ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٠ - تفسير ادبى دعاى ندبه
تفسير ادبى دعاى ندبه
مصطفى آبيار
عصر انتظار، با سه مشكل عمده روبهروست:
١. نابسامانىها و آشفتگىهاى درونى انسانها؛
٢. مفاسد و تباهىهاى اجتماع؛
٣. ناشايستگىهاى حاكمان و ناكارآمدى حكومتها؛
امّا يك چيز است كه اين قطعه از تاريخ بشر را از تمام روزگاران گذشته جدا مىكند؛ بلكه بر آنها برترى مىدهد و آن، احساس خودجوش انسانهاى اين عصر در نياز به «منجى» است.
انسان عصر انتظار، مكتبهاى گوناگون بشرى را تجربه كرده و از فرآوردههاى رنگينشان جز طعمِ تلخ ناكامى چيزى نچشيده و براى فلسفهبافىها و طرحاندازىهاى رؤيايىشان تعبيرى نيافته است و در آرزوى «انسان برتر» و «نجاتدهنده»، ناباورانه به دنياى خيالانگيز اسطورهها و حماسهها چشم دوخته است.
«دعاى ندبه»، پيامى به «عصر انتظار» است، كه تصويرى واقعى را نه اسطورهاى و تخيّلى از انسانهايى برتر، كه هر يك در زمان خود «چراغ هدايت» و «كشتى نجات» بودهاند، مىنماياند و با اشاره به «مشكلات عصر انتظار»، اصلاح جهان در حكومت صالح مهدوّى را دستيافتنى مىداند.
چهرهاى كه ندبه از «منجى» ترسيم مىكند؛ در حالى كه صورتى دلپذير دارد، تجسّم عينى خود را در وجود پيشوايان گذشته نشان داده و بر كرسى حقيقت نشسته است؛ چرا كه ندبه از لحظههاى آغازين خلقتِ اين پيشتازانِ قافله بشرى كه «بار امانت» را عاشقانه بر دوش گرفتند و مستانه «پيمان» سپردند كه دلفريبىهاى دنياى