ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٧ - ضرورت مسئله
شركت «يونيليور» براى فروش خود برنامههاى تبليغاتى جهانى بسيار مهمّى اجرا مىكند. اين برنامهها غالباً باعث مىشود تا مردم تمامى علاقه خود را به فراوردههاى داخلى از دست بدهند. مثلًا همين شركت تلاش مىكند تا در «هند»، مارگارين واناپستى را جايگزين كره محلّى كند و به نظر مىرسد كه اين محصول داخلى كلّاً از بين برود. اين شركت در ايجاد نياز به پودرهاى پاك كننده شيميايى و موادّ ضدّعفونى كننده و در نتيجه ايجاد بازارى براى اين محصولات خود در «اندونزى» موفّق بوده است.
علاوه براين توانسته است فروش بستنى، سوسيس و اغذيه منجمد شده خود را در مناطق درون مرزى «سيرالئون» و «ليبريا» گسترش دهد، يعنى در مناطقى كه كمتر مىتوان از آنها به عنوان مناطق داراى «درآمدهاى احتياطى» سخن گفت و آذوقه رسانى به آنها معمولًا توسط هواپيما صورت مىگيرد.
در «آمريكاى لاتين» قدرت تبليغات به حدّى است كه حتّى روستاييان بسيار فقير نيز عملًا خود را ملزم به نوشيدن نوشابههايى چون كوكاكولا و پپسى مىدانند حتّى اگر به قيمت فروش محصولات طبيعيشان تمام شود.
با مطالعه دو كشور «برزيل» و «مكزيك»، موفّقيت شركتهاى فراملّيتى در ايجاد نياز به نوشابههاى غير الكلى مشاهده مىشود؛ براى مثال مصرف سالانه اين نوع نوشابهها در مكزيك رقم قابل ملاحظه ١٤ ميليارد بطرى؛ يعنى براى هر نفر ٥ بطرى طى يك هفته بوده است (در مكزيك ٤٠% نوشابههاى مصرفى پپسى كولاست). شستوشوى مغزى، تجارتى آن چنان قوى است كه ساكنان برخى روستاهاى مكزيك به رغم درآمد اندك خود متقاعد شدهاند كه بدون اين نوشابهها نمىتوانند زندگى كنند و بايد هر روز آنها را مصرف كنند. در سال ١٩٧٩ م. يك كشيش مكزيكى با اشاره به اين مطلب مىنويسد: شنيده ام بعضى از روستاييان مىگويند بدون مصرف روزانه نوشابههاى غير الكلى نمىتوانند زندگى كنند، برخى ديگر به خاطر نمايش پايگاه اجتماعى خود هر روز با غذايشان بايد نوشابه بنوشند، به خصوص مواقعى كه مهمان دارند. اكثراً فكر مىكنند كه بايد روزانه اين نوشابهها را مصرف كنند. اين اساساً ناشى از تبليغات گسترده به خصوص در راديو است كه در اين مناطق كوهستانى شنوندگان فراوان دارد. به موازات اين امر، در اين روستاها فراوردههاى طبيعى مثل ميوه كمتر مصرف مىشود، برخى خانوادهها فقط هفته اى يك بار ميوه مىخورند.
اساس اين سياستهاى تبليغاتى، متقاعد ساختن مردم است به اينكه روشهاى سنّتى تغذيه (ارزن، برنج، لوبيا، ذرّت و آب) در مقايسه با محصولات غربى غالباً پيچيدهتر (بسته بندىهاى لوكس، تفاوتگذارىهاى تصنّعى با استفاده از ماركهاى گوناگون) اهمّيت كمترى دارد. موضوع مهم در اينجا، نمادگذارى اجتماعى كالاهاست. از آنجا كه مردم به خاطر كم سوادى خود آسيبپذيرترند، تاًثير تبليغات بسيار زيادتر مىشود. براى مثال، به كشور «كنيا» كه قبلًا نيز مورد بحث بوده، اشاره مىشود. هزينه تبليغات بازاريابى براى صابونهاى توليدى شركتهاى وابسته به شركتهاى فراملّيتى در اين كشور شش درصد و براى صابونهاى توليد داخلى يك درصد قيمت آنها بوده است. اين خود نشان دهنده سياست هدايت تقاضاهاى داخلى به سوى فراوردههاى پيچيدهتر صنعتى، (صابون توالت، موادّ ضدّ عفونى كننده ...) است كه بيشتر بر شكل ظاهرى صابونها و جذّابّيت بسته بندى آن، تأكيد دارد.
براى ارائه طرحى كلّىتر از موضوع، به هزينههاى تبليغاتى شركتهاى تابع شركتهاى فراملّيتى در «كنيا» اشاره مىشود. اين