ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٦ - ج) صنعت زيبايى
زيادى را برانگيخته است؛ چرا كه مخاطبان با احتمال بيشترى، افراد را بر اساس همين معيارهاى مشاهده شده، تقسيمبندى مى كنند. عاملى كه مىتواند به رفتارهايى متناسب با اين ديدگاهها بينجامد؛ به عنوان مثال آگهىهايى كه در آنها از زنان داراى ظاهر زيبا به عنوان وسيلهاى براى جذّابتر شدن و جلب مخاطب استفاده مىشود، ممكن است اين تفّكر را در افراد زنده كند كه زنان كالاهايى جنسى براى لذّت بردن بيشتر مردان هستند. از سوى ديگر، تبليغات نشان دهنده الگوهاى سنّتى وظايف زنانه، مىتواند به تقويّت ديدگاههاى مرزبندى شده اجتماعى كمك كند.
\* اين دو در ادامه مىافزايند: در تحقيق حاضر، ما به دنبال يافتن اين حقيقت بوديم كه مشاهده تبليغات تلويزيونىاى كه زنان را به عنوان كالاهايى جنسى نشان مىدهد، تا چه حد بر رفتارهاى مخاطبان تأثير مىگذارد. براى تبيين بيشتر موضوع، ما درصدد درك اين موضوع بوديم كه چنين تبليغاتى (كه در آنها از استانداردهاى غيرعادّى باريك اندامى و زيبايى استفاده مىشود) تا چه حد به نگرانىهاى زنان در مورد ظاهرشان و در نتيجه نارضايتى از فيزيك بدنى كنونيشان دامن مىزند؟
\* پژوهشگران ياد شده در جمعبندى تحقيق خود مىنويسند: در سالهاى اخير، تبليغات تلويزيونى به صورتى فزاينده، كليشههاى جنسيّتى مورد استفاده خود را از زنان خانهدار به سوى كالاهايى سكسى تغيير دادهاند. در اين تحقيق، ما با آزمون چند فرضيه دريافتيم كه اين كليشهها بر ذهنيّت مردان و زنان بيننده آنها تأثيرات معيّنى مىگذارد كه نارضايتى از اندامهاى كنونى، تصوّر وجود فاصلهاى غيرواقعى بين شرايط كنونى و شرايط آرمانى و همچنين اشتباه در درك كليشههاى ذهنى ديگران نسبت به اندامهاى افراد، بخشى از اين آثار است. از سوى ديگر، چنين پيشفرضهايى به بروز اضطراب و گوشهگيرى و انزواى فردى در روابط اجتماعى خويش مىانجامد.[١]
\* جين كيلبورن، در كتاب «متقاعدسازى مرگ آور» كه در زمينه تأثيرات ويران كننده تبليغات تجارى بر فرهنگ نوشته است. چنين مىگويد: اگر شما نيز نظير ساير مردم، گمان مىبريد كه تبليغات هيچ تأثيرى بر شما ندارند، اين دقيقاً همان چيزى است كه تبليغاتچىها از شما مىخواهند كه آن را بپذيريد. اگر اين حرف صحيح باشد، چرا شركتهاى تجارى سالانه بيش از دويست ميليارد دلار براى تبليغات تجارى خويش هزينه مىكنند؟»
\* وى همچنين مىافزايد: تبليغات با فروش ارزشها، تصاوير و مفاهيم عشق و سكس، رؤيا و موفّقيت بيش از آنكه يك آينه منفعل از جامعه باشد، يك رسانه مؤثّر و ترغيب كننده و تأثيرگذار و متقاعد كننده است كه تأثيرهاى شگرفى دارد، هرچند در اكثر شرايط اين تأثير نامريى است».[٢]
ب) صنعت پوشاك و مد
سالهاست كه مديران شركتهاى طرّاحى لباس و پوشاك زنانه، براى نمايش كارهايشان از دختران لاغر اندام و كشيده و زيبارو به عنوان مدل استفاده مىكنند، ولى فراسوى اين صنعت، حقايقى وجود دارد كه بيانگر هويّت از دست رفته زنان در دنياى امروز است. حقايقى چون وادار كردن مدلها به استفاده از رژيمهاى غذايى طاقتفرسا، استفاده روزافزون از لباسهاى سكسىتر و وقيحتر، دور انداختن مدلهاى قديمى و تلاش براى يافتن دختركانى لاغرتر و ناشناستر و ....
\* آنتونيا زر بيسياس، بانوى روزنامهنگار و وبلاگنويس كانادايى در توصيف وضع دختران فعّال در صنعت پوشاك و مد مىنويسد: «همه مىدانند كه دختران فعّال در اين صنعت بايد همراه با رژيمهاى غذايى سخت و طاقتفرسا و گرسنگى دست و پنجه نرم كنند. حدّاقل ٣ نفر از اين افراد در ١٨ ماه گذشته به دليل افراط در رژيمهاى توصيه شده، جان خود را از دست دادهاند. آنان بايد همواره با لباسهايى كوتاهتر و تلاش براى متناسب نمودن اندامهايشان با لباسهاى جديد طرّاحى شده بكوشند تا در مراسم افتتاحيهها، بتوانند نمايش خود را به بهترين صورت انجام دهند.
با بزرگتر شدن اين دختران كوچك آنان مشاهده مى كنند كه مديران اين صنعت، همواره چشم به ورود دختركانى لاغرتر و كشيدهتر دارند. آنها درمىيابند كه بازوهايى استخوانى و زانوانى ناصاف و برآمده مورد توجّه هستند و بايد سينهها و سرشانههايى سكسيتر از ديگران داشته باشند، به علاوه، آنان شاهد اين حقيقتند كه آنها دختركان بدون نام و صامتى هستند كه تنها به خاطر ظاهر برازنده و معدههاى خاليشان ارزشگذارى مىشوند.
آنچه كه آنها نمىبينند اين حقيقت است كه در زندگى جايى براى نقش بازى كردن وجود ندارد.[٣]
ج) صنعت زيبايى
يكى ديگر از نمودهاى روند بحران هويّت در ميان زنان دنياى امروز، به فراموشى سپرده شدن شخصيّت انسانى زنان در انبوهى از