ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥ - راز درهاى بسته
از همين جاست كه عرض مىكنم در انتخاب صاحبمنصبان، حدّاقلى از معيارها و استانداردها وجود ندارد.
\* متأسّفانه فقدان سيستم نظارتى و كنترل كننده در سازمانها و ادارات و در رستههاى مختلف و مقرّرات توبيخى نيز باعث بسيارى خسارات شده است.
البتّه بر روى كاغذ و گاه در شعارها از نظارت و قوّه تنبيهى و تشويقى سخن به ميان مىآيد، امّا در عمل، ما فاقد اين نظام مهم و ضرورى هستيم. به عبارت ديگر مديران و مسئولان، مبسوط اليد مىمانند و پس از پايان دوره خدمتى نيز، همه سوابقشان در فايلها و گنجينهها مانده و به دست فراموشى سپرده مىشود. از همين جا، منصبها، مسئوليّتآور نيستند، فرصتى شناخته مىشوند برايزدن گوى آرزوها و آمال. چه تعداد از مسئولان را مىشناسيد كه به رغم همه سوابق سوء، به مسلخ سؤال و پرسش كشيده شده باشند؟ به همين دليل برخى، به رغم دست داشتن در مفسدههاى بزرگ، مصون از داغ و درفش، درانتظار دور جديد انتخابات مىمانند تا شايد به قول عوام، «طغارى بشكند، ماستى بريزد، جهان افتد به كام كاسه ليسان».
\* مطبوعات صالح و مصلح، خبرنگاران آزاده و خيرخواه و واعظان و معلّمان جامعه مىتوانند چشم و گوش حجّت خدا باشند، در زمين مشاوران امينى هستند كه بى ما به ازاء و دستمزد، خدمات كارشناسى ارائه مىكنند، خطرها را مىنمايند، عيوب را متذكّر مىشوند، راه برون رفت را بارز مىسازند و تصويرى از فضا و محيط بيرونى و دور از ديد و دسترس مسئولان و صاحبان مناصب ارائه مىكنند. به شرط آنكه، مسئولان و مشاوران آموخته باشند كه از اين خدمات رايگان بهره ببرند، آنها را به حساب آورند و همه روزه، اطّلاعات و اخبار را رصد كنند.
متأسّفانه خطّ نادرستى، طى سالهاى گذشته در كشور جارى شده، اين خط را هم برخى از همان صاحب منصبان زيركانه جارى ساختهاند: منتقد، مزدور است.
آنان، براى فرار از پاسخگويى، منتقدان را پيشاپيش، ناصالح و مغرض معرّفى مىكنند و نقد جزئى آنها را درباره عملكرد يك فرماندار يا رئيس اداره در يك شهرستان، به منزله نقد كلّى نظام، انكار نظام و گاه دشمن و اجير شده بيگانه فرض كردهاند؛ در حالى كه چنين فرضى اساساً غلط است.
اى كاش ارج نهادن مقام واعظان، متذكّران، منتقدان و مطبوعات مسئول و متعهّد چنان نهادينه شده بود كه آنان چونان وجدان بيدارى، قادر به حفاظت و حراست امور و متذكّر ساختن صاحبان امضا مىشدند. در شرايطى روزگار مىگذرانيم كه گاه يك وزير مجرّب هم در طرفةالعينى تاوان سادهترين انتقاد را با دريافت نامه معزولى مىپردازد.
\* مصنويّتبخشى، مهمترين طريق مصون ماندن از انگشت نقد و اتّهام است و اين مصونيّتبخشى، قبل از آنكه با شلّاق طرد و نفى منتقد حاصل شود، از مسير اصلاح امور و پيراستن خود از لغزشها و اشتباهات صورت مىپذيرد. به عبارت ديگر، ما نياموختهايم كه، «حاسبوا قبل ان تحاسبوا؛ به حساب خودتان برسيد قبل از آنكه به حسابتان برسند.» از آنجا كه تدبيرى براى تربيت مديران نينديشيدهايم، مديران، «حسابرسى و پرسش» را برادر دوقلوى «احراز پست» نمىشناسند و همواره از آن مىگريزند و تصلّب رأى را با قاطعيّت ممدوح اشتباه مىگيرند.
\* وجود خيل كثير كورباش و دورباش، از قديم الايّام موجب افتخار، قدرتنمايى، نمايش و مانور صاحب منصبان بوده است؛ هم آنان كه اگر فرمان بيابند تا كلاهى را بياورند، براى خودنمايى سر مىآورند.
متأسّفانه، سازمانهايى همچون «منافقين»، با ترورهاى كور و به قصد اجراى فرمان مستكبران، نقش مهمّى را در ايجاد ديوار حايل بين مردم و مسئولان ايجاد كردند تا آنكه به تدريج داشتن ديوار و حايل نهادينه شد و دسترسى به متصدّى كارپردازى يك اداره در يك شهرستان نيز سخت و مستلزم ديدن و نواختن جماعت حايل و مراقب است. اين سخن نافى ضرورت نظم و ترتيب امور و داشتن منشى و رئيس دفتر نيست.
ماندن در حلقه گزمهها و دفترها براى مصون ماندن از ديدار مردم سخنى ديگر است.
\* گاه سازمانها و نهادهاى دولتى با سر و صدا و تبليغ از اقدامى نو و منحصر به فرد و طرحى ويژه سخن مىگويند و نظرها را جلب مىكنند؛ در حالى كه مراجعهاى ساده به آرشيو مطبوعات نشان مىدهد كه بارها و بارها اين كشف و كرامتهاى اتّفاق افتاده، توسط مردانى بىريا به انجام رسيده و در قالب دهها كتاب و رساله و صدها مقاله مُفت و مجّانى انجام شده و قابل دسترسى است. در ميان ما و در بدعت برخى مديران، ناديده گرفتن سوابق و لواحق امور و حركت بر مدار صفر درجه مرسوم است. بىخبرى مديران و رندى كارگزاران ميانى مانع از آن است تا دانسته شود طرحى و پروژهاى پيش از اين به اجرا در آمده است، بنابراين ره به عقب نبايد پوييد و بيتالمال را نبايد ضايع ساخت.
وقتى منشى معاون فرهنگى يكى از سازمانهاى فرهنگى براى ديدار و شنيدن سخنان مصلحانه نويسندهاى و روزنامهنگارى مجرّب و شناخته شده چونان جرّاحى منحصر به فرد و دور از دسترس، وقت دو ماهه مىدهد و ساعت ٦ صبح را براى ديدارى نيم ساعته معلوم و مقرّر مىسازد و بعد از آن ديدار ناگزير نيز تا سالهاى سال امكان پيگيرى و ديدار مجدّد حاصل نمىآيد، تو خود حديث مفصّل بخوان ...
\* امروزه، وظايف ذاتى بسيارى از متولّيان مسئول و صاحب رديف و بودجه را اشخاصى حقيقى و حقوقى به انجام مىرسانند. اين امر درباره بسيارى از امور فرهنگى، اجتماعى و اقتصادى كشور صادق است. اين اشخاص، تنها به دليل احساس مسئوليّت و علاقه و اعتقاداتشان به هر در و ديوارى مىزنند؛ وب سايت و وبلاگ تأسيس مىكنند، نشريه و كتاب منتشر مىكنند، به وعظ و خطابه مشغول مىشوند و خود را با صدها خطر و حادثه درگير مىسازند؛ در حالى كه سازمانهاى