.
\* در ايالات متّحده آمريكا، ٥١ درصد زنان بزرگسال قربانى خشونت و تجاوز شدهاند.
\* در «پرو»، ٧٠ درصد جرائمى كه به پليس اعلام شده است، مربوط به زنانى است كه توسط شوهرانشان به شدّت كتك خوردهاند.
\* در «نروژ» ٢٥ درصد زنان مبتلا به امراض زنان، متحمّل آزار و خشونتهاى شريك جنسيشان شدهاند.
\* در قسمتهاى حاشيهنشين شهر «بانكوك» (تايلند)، ٥٠ درصد زنان متأهل، به طور متناوب و كاملًا عادى كتك مىخورند.[٥]
٣. بحران هويّت
الف) صنعت تبليغات
برخلاف همه سر و صداهايى كه از سوى غربيان در زمينه احقاق حقوق زنان و نفى فرودستى از آنها بلند شده است، زنان در دنياى غرب نه تنها به حقوق واقعى خود دست نيافتهاند، بلكه شخصيّت انسانىشان را هم از دست دادهاند. واقعيّتهاى موجود بيانگر آن است كه امروزه زن تنها به ابزارى براى جلب مشترى بيشتر براى كالاهاى توليدى شركتهاى بزرگ از مسواك و خميردندان و شامپو گرفته تا تلويزيون و ماشين لباسشويى و خودرو، تبديل شده و هيچ اثرى از هويّت متعالى انسانى او باقى نمانده است.
\* هوارد لاوين و استفان اچ. واگز، دو تن از اساتيد دانشگاههاى آمريكا، در تحقيقى در زمينه تأثيرات روانى و اجتماعى نمايش زنان در تبليغات، مىگويند:
روند صعودى نمايش زنان به عنوان كالاهايى سكسى نيز در سال اخير نگرانىهاى