ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٩ - ضرورت مسئله
است يا انرژى و قدرت مىبخشد.
مصرف شير خشك همراه با برخى نمادها، يعنى «نو»، «بهتر» و نظاير آن بود. در حال حاضر شير خشك در بسيارى از كشورهاى جهان سوم مصرف بسيار وسيعى دارد.
بنابراين فعّاليت شركتهاى فراملّيتى مىتواند به انتقال حقيقى الگوهاى مصرف منجر شود. بر اساس اين روند انتقال الگوها، نيازها برحسب ماركها تغيير پيدا مىكند و فراوردههاى پيچيدهتر و گرانتر جانشين محصولات ساده و ارزان مىگردد. به موازات اين فرايند، تبليغات شركتهاى فراملّيتى با ايجاد تمايزات تصنّعى بين فراوردهها، موجب از رونق افتادن سريع و جايگزين نمودن آنها با محصولات جديدتر است. نمونههاى برونگرايى، بسيار فراوان بوده و عواقب تأسّف بارى دارد. اين تنها چيزى است كه مىتوان گفت.
روستاييان مكزيك بيش از پيش به مصرف نان سفيد به جاى نان سنّتى خودشان كه هم ارزانتر است و هم پروتئين بيشترى دارد، روى آوردهاند. در جامائيكا مردم عادت داشتند به عنوان صبحانه ماهى و موز كه هر دو ارزان و بسيار مقوّى هستند، مصرف كنند، امّا در نتيجه تبليغات، اين عادت از بين رفته است. اكنون مردم از محصولات «كلوگ» استفاده مىكنند؛ در حالى كه موز در بازار به دليل نبودن خريدار و مشترى فاسد شده و از بين مىرود. ورود شركتهاى «دانونسا» و «شامبورسى»، شركتهاى تابعه گروه شركتهاى «ب. اس. ان ژروهدانون» و گروه «نستله»، در سال ١٩٧٣ م. به مكزيك و برنامههاى تبليغاتى مهمّ آنها تقاضاى كلّى براى ماست را تا ميزان ٣٥٠% افزايش داده است.
فرايند جانشين سازى كالاهاى شركتهاى فراملّيتى به جاى محصولات داخلى در مصرف سيگار بسيار مشخّص و آشكار است. در اين بخش كاملًا متمركز، هشت شركت فراملّيتى بر بازار جهانى تسلّط دارند: مثل شركت «بت» انگليسى الاصل كه بزرگترين سازنده سيگار دنياست و از هر پنج سيگارى كه در جهان سرمايه دارى به فروش مىرسد، يكى از آنِ اين شركت است. شركتهاى ديگر عبارتند از: گروه «امپريال» (انگليسى)، «امريكن براندز» (ايالات متّحده)، مؤسّسه «فيليپ موريس» (انگليسى) و گروه «آفريقاى جنوبى» (روتمن، رامبراند روپرت). اين شركتهاى فراملّيتى در گرايش مردم به مصرف سيگارهاى خارجى (روند برونگرايى)، جايگزين نمودن سيگار داخلى ساخت توليد كنندگان كوچك با سيگارهاى صنعتى دخالت مؤثّر دارند. اين تغيير ذائقه مصرف كنندگان سيگار، باعث نابودى تنباكو سياه در بسيارى از كشورها؛ نظير هند، پاكستان، جمهورى كره، فيليپين، «آرژانتين» يا برزيل شده است. تأكيد اصلى در اين برنامهها بركليشههاى آمريكايى است و «تجمّلگرايى، پايگاه اجتماعى، سطح زندگى عالى و تصوير كابوى عاشق آزادى» مضامينى هستند كه مكرّراً تكرار مىشوند.
گاهى ايجاد بازارهاى جديد به خاطر يافتن مفرهايى است براى فروش فراوردههاى واسطهاى برخى شركتهاى فراملّيتى؛ به عنوان مثال شركت «رالستون پورينا» عامل گسترش صنعت پرورش مرغ در «كلمبيا» ست، نه از آن رو كه مرغ و جوجه را به مادّه كليدى رژيم غذايى مردم اين كشور مبدّل سازد؛ بلكه به دليل آنكه براى محصول اصلى كارخانه، يعنى كنسانترههاى غذايى براى حيوانات، بازار ايجاد كند. به پيروى از همين سياست، تسهيلات و امكانات خاصّى در اختيار مرغداران گذارده شد. در نتيجه بين سالهاى ١٩٦٧ م تا ١٩٧١ م. توليد مرغ در كلمبيا دو برابر گرديد، يعنى از ١١ ميليون به ٢٢ ميليون رسيد.
كودكان به دليل آنكه به عنوان خريداران بالقوّه به راحتى تأثير پذيرند، هدف مطلوبى براى شركتهاى فراملّيتى محسوب مىشوند. براى مثال، برخى مؤسّسات توليد كننده نوشابههاى غير الكلى در آمريكاى لاتين و مركزى در مقابل فروش مستقيم محصولات خود در مدارس به هنگام برگزارى جشنها، نوشابه و يخچال را به طور رايگان در اختيار اين مدارس قرار مىدهند. شركتهاى ديگر نظير «جنرال فودز» در مكزيك با گذاردن مجسّمههايى كوچك، نظير شخصيّتهاى كارتونى والت ديسنى در بسته بندىها، در واقع براى محصولات خود بازاريابى مىكنند.
بسيارى از كالاها (كوكا يا پپسى) نماد تعلّق به دنياى مدرن تلقّى