ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٢ - واقعيّت يافتن رمان ١٩٨٤ اورول در آمريكاى امروزى
واقعيّت يافتن رمان ١٩٨٤ اورول در آمريكاى امروزى
مايكل پين[١]
اگر چه زمانى برخى كارشناسان بر اين اعتقاد بودند كه ماجراهاى «رمان ١٩٨٤» جرج اورول به ساز و كار حكومتهاى خودكامه بلوك شرق اشاره دارد كه با استفاده از ابزارهاى مختلف تلاش دارند تا ايدئولوژى جزمانديشانه خود را در روح و روان شهروندانشان چنان نهادينه كنند كه با سياستهاى حاكم كمترين تعارضى پيدا نكنند. امّا نويسنده مقاله زير پس از گذشت قريب شصت دهه از نگارش اين رمان، مىكوشد شباهتهايى بين جامعهاى كه اورول در اين رمان به تصوير كشيده است، با جامعه امروزين آمريكا بيابد. در اين راستا او بر چند شباهت غريب موجود، يعنى كشور جنگهاى هميشگى، دولت همه جا حاضر و ناظر و سلب حقوق مدنى بيشتر تأكيد مىكند و بر اين باور است كه اين شباهتها را به وضوح مىتوان در جامعه و حكومت آمريكا مشاهده كرد. بنابراين نتيجهگيرى مىكند كه به زودى جامعه خيالى اورول در قدّ و قامت آمريكاى امروزى به تمامى تحقّق خواهد يافت.
در رمان كلاسيك اورول، «١٩٨٤» مىتوان شباهتهاى خيرهكنندهاى را بين كشور خيالى اقيانوسيه و آمريكاى امروزى مشاهده كرد. رمان اورول نگاهى دارد به آيندهاى كه در آن اقيانوسيه (كه گمان مىشود بريتانيا باشد)، اورآسيا (روسيه) و ايست آسيا (چين) درگير جنگى هميشگى براى سلطه بر جهان هستند. در اين سناريو، تنها كارى كه بايد انجام دهيم اين است كه جاى بريتانيا را با آمريكا عوض كنيم تا تصويرى دقيق از دنياى امروزين خود به دست آوريم.
در اين رمان كه در سال ١٩٤٩ منتشر شده است، اقيانوسيّه به عنوان كشورى با جنگهاى هميشگى، با دولتى همه جا حاضر و ناظر، كنترلكننده افكار عمومى و سلبكننده حقوق مدنى به تصوير كشيده مىشود. آيا اين توصيف را نمىتوان با آمريكاى امروزى منطبق دانست؟ هرچه باشد، در يك نكته ترديدى نيست؛ اگر هم آمريكا هنوز به اين نقطه نرسيده باشد، به نظر مىرسد كه دقيقاً در همين جهت در حال حركت است.
درست است كه آمريكا داراى «وزارت حقيقت»، «وزارت صلح» (در «١٩٨٤» جنگ، صلح قلمداد مىشود)، «وزارت فراوانى» يا «وزارت عشق» (به معناى عشق يا برادر بزرگه) و «حزب» نيست يا دست كم هنوز نيست، امّا برداشت اورول از جهانى با جنگهاى هميشگى، دولت همه جا حاضر و ناظر، كنترل افكار عمومى و سلب حقوق مدنى را بررسى كنيد و ببينيد كه اين برداشت تا چه اندازه با آمريكاى امروزى انطباق دارد. بعد اين سؤال را مطرح كنيد: آيا آمريكا در حال تبديل شدن به نمونهاى زنده از شاهكار ژورناليستى اورول نيست؟
جنگ هميشگى كه بايد آن را يك بىفكرى محض دانست، از پايان جنگ جهانى دوم، ايالات متّحده جنگها و عملياتهاى نظامى متعدّدى را در اين مناطق به راه انداخته است: جنگ «كره»، جنگ: ويتنام «،: گرانادا «،: پاناما»، «بوسنى»، «سومالى»، «عراق»، «افغانستان» و «پاكستان». اگر اين جنگ هميشگى نيست، پس چيست؟
شايد ما به زودى شاهد اقدام نظامى در «يمن» و سومالى نيز باشيم،