ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٧ - ج) صنعت زيبايى
موادّ آرايشى است كه زنان هر روز براى زيباتر نماياندن خود و جلب توجّه بيشتر ديگران از آنها استفاده مىكنند.
\* كيت وارد، روزنامه نگار آمريكايى، درباره به فراموشى سپرده شدن هويّت زنان در اثر روى آوردن افراطى به استفاده از موادّ آرايشى در محيطهاى معمولى مىنويسد: كارشناسان يادآورى مىكنند كه انتقادات دامنهدار موجود نسبت به آرايش و خودآرايى به سالهاى قرن هفدهم باز مىگردد، هنگامى كه زنان جوان با تركيب موادّ مختلف در دسترس در خانههايشان به ساخت رُژ لب و ماسكهاى پوست دست مىزدند. مثلًا در سال ١٦١٦ م، توماس تيوك كه به فرقه دينى پيوريتنها تعلّق داشت، در اظهار نظرى پر سر و صدا، از آرايش زنان به دليل ايجاد يك «تصوير غير حقيقى»، انتقاد كرده بود.
\* خانم كتى پييس در كتاب خود با عنوان «جنجال شيشهاى؛ پيدايش فرهنگ زيبايى آمريكايى»، چنين مىنويسد: اخلاق گرايان احساس مىكردند كه زنان با صرف وقت و هزينه زياد براى آرايش و خودآرايى، به شخصيّت زنان لوند و فتنهگر نزديك مىشوند. گويى كه رنگ و لعابهاى مصنوعى استفاده شده از سوى روسپيان به يك فرهنگ عمومى هشدار دهنده تبديل شده بود و همه خواهان داشتن يك چهره رنگآميزى شده غيرحقيقى و ساختگى بودند. به دنبال نهضت جنسيّتى زنان در سالهاى قرن نوزدهم، زنان بسيارى اين اعتقاد را پيدا كرده بودند كه براى بالا بردن جاذبه جنسى و فردگرايى خود، بايد از اين محصولات استفاده كنند.
\* از سوى ديگر، زنان بسيارى كه در گذشته به سنّتى بودن متّهم مىشدند، به يك باره براى كسب استقلال و گسترش دامنه آن به استفاده از رُژ لب و انواع موادّ آرايشى ديگر روى آوردند تا پيش فرضهاى ديرپاى خانهدارى و مادرى به عنوان وظيفه و شغل اصلى خود را به كار در مشاغلى نظير رقص، زندگى شهرى و فعّاليت در عرصه مُد تغيير دهند و البتّه در اين دورنماى رؤيايى زندگى مورد انتظار، فردگرايى و هويّت جديد زنان، تنها در گروى استفاده از موادّ آرايشى بود كه نشانگر يك هويّت جنسيّتى متفاوت با گذشته نيز باشد.[١]
پىنوشتها:
[١]. ر. ك: كريس هجز، «پورنو گرافى غيرعادّى؛ آخرين نشانههاى آخرالزّمان فرهنگى آمريكا»، سياحت غرب، سال پنجم، ش ٧٥، مهر ١٣٨٨.
[٢]. همان. براى مطالعه بيشتر در زمينه آثار هرزهنگارى، رك: ويكتور. بى. كلاين، «هرزهنگارى و تهاجمات جنسى عليه زنان»، سياحت غرب، سال دوم، ش ٢٣، خرداد ١٣٨٤.
[٣]. توماس مور، «سكس از نگاه آمريكايىها»، سياحت غرب، سال پنجم، ش ٥٥، بهمن ١٣٨٦.
[٤]. جائيس جى. رايموند، «توسعه صنعت سكس در اتحاديه اروپا»، سياحت غرب، سال سوم، ش ٢٨، آبان ١٣٨٤.
[٥]. همان.
[٦]. هسداى وست بروك، ويكتوريا بلينت، «تجارت سكس در اسرائيل»، سياحت غرب، سال دوم، ش ٢٩، ١٣٨٤.
[٧]. دن. ردر، «بردگى مدرن در آمريكا»، سياحت غرب، سال هفتم، ش ٨٢، خرداد ١٣٨٩.
[٨]. ادريان فرانكلين، «سكس و توريسم»، سياحت غرب، سال پنجم، ش ٦١، مرداد ١٣٨٧.
[٩]. «گونه هاى جديد خانواده در غرب»، سياحت غرب، سال سوم، ش ٣٤، ارديبهشت ١٣٨٥.
[١٠]. جيمز كيو. ويلسون، «افول ازدواج»، سياحت غرب، سال دوم، ش ١٦، آبان ١٣٨٣.
[١١]. «گونههاى جديد خانواده در غرب»، سياحت غرب، سال سوم، ش ٣٤، ارديبهشت ١٣٨٥.
[١٢]. ميراجى هيرد و كيمبرلى آبشاف، «خانواده بدون فرزند»، سياحت غرب، سال دوم، ش ١٤، شهريور ١٣٨٣.
[١٣]. «گونههاى جديد خانواده در غرب»، سياحت غرب، سال سوم، ش ٣٤، ارديبهشت ١٣٨٥.
١٤. «افول ازدواج در جوامع صنعتى»، گفتوگو با ديويد اچ اولسون، سياحت غرب، سال، ش ٣١، بهمن ١٣٨٤.
[١٥]. استفان باسكرويل، «بحران خانواده و صنعتى به نام طلاق»، سياحت غرب، سال چهارم، ش ٤٤، اسفند ١٣٨٥.
[١٦]. «خشونت عليه زنان: گزارشى از چهارمين كنفرانس جهانى زنان»، سياحت غرب، سال سوم، ش ٣٥، خرداد ١٣٨٥.
[١٧]. هوارد لاوين و استفان اچ. واگز، «نگاهى به تأثيرات روانى و اجتماعى نمايش زنان در تبليغات تلويزيونى»، سياحت غرب، سال ششم، ش ٦٧، بهمن ١٣٨٧.
[١٨]. نورمن سولومون، «زنان و صنعت تبليغات تجارى»، سياحت غرب، سال چهارم، ش ٤٤، اسفند ١٣٨٥.
[١٩]. آنتونيا زربيسياس، «قصّه تلخ دختران مدل صنعت پوشاك و مد»، سياحت غرب، سال پنجم، ش ٥٧، فروردين ١٣٨٧.
[٢٠]. كيت وارد، «آيا آرايش زنان يك اقدام فمينيستى است؟»، سياحت غرب، سال ششم، ش ٦٥، آذر ١٣٨٧.