ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٦ - ضرورت مسئله
انسان و خود اوست.
تأثير شركتهاى فراملّيتى در ايجاد الگوهاى مصرف در دو سطح صورت مىگيرد. در وهله اوّل اين شركتها به توسعه الگوهاى مصرفى رايج در كشورهاى جهان سوم كمك مىكنند و در وهله دوم شركتها مىكوشند كالاها و فراوردههاى جديد راكه كم و بيش پيچيدهتر از فراوردههاى قبلى است، جايگزين فراوردههاى سنّتى كنند. بنابراين موفّقيت تجارى اين شركتها در تمامى ساختار مصرف كشورهاى در حال توسعه تأثير مىگذارد. شركتهاى فراملّيتى انتقال دهنده و اشاعه دهنده نظامهاى بازنمايى و هنجارى و نظامهاى بيانى (نيازها و الگوهاى رفتارى) اند. تفكّرى كه اساس اين نظامها را تشكيل مىدهد، آن است كه براى مثال پاداش تلاش فرد در كارش دسترسى يافتن به كالاهاى مصرفى است و افزايش مصرف، شاخص عمده توسعه اقتصادى محسوب مىشود. بنابراين، ترويج چنين منطقى و تلاش براى مصرف بيشتر در نيروى محرّكه تغيير اجتماعى، نقش مهمّى دارد. به اين معنا كه شركتهاى فراملّيتى به دليل ماهيّت عقلانيّت خود، در پيوستگى و يگانگى روزافزون كشورهاى جهان سوم با نظام اقتصاد تجارى، دخالت دارند. اعتبار و ارزش فرد در اين نظام اقتصادى تا حدّ زيادى به كالاها و خدماتى كه در دسترس دارد و همچنين به پايگاه اجتماعى وابسته به اين خدمات، منوط است. اين عقلانيّت به طرق گوناگون مطرح مىگردد، در زمينه ارتباطات، پيامهاى پخش شده توسط رسانهها (تلويزيون، سينما و تبليغات) با نمايش امتيازات جامعه مصرفى و ايجاد اشكال بازنمايى و نظامهاى هنجارى، نقش مهمّى بازى مىكنند.
به موازات اين جريان، گرايش روزافزونى به تقليد از سبك زندگى غربى و توليدات غربى به وجود مىآيد، انگيزههاى افراد به نحو فزايندهاى به سمت دسترسى به مصارف تجارى سوق داده مىشود. ارزشهاى سنّتى تا حدّ زيادى بى اعتبار مىگردد و تصوّر ذهنى فرد از جامعه و نقشى كه در آن دارد، تغيير مىكند.
كاركنان شركتهاى فراملّيتى نيز، صرفنظر از مقامى كه در شركت دارند، با اشاعه اخلاق شركتها در اين فرايند تخريب، نقش مهمّى دارند. همان طورى كه قبلًا اشاره شد، اشتغال به كار در اين نوع شركتها مستلزم پذيرش مقرّرات و هنجارهاى مربوط به آنهاست. مصرف كالاهاى ساخت شركتهاى فراملّيتى و اثرات نمايشى منبعث از آنها، در ايجاد اخلاق مصرف مادّى مؤثّر است.
نكته آخر اينكه اين شركتها گرايش دارند عادات مصرفى را به گونه اى كه به سود آنها باشد، شكل دهند و بنابراين درصددند تا فراوردههاى خود را جايگزين كالاهاى سنّتى كنند و براى برخى كالاها و خدمات خود تقاضاى تجارى منظّمى كه قبلًا وجود نداشته، به وجودآورند. همچنين برخى نيازها و خواستها را به سوى ماركهاى خارجى سوق دهند. سياستهاى تبليغاتى و تشويق فروش كالا، بدون شك يكى از مؤثّرترين طرق نفوذ شركتهاى فراملّيتى است و در تغيير نيازهاى اساسى افراد و هدايت آنها به سوى ماركها و فراوردههاى خاص، دخالت دارد. قطعاً اين انتقال سليقهها برآيند سياستهاى گسترده بازاريابى و تأثير آنها بر معرّفها و هنجارهاست.
هدف اصلى اين تبليغات، ايجاد نيازها و بنابراين فراوردههايى است كه مىتوانند اين نيازها را برآورده سازند. فراوردههايى كه عملًا تنها شركتهاى فراملّيتى قادر به توليد آنها هستند. براى مثال