ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٠ - عصر تحوّل طبّ اسلامى ايران
١. كلّيات كه شامل چهار فن و چهار شيوه است؛ ٢. ادويه مفرده (داروهايى گياهى)؛ ٢. بيماريهاى اعضاى بدن از سر تا نوك پا كه شامل بيست و دو تكنيك است؛ ٤. بيماريهاى تخصّصى كه به عضو خاصّى اختصاص ندارد؛ ٥. داروهاى گياهى مركّب كه در بردارنده مقالات است.
يكى از مؤلّفان بزرگ كتابهاى طبّى در تمدّن اسلامى، سيّد اسماعيل طبيب بوده است. از دوران حمله مغول و خسارات فراوان وارده بر ايران زمين تا دوران قاجار هيچ كتاب و رساله پزشكى ديگرى نوشته نشده است. عنوانهاى ساير كتب كه در اين عصر تأليف شدهاند، عبارتند از:
كتاب «تحفه حكيم مؤمن» اثر محمّد مؤمن بن ميرزا محمّد زمان تنكابنى، كتاب «مالا يسمع الطّبيب» تأليف يوسف بن اسماعيل خويى شافعى معروف به ابن الكبير، «جامع المفردات الأدويه و الأغذيه» تأليف ابن ابيطار (ضياءالدّين عبدالله بن احمد مالقى اندلسى) از مسلمانان اهل اسپانيا، «تذكره شيخ داوود انطاكى» نوشته شيخ داوود بن انطاكى ملقّب به بينا، كتاب «حاوى» رازى و اختيار «شرح جالينوس بر بقراط»، «قرا با دين موجز»، حواشى بر قانون ابنسينا، «رساله در فصد»، كتاب «معالجات بقراطى»، «حاوى كبير و صغير: كتاب حاوى به زبان ساده» تأليف محمّد بن زكرياى رازى، اين كتاب همچنين به زبان لاتين» Continent «نيز ترجمه شده است و كتاب «كوناش فاخره»: از نوشتههاى محمّد بن زكرياى رازى.
در ادامه معرّفى تاريخچه بزرگان و آثار طبّ سنّتى ايران زمين مىتوان از نام ايلاقى (شرف الزّمان) كه از شاگردان مشهور بوعلى سينا در طبّ بود، نام برد. كتب «طبّ ايلاقى»، «فصول ايلاقى» و «فصول ايلاقيّه» يا «ايلاقيّة الفصول» در كتابخانههاو فهرستهاديده ميشود و مورد اعتبار بوده است.
كتاب «كوناش فاخره» از نوشتههاى محمّد بن زكرياى رازى بوده است كه در زمان خود براى طالبان علم طبّ و دانشجويان اين رشته داراى ارزشى فراوان بوده است.
نام ديگرى كه در دوران خلفاى عبّاسى بر سر زبانهابوده، «يوسف ساهر» معروف به «يوسف القس» است. وى به علّت داشتن نوعى بيمارى به «يوسف ساهر بيدار» مشهور گشته است. نوشتههاى او شامل دو فصل مجزّا ميشود: قسمت اوّل: بيست باب (فصل) در مورد اعضا و جوارح بدن انسان و قسمت دوم: حدود ٦ فصل كه در مورد وظايف اعضاى بدن به صورت نامرتب توضيح ميدهد.
در تاريخ طبّ همچنين به كلمه اى برمى خوريم كه به معناى خاندان پزشكى است كه در پيشبرد اهداف دانشگاه جندى شاپور سهم بسزايى داشتهاند كه به آنها «بختشيوع» ميگفتند.
يكى از مورّخان بزرگ اروپايى در مورد خاندان پزشكى «بختشيوع» چنين مينويسد: ١. بختشيوع اوّل (بنيانگذار)؛ ٢. جرجيس طبيب (٧٦١ م.)؛
٢. بختشيوع دوم (٨٠١ م.)؛ ٤. جبرائيل (٨٢٨ م.)؛ ٥. جرجيس دوم؛ ٦. بختشيوع سوم (٨٧٠ م.)؛
٧. عبيدالله؛ ٨. يحيى يا يوحنّا؛ ٩. جبرائيل (١٠٠٦ م.)؛
١٠. بختشيوع چهارم (٩٤٥ م.).
جالينوس حكيم از پزشكان بزرگ و بى نظير يونان است كه دنباله رو تحقيقات بقراط است و علم طبّ بسيار مديون اوست. نوشتههاى او اغلب به زبان عربى ترجمه شده و مدّتهابه جهان پزشكى جسم و ذهن خدمت كرده است. در اين زمان حكّام هندى و يونانى از خود آثار بسيار ارزشمندى به جاى گذاشتهاند، كه در جاى خود از آن ياد خواهد شد. در اين دوران مىتوان از آثارى چون: «كتاب النّبض الكبير»، «ستّه عشر»، «كتاب النّفس» و «كتاب حيلة البرء» ... مىتوان نام برد كه هر يك از اين كتب از طرف دانش پژوهان طبّ مورد استقبال و توجّه شايانى قرار گرفت و سالهاى سال منبع اطّلاعاتى براى اين گروه بوده است.
كتاب ديگرى كه در اين زمينه مورد بررسى و توجّه قرار گرفته، كتاب «كامل الصّناعه» تأليف ابوالحسن مجوسى اهوازى است كه از پزشكان بزرگ و نامى مسلمان و حاذق و دانشمند بوده است.
وى در ساختن مراكز